Hamidoo > Hamidoo's Quotes

Showing 1-8 of 8
sort by

  • #1
    Anthony Bourdain
    “Travel changes you. As you move through this life and this world you change things slightly, you leave marks behind, however small. And in return, life—and travel—leaves marks on you.”
    Anthony Bourdain

  • #2
    Sohrab Sepehri
    “و ما ... برای خوردن یک سیب

    چقدر تنها ماندیم...”
    سهراب سپهری

  • #3
    Ernesto Sabato
    “پست ترین آدم ها آنهایی هستند که
    آنقدر می مانند تا عاشقشان بشوی
    و بعد میروند”
    Ernesto Sabato

  • #4
    احمد شاملو
    “دوستت می دارم , بی آنکه بخواهمت

    سالگشتگی ست این؟

    که به خود در پیچی ابروار

    بغُری بی آنکه بباری؟

    سالگشتگی ست این

    که بخواهیَش

    بی آنکه بفشاریش؟

    سالگشتگی ست این؟

    خواستنش

    تمنای هر رگ

    بی آنکه در میان باشد

    خواهشی حتی؟

    نهایت عاشقی ست این؟

    آن وعده دیدار در فراسوی پیکرها؟”
    احمد شاملو, مدایح بی‌صله

  • #5
    Paul Auster
    “از صخره پایین پریدم و بعد همین که نزدیک بود با زمین برخورد کنم اتفاق عجیبی افتاد : فهمیدم ادم هایی هستند که دوستم دارند.دوست داشته شدن ان هم به این شکل خیلی چیز هارا عوض میکند.از وحشت سقوط کم نمی کند ،اما دورنمای جدیدی به معنای وحشت می دهد.من از صخره پایین پریدم و در اخرین لحظه چیزی از راه رسید و مرا میان زمین و اسمان گرفت.این چیزی است که به عشق تعبیرش میکنم. این همان چیزی است که جلوی سقوط ادم هارا میگیرد.چیزی انقدر قدرتمند که میتواند قانون جاذبه را به چالش بکشد.”
    Paul Auster, Moon Palace

  • #6
    Oscar Wilde
    “It is what you read when you don't have to that determines what you will be when you can't help it.”
    Oscar Wilde

  • #7
    محمدرضا شفیعی کدکنی

    نفسم گرفت ازين شب در اين حصار بشكن
    در اين حصار جادويي روزگار بشكن
    چو شقايق از دل سنگ برآر رايت خون
    به جنون صلابت صخره ي كوهسار بشكن
    تو كه ترجمان صبحي به ترنم و ترانه
    لب زخم ديده بگشا صف انتظار بشكن
    ... سر آن ندارد امشب كه برآيد آفتابي؟
    تو خود آفتاب خود باش و طلسم كار بشكن
    بسراي تا كه هستي كه سرودن است بودن
    به ترنمي دژ وحشت اين ديار بشكن
    شب غارت تتاران همه سو فكنده سايه
    تو به آذرخشي اين سايه ي ديوسار بشكن
    ز برون كسي نيايد چو به ياري تو اينجا
    تو ز خويشتن برون آ سپه تتار بشكن

    محمدرضا شفیعی کدکنی

  • #8
    Emily St. John Mandel
    “I'm just curious, how'd you get into this line of work?"

    "Gradually, and then suddenly”
    Emily St. John Mandel, Station Eleven



Rss