Sadeq > Sadeq's Quotes

Showing 1-2 of 2
sort by

  • #1
    “تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی
    اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی

    آه از نفس پاک تو و صبح نشابور
    از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی

    پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار
    فیروزه و الماس به آفاق بپاشی

    ای باد سبک سار مرا بگذر و بگذار
    هشدار که آرامش ما را نخراشی

    هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم
    اندوه بزرگی ست چه باشی، چه نباشی”
    علیرضا بدیع

  • #2
    “هرقدر هم ساکت نشستن مشکلت باشد
    حرف دلت تا می‌توانی در دلت باشد

    این قدر در گفتن دویدی کوله‌بارت کو؟
    این سهم خیلی کم نباید حاصلت باشد

    حالا که این قدر از تلاطم خسته‌ای برگرد
    اما اگر خاکی بخواهد ساحلت باشد

    تا وقت مردن روی خوشبختی نمی‌بینی
    تا درد و رنج آغشته با آب و گلت باشد

    احساس غربت می‌کنی وقتی که شوقی نیست
    حتی اگر یک عمر جایی منزلت باشد

    اصلاََ بگو کی در ازای شعر نان داده
    یا خنده‌ای، حرفی که شاید قابلت باشد؟...

    از گفتنی‌ها با تو گفتم بعد از این بگذار
    دست خود دیوانه‌ات (یا عاقلت) باشد

    امروز و فردا می‌کنی، امروز یا فردا
    یک دفعه دیدی وقت مُهر باطلت باشد

    بر شانه‌هایت باز دنبال چه می‌گردی؟
    انگیزه پرواز شاید در دلت باشد”
    مهدی فرجی, روسری باد را تکان می‌داد



Rss
All Quotes



Tags From Sadeq’s Quotes