Mortz > Mortz's Quotes

Showing 1-7 of 7
sort by

  • #1
    مهدی اخوان ثالث
    “ما چون دو دریچه روبروی هم
    آگاه ز هر بگو مگوی هم
    هر روز سلام و پرسش و خنده
    هر روز قرار روز آینده

    عمر آیینه بهشت اما آه
    بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه

    اکنون دل من شکسته و خسته ست
    زیرا یکی از دریچه ها بسته ست
    نه مهر فسون نه ماه جادو کرد
    نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد
    نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد”
    مهدی اخوان ثالث

  • #2
    مهدی اخوان ثالث
    “بهار آمد، پریشان باغ من افسرده بود اما
    به جو باز آمد آب رفته، ماهی مرده بود اما”
    مهدی اخوان ثالث, قاصدک

  • #3
    مهدی اخوان ثالث
    “بیا امشب که بس تاریک و تنهایم
    بیا ای روشنی، اما بپوشان روی
    که می ترسم تو را خورشید پندارند
    و می ترسم همه از خواب برخیزند
    و می ترسم که چشم از خواب بردارند

    نمی خواهم ببیند هیچ کس ما را
    نمی خواهم بداند هیچ کس ما را

    و نیلوفر که سر بر می کشد از آب
    پرستوها که با پرواز و با آواز
    و ماهی ها که با آن رقص غوغایی
    نمی خواهم بفهمانند بیدارند

    شب افتاده ست و من تاریک و تنهایم
    در ایوان و در تالاب من دیری ست در خوابند
    پرستو ها و ماهی ها و آن نیلوفر آبی

    بیا ای مهربان با من!
    بیا ای یاد مهتابی..”
    مهدی اخوان ثالث, لحظه‌ی دیدار نزدیک است

  • #4
    مهدی اخوان ثالث
    “نذر کرده ام
    یک روز که خوشحالتر بودم
    بیایم و بنویسم که
    زندگی را باید با لذت خورد
    که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید
    و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد

    یک روزی که خوشحال تر بودم
    می آیم و مینویسم که
    "این نیز بگذرد"
    مثل همیشه که همه چیز گذشته است و
    آب از آسیاب و طبل از نوا افتاده است
    ...”
    مهدی اخوان ثالث

  • #5
    مهدی اخوان ثالث
    “به دیدارم بیا هرشب
    در این تنهایی تنها و تاریک خدامانند
    دلم تنگ است
    بیا، ای روشن! ای روشنتر از لبخند!
    شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهیها.”
    مهدی اخوان ثالث

  • #6
    احمد شاملو
    “روزی ما دوباره كبوترهایمان را پیدا خواهیم كرد
    و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت

    روزی كه كمترین سرود
    بوسه است
    و هر انسان
    برای هر انسان
    برادری ست
    روزی كه دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
    قفل افسانه ایست
    و قلب
    برای زندگی بس است

    روزی كه معنای هر سخن دوست داشتن است
    تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی
    روزی كه آهنگ هر حرف، زندگی ست
    تا من به خاطر آخرین شعر، رنج جستجوی قافیه نبرم
    روزی كه هر حرف ترانه ایست
    تا كمترین سرود بوسه باشد

    روزی كه تو بیایی، برای همیشه بیایی
    و مهربانی با زیبایی یكسان شود
    روزی كه ما دوباره برای كبوترهایمان دانه بریزیم ...

    و من آنروز را انتظار می كشم
    حتی روزی
    كه دیگر
    نباشم”
    احمد شاملو

  • #7
    احمد شاملو
    “آن‌که می‌گوید دوستت دارم
    خُـنـیـاگر غمگینی‌ست
    که آوازش را از دست داده است

    ای کاش عشق را
    زبان ِ سخن بود

    هزار کاکلی شاد
    در چشمان توست
    هزار قناری خاموش
    در گلوی من

    عشق را
    ای کاش زبان ِ سخن بود

    آن‌که می‌گوید دوستت دارم
    دل اندُه گین شبی ست
    که مهتابش را می جوید

    ای کاش عشق را
    زبان ِ سخن بود

    هزار آفتاب خندان در خرام ِ توست
    هزار ستاره‌ی گریان
    در تمنای من

    عشق را
    ای کاش زبان ِ سخن بود”
    احمد شاملو



Rss