Zarin > Zarin's Quotes

Showing 1-3 of 3
sort by

  • #1
    نادر نادرپور
    “«...
    نسلی که در مقابله با خصم هوشيار
    مستانه گرز خود را بر پای اسب کوفت
    دشمن رسيد و کاسه ی سر را ازو گرفت
    آنگاه طعم باده ی خون را بدو چشاند
    نسلی که از پدر
    نامی شنيده بود و نشانی نمی شناخت
    در روز جنگ، دشمن او جز پدر نبود
    هنگام مرگ، نوحه بر او جز پدر نخواند
    ما هم به سهم خويش
    افسانه ای بر اين همه افزدويم
    ما، بردگان فقر و اسيران آفتاب
    از فخر شعر، سر به فلک سودیم
    ما، بازماندگان مشاهير باستان
    از نسل ابلهان
    از نسل شاعران
    يا نسل عاشقان کهن بوديم
    ...»”
    نادر نادرپور

  • #2
    نادر نادرپور
    “امشب دلم گرفته تر از ابر است
    چشمم در آرزوي چراغي نيست
    دانم كه در چنين شب نافرجام
    كس را از آنكه رفته، سراغي نيست.”
    نادر نادرپور, شعر انگور

  • #3
    نادر نادرپور
    “چندان فرو باريد برف جامد ايام
    كز حجم سردش : موي من رنگ زمستان يافت
    اكنون نمي دانم كه باران كدامين روز
    اين رنگ برفين را تواند شست
    شب ، ديدگانم را چنان از تيرگي انباشت
    كاين چشمه هاي روشن از بنياد خشكيدند
    اكنون نمي دانم كه چون خورشيد برخيزد
    تصوير او را در كدامين چشمه بايد جست
    بار گران روزها چندان به دوشم ماند
    كز بردباري قامتم خم شد
    اگنون كسي در گوش من ، خصمانه مي گويد
    اين پشته پنهان كه بر دوس گمان داري
    بار گناه تست
    من خوب مي دانم كه در اوج كهنسالي
    چشمان تاريك مرا از صبح آيينه
    ديگر اميد روشنايي نيست
    اما هنوز اي بخت
    آيا ، ميان خرمن موي سپيد من
    تار سياهي در شب پيري تواند رست ؟”
    نادر نادرپور / Nader Naderpoor



Rss
All Quotes



Tags From Zarin’s Quotes