Muhammad Rizky > Muhammad Rizky's Quotes

Showing 1-4 of 4
sort by

  • #1
    Jalal ad-Din Muhammad ar-Rumi
    “چنان مستم چنان مستم من امروز که از چنبر برون جستم من امروز
    چنان چیزی که در خاطر نیابد چنانستم چنانستم من امروز
    به جان با آسمان عشق رفتم به صورت گر در این پستم من امروز
    گرفتم گوش عقل و گفتم ای عقل برون رو کز تو وارستم من امروز
    بشوی ای عقل دست خویش از من که در مجنون بپیوستم من امروز
    به دستم داد آن یوسف ترنجی که هر دو دست خود خستم من امروز
    چنانم کرد آن ابریق پرمی که چندین خنب بشکستم من امروز
    نمی‌دانم کجایم لیک فرخ مقامی کاندر و هستم من امروز
    بیامد بر درم اقبال نازان ز مستی در بر او بستم من امروز
    چو واگشت او پی او می‌دویدم دمی از پای ننشستم من امروز
    چو نحن اقربم معلوم آمد دگر خود را بنپرستم من امروز
    مبند آن زلف شمس الدین تبریز که چون ماهی در این شستم من امروز”
    مولانا جلاالدین محمد بلخی / Mowlana Jalaledin Mohammad Balkhi, گزیده‌ی غزلیات شمس

  • #2
    David Levithan
    “As that famous homosexual Winston Churchill once said, if you find yourself heartbroken, keep walking.”
    David Levithan, You Know Me Well

  • #3
    Fyodor Dostoevsky
    “I have so much to say to you that I am afraid I shall tell you nothing.”
    Fyodor Dostoyevsky, The Brothers Karamazov

  • #4
    Cecelia Ahern
    “The more you try to simplify things the more you complicate them. You create rules, build walls, push people away, lie to yourself and ignore true feelings. That is not simplifying things.”
    Cecelia Ahern, If You Could See Me Now



Rss
All Quotes



Tags From Muhammad Rizky’s Quotes