Sahar > Sahar's Quotes

Showing 1-6 of 6
sort by

  • #1
    Fyodor Dostoevsky
    “آری, انسان زندگانی دشواری دارد. من تصور می کنم بهترین تعریفی که می توان ز انسان کرد این است:"انسان عبارتست از موجودی که به همه چیز عادت می کند.”
    داستایوفسکی

  • #2
    “شیر دوش را باز می‌کنم
    کف حمام آبی شده است
    آبی روشن پلیکان”
    سارا محمدی اردهالی, روباه سفیدی که عاشق موسیقی بود

  • #3
    Frank Zappa
    “So many books, so little time.”
    Frank Zappa

  • #4
    Jalal ad-Din Muhammad ar-Rumi
    “دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکن
    چون خمشان بی‌گنه روی بر آسمان مکن
    باده خاص خورده‌ای نقل خلاص خورده‌ای
    بوی شراب می زند خربزه در دهان مکن
    روز الست جان تو خورد میی ز خوان تو
    خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن
    دوش شراب ریختی وز بر ما گریختی
    بار دگر گرفتمت بار دگر چنان مکن
    من همگی تراستم مست می وفاستم
    با تو چو تیر راستم تیر مرا کمان مکن
    ای دل پاره پاره‌ام دیدن او است چاره‌ام
    او است پناه و پشت من تکیه بر این جهان مکن
    ای همه خلق نای تو پر شده از نوای تو
    گر نه سماع باره‌ای دست به نای جان مکن
    نفخ نفخت کرده‌ای در همه دردمیده‌ای
    چون دم توست جان نی بی‌نی ما فغان مکن
    کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد
    ناله کنم بگویدم دم مزن و بیان مکن
    ناله مکن که تا که من ناله کنم برای تو
    گرگ تویی شبان منم خویش چو من شبان مکن
    هر بن بامداد تو جانب ما کشی سبو
    کای تو بدیده روی من روی به این و آن مکن
    شیر چشید موسی از مادر خویش ناشتا
    گفت که مادرت منم میل به دایگان مکن
    باده بنوش مات شو جمله تن حیات شو
    باده چون عقیق بین یاد عقیق کان مکن
    باده عام از برون باده عارف از درون
    بوی دهان بیان کند تو به زبان بیان مکن
    از تبریز شمس دین می رسدم چو ماه نو
    چشم سوی چراغ کن سوی چراغدان مکن”
    Rumi

  • #5
    Richard Brautigan
    “جهنمی بدتر از آن نيست
    كه مدام
    به ياد بياوری
    بوسه ای را
    كه اتفاق نيفتاده است”
    ریچارد براتیگان

  • #6
    رضا قاسمی
    “شوربختي مرد در اين است كه سن خود را نمي بيند. جسمش پير مي شود اما تمنايش همچنان جوان مي ماند. زن، هستي اش با زمان گره خورده. آن ساعت دروني كه نظم مي دهد به چرخه زايمان، آن عقربه كه در لحظه اي مقرر مي ايستد روي ساعت يائسگي، اينها همه پاي زن را از راه مي برد روي زمين سخت واقعيت. هر روز كه مي ايستد در برابر آينه تا خطي بكشد به چشم يا سرخي بدهد به لب، تصوير رو به رو خيره اش مي كند به رد پاي زمان كه ذره ذره چين مي دهد به پوست. اما مرد، پايش لب گور هم كه باشد چشمش كه بيفتد به دختري زيبا، جواني او را مي بيند اما زانوان خميده و عصاي خود را نه.”
    رضا قاسمی, چاه بابل



Rss
All Quotes



Tags From Sahar’s Quotes