Golnoosh > Golnoosh's Quotes

Showing 1-5 of 5
sort by

  • #1
    Albert Camus
    “Don’t walk in front of me… I may not follow
    Don’t walk behind me… I may not lead
    Walk beside me… just be my friend”
    Albert Camus

  • #2
    محمود دولت‌آبادی
    “نمیتوانست این زجر را تحمل کند و میکرد.این خود آزاردهنده تر بود.
    این که چیزی را داشت تاب میاورد که باطنش نمیخواست.
    یعنی به خود دوبار زخم میزد.”
    محمود دولت آبادی

  • #3
    Sherko Bekas
    “دم دمای غروب بود
    ممد کوچولوی واکسی
    از فرط خستگی گردنش خم گشته بود
    در گوشه‌ای از میدان بزرگ
    "در مرکز شهر "شام
    بر روی چهارپایه‌ی کوچک خود نشسته بود
    و پی‌ در پی
    مانند فرچه توی دستش
    اندام نحیف و لاغر خود را تکان می داد

    ممد کوچولوی آواره
    با خود زمزمه کنان
    :این چنین می‌گفت
    تو ای بازرگان پایت را بگذار
    تو ای استاد پایت را بگذار
    تو ای وکیل پایت را بگذار
    افسر، سرباز، جاسوس، جلاد
    پسر خوب و آدم بی سر و پا
    همگی یکی بعد از دیگری
    پایتان را بگذارید

    کسی نمانده
    تنها خدا مانده
    در آن دنیا هم مطمئنم
    او هم سراغ کُردی را خواهد گرفت
    تا کفشهایش را واکس بزند
    !شاید آن کُرد هم من باشم

    آخ ... مادر جان
    تو گویی که کفشهای خدا چقدر بزرگ است!؟
    شماره چند می‌پوشد!؟
    آخ مادر جان
    راستی برای دستمزد
    خدا چقدر می‌پردازد!؟
    باید چقدر بدهد...!!؟؟”
    شێرکۆ بێکەس

  • #4
    قوبادی جه‌لی زاده
    “زن را نکشید
    گرنه قطره ای از عشق نمی بارد
    زن را نکشید
    گرنه ماه
    ...خانه اش را به غار می برد

    زن را نکشید
    گل و پروانه را مدفون نکنید
    خون خدایان را نریزید
    زن را نکشید!!؟؟”
    قوبادی جه‌لی زاده

  • #5
    Sherko Bekas
    “مگر من از وطنم چه می‌خواستم
    به غیر از تکه ای نان
    گوشه‌ای امن
    جیبی با حرمت
    بارانی از عشق
    پنجره‌ای باز
    ...كه آزادی و عشق به من دهد
    من چه می‌خواستم
    در این حد، كه به من نداد!؟

    برای همین
    نیمه شبی
    دری را شکستم و رفتم
    .برای همیشه رفتم”
    شێرکۆ بێکەس



Rss