Tahereh > Tahereh's Quotes

Showing 1-12 of 12
sort by

  • #1
    Fyodor Dostoevsky
    “من گاهی فکر کرده ام که بهترین راه خرد و متلاشی کردن انسان به طور کامل این است که کاری کاملا پوج و بی فایده به او واگذار کنیم”
    Fyodor Dostoevsky

  • #2
    عرفان نظرآهاری

    دستمال کاغذی به اشک گفت:
    قطره قطره ات طلاست
    یک کم از طلای خود حراج می کنی؟
    عاشقم با من ازدواج می کنی؟
    اشک گفت: ازدواج اشک و دستمال کاغذی!؟
    تو چقدر ساده ای خوش خیال کاغذی!
    توی ازدواج ما تو مچاله می شوی چرک می شوی و تکه ای
    زباله می شوی،پس برو و بی خیال باش عاشقی کجاست!
    تو فقط دستمال باش!
    دستمال کاغذی دلش شکست گوشه ای کنار جعبه اش نشست
    گریه کرد گریه کرد
    در تن سفید و نازکش دوید خون درد
    آخرش دستمال کاغذی مچاله شد
    مثل تکه ای زباله شد او ولی شبیه دیگران نشد
    چرک و زشت مثل این و آن نشد
    رفت گرچه توی سطل آشغال
    پاک بود و عاشق و زلال
    او با تمام دستمال های کاغذی فرق داشت
    چون که در میان قلب خود
    دانه های
    اشک داشت

    عرفان نظرآهاری

  • #3
    Sidney Sheldon
    “I'm a woman. I have a right to change my mind.”
    Sidney Sheldon, Master of the Game

  • #4
    قیصر امین‌پور
    “اینجا همه هر لحظه می پرسند :
    ــ « حالت چطور است؟ »

    اما کسی یکبار
    از من نپرسید:
    ــ « بالت ...”
    قیصر امین پور

  • #5
    Sohrab Sepehri
    “من به آمار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از آدمهاست پس چرا این همه آدم تنهاست.؟”
    سهراب سپهری

  • #6
    “ما بندرت درباره آنچه که داریم فکر میکنیم ؛
    درحالیکه پیوسته در اندیشه چیزهایی هستیم که نداریم”
    آرتور شوپنهاور

  • #7
    فاضل نظری
    “...
    شادم تصور مي‌كني وقتي نداني

    لبخندهاي شادي و غم فرق دارند
    ...”
    فاضل نظری

  • #8
    فاضل نظری
    “گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست

    دل بکن!آینه این قدر تماشایی نیست

    حاصل خیره در آیینه شدن ها آیا

    دو برابر شدن غصه تنهایی نیست؟!

    بی سبب تا لب دریا مکشان قایق را

    قایقت را بشکن!روح تو دریایی نیست

    آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد

    آه!دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست

    آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست

    حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست

    خواستم با غم عشقش بنویسم شعری

    گفت:هر خواستنی عین توانایی نیست”
    فاضل نظری

  • #9
    حسین پناهی
    “شب در چشمان من است

    به سیاهی چشم‌هایم نگاه کن

    روز در چشمان من است

    به سفیدی چشم‌هایم نگاه کن

    شب و روز در چشمان من است

    به چشم‌هایم نگاه کن

    پلک اگر فرو بندم

    جهان در ظلمت فرو خواهد رفت!”
    حسین پناهی

  • #10
    حسین پناهی
    “می دانی؟

    یک وقت هایی باید

    روی یک تکه کاغذ بنویسی

    تـعطیــل است!

    و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت

    باید به خودت استراحت بدهی

    دراز بکشی

    دست هایت را زیر سرت بگذاری

    به آسمان خیره شوی

    و بی خیال ســوت بزنی

    در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که

    پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند

    آن وقت با خودت بگویـی :

    بگذار منتـظـر بمانند !”
    حسین پناهی

  • #11
    Sohrab Sepehri
    “سهراب سپهری در جشن تولد یک سالگی فرزندش گفت : عزیزم ! یک بهار ، یک تابستان ، یک پاییز و یک زمستان را دیدی ! از این پس همه چیز تکراریست
    ....................................

    محدثه ی عزیزم تولدت مبارک باشه
    امروز 2مهرماه سال 1393”
    سهراب سپهری

  • #12
    “چتر ها در شرشر دلگیر باران می رود بالا


    فکر من آرام از طول خیابان می رود بالا



    من تماشا می کنم غمگین و با حسرت خیابان را


    یک نفر در جان من مست و غزل خوان می رود بالا



    گشته ام میدان به میدان شهر را هر گوشه دردی هست


    ارتفاع دردها از پیچ شمیران می رود بالا



    خواجه در رویای خود از پای بست خانه می گوید


    ناگهان صدها ترک از نقش ایوان می رود بالا



    درد من هر چند درد خانه و پوشاک ارزان نیست


    با بهای سکه در بازار تهران می رود بالا



    گاه شب ها بعد کار سخت و ارزان خواب می بینم


    پول خان با چکمه اش از دوش دهقان می رود بالا



    جوجه های اعتقادم را کجا پنهان کنم ، وقتی


    شک شبیه گربه از دیوار ایمان می رود بالا



    فکر من آرام از طول خیابان می رود پایین


    یک نفر در جان من اما غزل خوان می رود بالا”
    حسین جنتی



Rss
All Quotes



Tags From Tahereh’s Quotes