Aky > Aky's Quotes

Showing 1-9 of 9
sort by

  • #1
    “پاک کن از چهر اشکت را
    ز جا برخیز
    تو در من زنده ای
    من در تو
    ما هرگز نمی میریم
    من و تو باهزاران دگر
    این ره را دنبال می گیریم
    که فردا روز، روز آزادی ست”
    مهرداد بهار / Mehrdad Bahar

  • #2
    “گرچه بی ما رفتی از این سرنوشت
    گرچه از ما دل بریدی عاقبت
    گرچه قلبت با جدایی ها سرشت
    گرچه چشمانت دمی هم برنگشت

    سایه بان خانه ی هرآفتاب
    تا ابد فانوس خاموشی برافروخت
    منتظر در کوچه های بی عبور خاطرات
    منتظر با قصه های پر ملال کودکی

    .:منتظر تا انتظار:.

    منتظر تا رهگذاری باز آید از افق ”
    مهرداد بهار / Mehrdad Bahar

  • #3
    “در این گرگ و میش سحر زاده
    چه باید باشد این احشام را؟
    به دنبال علف قلاده می بندند!
    و من می ترسم ازین دنیا
    که تعلیم برادر دوستی می دهد ما را!”
    مهرداد بهار / Mehrdad Bahar

  • #4
    “در هوای گیج و دلتنگ جمعه ها
    در هیاهوی اذان و نغمه ها
    من
    به شهر بی امان تحقیرها رفته ام
    تو اما
    به روزهای ناب بی من رفته ای”
    مهرداد بهار / Mehrdad Bahar

  • #5
    “رونوشت روزها را بر هم سنجاق کردم
    شنبه های بی قراری”
    مهرداد بهار

  • #6
    “مثل جغدی، خسته و بی آروز
    گه نشینم بر خراب زندگی
    جز حقارت، جز حقارت، جز حقیر
    چیست جز این در نقاب زندگی؟”
    مهرداد بهار / Mehrdad Bahar

  • #7
    “در شبی خاموش و طاقت سوز
    دیگرم یارای رفتن، رفته است
    بی گمان تنهای تنها مانده ام من
    گوشه ای اندوه سان و نالان مانده ام من”
    مهرداد بهار / Mehrdad Bahar

  • #8
    “م دانيم
    ه مه
    م دانند
    و اهمه بر ما شوريده است
    د انستن
    ا ما چه سود
    ه مه ی پيشينيان هم
    م يدانستند!!!
    د ريغا آنان نيز
    ی ادگاری تلخ بنهادند:
    ن ظاره، سکوت و فرموده اي سهم:
    ج ويبار اين مزرعه خشکيدست
    ا شک های من و تو پوسيدست
    د رمانی بر دانستن يا ندانستن ما نيست”
    مهرداد بهار / Mehrdad Bahar

  • #9
    “من آن سنگم

    سرنوشت
    مرا در حاشيه ي راهي قرار داده است
    كه بر ديواره ي هيچ جغرافيايي
    نقش نخواهد بست

    بدرود اي سرنوشت ...
    بدرود”
    مهرداد بهار / Mehrdad Bahar



Rss