Elahe > Elahe's Quotes

Showing 1-10 of 10
sort by

  • #2
    احمد شاملو
    “آنکه می گوید دوست ات می دارم
    خنیاگر غمگینی ست
    که آوازش را از دست داده است.

    ای کاش عشق را
    زبان سخن بود

    هزار کاکلی شاد
    در چشمان توست
    هزار قناری خاموش
    در گلوی من.

    عشق را
    ای کاش زبان سخن بود”
    شاملو

  • #3
    Jalal ad-Din Muhammad ar-Rumi
    “چنان مستم چنان مستم من امروز که از چنبر برون جستم من امروز
    چنان چیزی که در خاطر نیابد چنانستم چنانستم من امروز
    به جان با آسمان عشق رفتم به صورت گر در این پستم من امروز
    گرفتم گوش عقل و گفتم ای عقل برون رو کز تو وارستم من امروز
    بشوی ای عقل دست خویش از من که در مجنون بپیوستم من امروز
    به دستم داد آن یوسف ترنجی که هر دو دست خود خستم من امروز
    چنانم کرد آن ابریق پرمی که چندین خنب بشکستم من امروز
    نمی‌دانم کجایم لیک فرخ مقامی کاندر و هستم من امروز
    بیامد بر درم اقبال نازان ز مستی در بر او بستم من امروز
    چو واگشت او پی او می‌دویدم دمی از پای ننشستم من امروز
    چو نحن اقربم معلوم آمد دگر خود را بنپرستم من امروز
    مبند آن زلف شمس الدین تبریز که چون ماهی در این شستم من امروز”
    مولانا جلاالدین محمد بلخی / Mowlana Jalaledin Mohammad Balkhi, گزیده‌ی غزلیات شمس

  • #4
    Albert Camus
    “Should I kill myself, or have a cup of coffee?”
    Albert Camus

  • #5
    “خیز و در کاسه رز آب طربناک انداز
    پیش از آنی که شود کاسه سر خاک انداز
    عاقبت منزل ما وادی خاموشان است
    حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز
    ملک این مزرعه دانی که ثباتی نکند
    آتشی از جگر جام در املاک انداز
    بسر سبز تو ای سرو که چون خاک شوم
    ناز از سر بنه و سایه بر آن خاک انداز
    دل ما را که ز مار سر زلف تو بخست
    از لب خود به شفاخانه تریاک انداز
    غسل در اشک زدم کاهل طریقت گویند
    پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز
    یارب آن زاهد خودبین که بجز عیب ندید
    دود آهیش در آیینه ادراک انداز
    چشم آلوده نظر از رخ جانان دور است
    بر رخ او نظر از آیینه پاک انداز
    چون گل از نکهت او جامه قبا کن حافظ
    وین قبا در ره آن قامت چالاک انداز”
    Hafez

  • #6
    مهدی اخوان ثالث
    “لحظه ی دیدار نزدیک است
    باز من دیوانه ام ، مستم
    باز می لرزد ، دلم ، دستم
    باز گویی در جهان دیگری هستم
    های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ
    های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست
    و آبرویم را نریزی ، دل
    ای نخورده مست
    لحظه ی دیدار نزدیک است”
    مهدی اخوان ثالث / Mehdi Akhavan Sales

  • #7
    نادر ابراهیمی
    “براي زنده ماندن به 2 خورشيد نياز داريد :
    يكي در قلب و يكي در آسمان”
    نادر ابراهيمي

  • #8
    “In the end, some of your greatest pains become your greatest strengths.”
    Drew Barrymore

  • #9
    Anna Gavalda
    “چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟ و چقدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟”
    Anna Gavalda, Someone I Loved

  • #10
    رسول یونان
    “تو ماه را
    بیشتر از همه دوست می داشتی
    و حالا
    ماه هر شب
    تو را به یاد من می آورد
    می خواهم فراموشت کنم
    اما این ماه
    با هیچ دستمالی
    از پنجره ها پاک نمی شود”
    رسول یونان
    tags: love

  • #11
    بیژن نجدی
    “براي کندن گل سرخ اره آورده ايد؟!


    چرا اره؟



    به گل سرخ بگوييد: تو ، هي تو!

    خودش مي افتد و ميميرد . . .”
    بیژن نجدی



Rss