Ssheyda > Ssheyda's Quotes

Showing 1-2 of 2
sort by

  • #1
    احمد شاملو
    “ما نوشتيم و گريستيم
    ما خنده كنان به رقص بر خاستيم
    ما نعره زنان از سر جان گذشتيم ...

    كسي را پرواي ما نبود.
    در دور دست مردي را به دار آويختند :
    كسي به تماشا سر برنداشت

    ما نشستيم و گريستيم
    ما با فريادي
    از قالب خود بر آمديم”
    شاملو

  • #2
    احمد شاملو
    “به جست و جوی تو
    بر درگاه ِ کوه میگریم
    در آستانه دریا و علف
    ....

    به جستجوی تو
    در معبر بادها می گریم
    در چار راه فصول
    در چار چوب شکسته پنجره ای
    که آسمان ابر آلوده را
    قابی کهنه می گیرد

    به انتظار تصویر تو
    این دفتر خالی
    تاچند
    تا چند
    ورق خواهد زد؟

    جریان باد را پذیرفتن
    و عشق را
    که خواهر مرگ است

    و جاودانگی
    رازش را
    با تو درمیان نهاد

    پس به هیئت گنجی در آمدی:
    بایسته وآزانگیز
    گنجی از آن دست
    که تملک خک را و دیاران را
    از این سان
    دلپذیر کرده است

    نامت سپیده دمی است که بر پیشانی آفتاب می گذرد
    "متبرک باد نام تو"

    و ما همچنان
    دوره می کنیم
    شب را و روز را
    هنوز را”
    شاملو



Rss