Miss Blue > Miss Blue 's Quotes

Showing 1-16 of 16
sort by

  • #1
    “در تمام میهمانی‌ها
    آویز گردن من
    کلید خانه‌ی توست

    حالا بگذریم
    مرا جرأت آمدن نیست و
    تو را
    جرأت عوض کردن قفل”
    سارا محمدی اردهالی / Sara Mohamadi Ardehali, روباه سفیدی که عاشق موسیقی بود

  • #2
    “می‌پرم روی دوچرخه
    رکاب می‌زنم

    جز باد
    کسی تحمل این اشک‌ها را ندارد”
    سارا محمدی اردهالی / Sara Mohamadi Ardehali, روباه سفیدی که عاشق موسیقی بود

  • #3
    رسول یونان
    “داشتم از این شهر می رفتم
    صدایم کردی
    جا ماندم
    از کشتی ای که رفت و غرق شد
    البته
    این فقط می تواند یک قصه باشد
    در این شهر دود و آهن
    دریا کجا بود
    که من بخواهم سوار کشتی شوم و
    تو صدایم کنی
    فقط می خواهم بگویم
    تو نجاتم دادی
    تا اسیرم کنی”
    رسول یونان

  • #4
    رسول یونان
    “عشق را
    بدون بزک می‌خواستیم
    دنیا را بدون تفنگ
    روی دیوارهای سیاه
    گل سرخ نقاشی کردیم
    رهگذران به ما خندیدند
    به ما خندیدند رهگذران
    ما فقط نگاه کردیم
    جاده‌ها
    دور شهر گره خورده بودند
    در شهر ماندیم و پوسیدیم و خواندیم:
    قطاری که ما را از این جا نبرد
    قطار نیست”
    رسول یونان

  • #5
    “ماهی‌ها
    ماهی‌های پرورشی
    با تکثیری مصنوعی
    در حوضچه‌ها
    به دنیا می‌آیند
    دستگاه‌ها به استخرهای کوچک‌شان
    اکسیژن تزریق می‌کنند
    فربه می‌شوند
    در بسته‌هایی با تاریخ مصرف
    به هنگام
    می‌برندشان بازار

    ماهی‌های آزاد
    در وحشت کوسه‌ها
    خلاف جریان آب
    شنا می‌کنند
    عاشق می‌شوند
    جفت‌گیری می‌کنند
    و
    بسیاری‌شان
    هیچ وقت
    به آب‌های آزاد نمی‌رسند

    سارا محمدی اردهالی / Sara Mohammadi Ardehali

  • #6
    گروس عبدالملکیان
    “دختران شهر
    به روستا فکر می کنند
    دختران روستا
    در آرزوی شهر می میرند
    مردان کوچک
    به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند
    مردان بزرگ
    در آرزوی آرامش مردان کوچک
    می میرند
    کدام پل
    در کجای جهان
    شکسته است
    که هیچکس به خانه اش نمی رسد”
    گروس عبدالملکیان

  • #7
    محمود دولت‌آبادی
    “تا چه مایه اندوهناک و دشوار می تواند باشد عالم وقتی تو هیچ بهانه ای برای حضور در ان نداشته باشی”
    محمود دولت آبادی / Mahmoud Dolat Abadi, سُلوک

  • #8
    Simin Daneshvar
    “ترجمه ها همچون زنانند. آنها که وفادارند کمتر زیبایند و آنها که زیبایند کمتر وفادار”
    سیمین دانشور

  • #9
    “سقوط از آنجایی آغاز می‌گردد که در سراشیبی بیفتی.”
    Amirhossein Asgharnia

  • #10
    محمود دولت‌آبادی
    “عجیب ترین خوی آدمی این است که می داند فعلی بد و آسیب رسان است، اما آن را انجام می دهد به کرات هم. هر آدمی، دانسته و ندانسته، به نوعی در لجاجت و تعارض با خود به سر می برد، و هیچ دیگری ویرانگرتر از خود آدمی نسبت به خودش نیست.”
    محمود دولت آبادی / Mahmoud Dolat Abadi, سُلوک

  • #11
    محمود دولت‌آبادی
    “انسان چگونه حسی ست ، من چگونه حسی هستم وقتی خودم را ،بارانی ام را ، شال گردنم را و چمدانم را با خود حمل می کنم از جایی که نمی شناسم به جایی که فقط یک احتمال هست برایِ آسودن؟ من چگونه حسی هستم ووقتی ذهنم شاخه ،شاخه،شاخه است که من در هر شاخه اش اسیر و اسیر و اسیرم به جستجویِ نیافتن و نبودِ آنچه در جستجویش هستم”
    محمود دولت آبادی / Mahmoud Dolat Abadi, سُلوک

  • #12
    Fyodor Dostoevsky
    “Above all, don't lie to yourself. The man who lies to himself and listens to his own lie comes to a point that he cannot distinguish the truth within him, or around him, and so loses all respect for himself and for others. And having no respect he ceases to love.”
    Fyodor Dostoevsky, The Brothers Karamazov

  • #13
    Fyodor Dostoevsky
    “What is hell? I maintain that it is the suffering of being unable to love.”
    Fyodor Dostoevsky, The Brothers Karamazov

  • #14
    محمود دولت‌آبادی
    “افتادن، هیچ شکوهی ندارد. آنگاه که جانی از زیر ضربه ها بدربردی، تازه هراس آغاز می شود. جویده شده ای. جای جای زخم بیم در تو بافته می شود. احساس اینکه نتوانی برخیزی! احساس دهشتناک. اگر نتوانی برخیزی؟! بیم فردا. این تو را می کُشد. با این همه برمی خیزی. نیمه خیز می شوی و برمی خیزی. اما همان دم که در برخاستنی ترس این داری که نتوانی بایستی. به دشواری می ایستی، اما براه افتادن دشواری تازه ایست. یک گام و دو گام. پاها، پاهای تو نیستند. می لرزند. ناچار و نومید قدم برمی داری. در تو ستونی فرو ریخته است.”
    محمود دولت‌آبادی, کلیدر: دوره ۱۰ جلدی

  • #15
    محمود دولت‌آبادی
    “انسان از سه چيز درست شده: رنج، كار و عشق. ما به خاطر عشق، رنج مى كشيم؛ از سر رنج، كار مى كنيم و در پى كار، عاشق مى شيم.”
    محمود دولت آبادی

  • #16
    Michael Cunningham
    “Beauty is a whore, I like money better.”
    Michael Cunningham, The Hours



Rss