Home
My Books
Browse ▾
Recommendations
Choice Awards
Genres
Giveaways
New Releases
Lists
Explore
News & Interviews
Genres
Art
Biography
Business
Children's
Christian
Classics
Comics
Cookbooks
Ebooks
Fantasy
Fiction
Graphic Novels
Historical Fiction
History
Horror
Memoir
Music
Mystery
Nonfiction
Poetry
Psychology
Romance
Science
Science Fiction
Self Help
Sports
Thriller
Travel
Young Adult
More Genres
Community ▾
Groups
Quotes
Ask the Author
Sign In
Join
Sign up
View profile
Profile
Friends
Groups
Discussions
Comments
Reading Challenge
Kindle Notes & Highlights
Quotes
Favorite genres
Friends’ recommendations
Account settings
Help
Sign out
Home
My Books
Browse ▾
Recommendations
Choice Awards
Genres
Giveaways
New Releases
Lists
Explore
News & Interviews
Genres
Art
Biography
Business
Children's
Christian
Classics
Comics
Cookbooks
Ebooks
Fantasy
Fiction
Graphic Novels
Historical Fiction
History
Horror
Memoir
Music
Mystery
Nonfiction
Poetry
Psychology
Romance
Science
Science Fiction
Self Help
Sports
Thriller
Travel
Young Adult
More Genres
Community ▾
Groups
Quotes
Ask the Author
Roza Roz
> Roza's Quotes
Showing 1-8 of 8
sort by
date added
favorite
random
like
#1
“بی تو هيچ چيز اين دنيای بیکرانه را جدی نگرفتم٬
حتی عشق را...”
―
حسین پناهی
50 likes
like
#2
“چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان
نه به دستی ظرفی را چرک میکنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانعند
واندکی سکوت......”
―
حسین پناهی / Hosein Panaahi
56 likes
like
#3
“و رسالت من این خواهد بود
تا دو استکان چای داغ را
از میان دویست جنگ خونین
به سلامت بگذرانم
تا در شبی بارانی
آن ها را
با خدای خویش
چشم در چشم هم نوش کنیم”
―
حسین پناهی
152 likes
like
#4
“معنای این همه سکوت چیست؟
من گم شدم در تو؟
یا تو گم شدی در من ای زمان؟
کاش هرگز آن روز
از درخت انجیر
پایین نیامده بودم.”
―
حسین پناهی
131 likes
like
#5
“بيراهه رفته بودم
آن شب
دستم را گرفته بود و میكشيد
زين بعد همه عمرم را
بيراهه خواهم رفت”
―
حسین پناهی / Hosein Panaahi
47 likes
like
#6
“من زندگي را دوست دارم ولي
از زندگي دوباره مي ترسم!
دين را دوست دارم
ولي از کشيش ها مي ترسم!
قانون را دوست دارم
ولي از پاسبانها مي ترسم!
عشق را دوست دارم
ولي از زنها مي ترسم!
کودکان را دوست دارم
ولي ز آئينه مي ترسم!
سلام رادوست دارم
ولي از زبانم مي ترسم!
من مي ترسم
پس هستم
اينچنين مي گذرد روز و روزگارمن!
من روز را دوست دارم
ولي از روزگار مي ترسم”
―
حسین پناهی
tags:
اعتراف
45 likes
like
#7
“عشق را چگونه می شود نوشت
در گذر این لحظات پرشتاب شبانه
که به غفلت آن سوال بی جواب گذشت
دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است
وگرنه چشمانم را می بستم و به آوازی گوش میدادم که در آن دلی می خواند
من تو را
او را
کسی را دوست می دارم”
―
حسین پناهی
20 likes
like
#8
“هنوز از اتاق همینگوی بوی باروت میاد
هنوز هم ادکلن مرلین مونرو نیمه تمام مانده
و پیرزنان به وقت گذشتن از کف آخرین اتاق مایاکوفسکی دامن خود را جمع می کنند
یکی می آید به زور
یکی می رود به انتخاب”
―
حسین پناهی
118 likes
All Quotes
Tags From Roza’s Quotes
اعتراف
Welcome back. Just a moment while we sign you in to your Goodreads account.