Mahmoud Karimi > Mahmoud's Quotes

Showing 1-4 of 4
sort by

  • #1
    هوشنگ گلشیری
    “جد کبیر هم داد می‌زند: نَبُر، میرغضب! میرغضب هم می‌برد و سر بریده را می‌اندازد جلو پای جد کبیر. شازده گفت: هیچ میرغضبی تا آن روز نشنیده بود: نبُر.. زیر و روش کن، فحرالنساء”
    هوشنگ گلشیری, شازده احتجاب

  • #2
    هوشنگ گلشیری
    “... انتخاب هرچه بی دلیل تر باشد بهتر است. کسی که برای کشتن یک آدم دنبال بهانه میگردد هم قاتل است و هم دروغگو، تازه دروغگویی که میخواهد سر خودش کلاه بگذارد. اگر خواستی بکشی دلیل نمیخواهد. باید سر طرف، سینه طرف را هدف بگیری و ماشه را بچکانی، همین.”
    هوشنگ گلشیری, شازده احتجاب

  • #3
    هوشنگ گلشیری
    “این دیگر کار فخری است. تو خانم این خونه‌ای فهمیدی؟ فخری باید ظرف‌ها را پاک بشوید، اتاق را جارو کند. و وقتی من کپلش را نیشگون گرفتم غش غش بخندد و فرار کند برود توی مطبخ.”
    هوشنگ گلشیری, شازده احتجاب

  • #4
    هوشنگ گلشیری
    “مراد گفت:شازده جون,شازده احتجاب عمرش را داد به شما.
    شازده پرسد:احتجاب؟
    مراد گفت:نمیشناسیدش؟پسر سرهنگ احتجاب,نوه شازده بزرگ,نبیره جدکبیر افخم امجد.خسرو را می گویم,همان که روز سلام می ایستادپهلو دست شازده بزرگ دست می کشید روی موهایش و می گفت:پسرم تو مثل پدرت قرمساق نشی.
    شازده گفت:آهان.
    -سل گرفت,بدنش شده بود مث دوک.دیگه نمی شدشناختش.خدا بیامرزدش.”
    هوشنگ گلشیری, شازده احتجاب



Rss