Mohammad Pharhangian > Mohammad's Quotes

Showing 1-8 of 8
sort by

  • #1
    “شیر دوش را باز می‌کنم
    کف حمام آبی شده است
    آبی روشن پلیکان”
    سارا محمدی اردهالی, روباه سفیدی که عاشق موسیقی بود

  • #2
    “کافی نت
    هزار پنجره باز است
    انگشت‌ها می‌دوند روی دکمه‌ها
    سمت عکس‌های منتظر
    صدای قدم‌ها قطع نمی‌شود

    به صفحه کلید نگاه می کنم
    هیچ حرفی ندارم
    پنجره‌ی تو بسته است

    دی ۸۸
    بیروت”
    سارا محمدی اردهالی

  • #3
    “ماهی‌ها
    ماهی‌های پرورشی
    با تکثیری مصنوعی
    در حوضچه‌ها
    به دنیا می‌آیند
    دستگاه‌ها به استخرهای کوچک‌شان
    اکسیژن تزریق می‌کنند
    فربه می‌شوند
    در بسته‌هایی با تاریخ مصرف
    به هنگام
    می‌برندشان بازار

    ماهی‌های آزاد
    در وحشت کوسه‌ها
    خلاف جریان آب
    شنا می‌کنند
    عاشق می‌شوند
    جفت‌گیری می‌کنند
    و
    بسیاری‌شان
    هیچ وقت
    به آب‌های آزاد نمی‌رسند

    سارا محمدی اردهالی / Sara Mohammadi Ardehali

  • #4
    “گذرنامه‌ام را روی میز می‌گذارم
    پی اثر انگشت تو
    تمام مرزها را بسته‌اند
    زنی با شال کشمیر در عکس می‌خندد

    هواپیما بلند شده است
    روسری‌ام را باز می‌کنم
    اثر انگشت تو
    از شانه‌هایم سرازیر می‌شود”
    سارا محمدی اردهالی / Sara Mohamadi Ardehali, روباه سفیدی که عاشق موسیقی بود

  • #5
    “می‌پرم روی دوچرخه
    رکاب می‌زنم

    جز باد
    کسی تحمل این اشک‌ها را ندارد”
    سارا محمدی اردهالی / Sara Mohamadi Ardehali, روباه سفیدی که عاشق موسیقی بود

  • #6
    “در تمام میهمانی‌ها
    آویز گردن من
    کلید خانه‌ی توست

    حالا بگذریم
    مرا جرأت آمدن نیست و
    تو را
    جرأت عوض کردن قفل”
    سارا محمدی اردهالی / Sara Mohamadi Ardehali, روباه سفیدی که عاشق موسیقی بود

  • #7
    قدسی قاضی نور
    “!تنهایی، بی تو نبودن نبود
    !تنهایی، با خود نبودن بود”
    قدسی قاضی نور / Ghodsi Ghazinoor

  • #8
    قدسی قاضی نور
    “اگر آنکه رفت خاطره اش را می برد.....
    فرهاد سنگ نمی سفت...... مجنون آشفته نمی خفت........ حافظ شعر نمی گفت”
    قدسی قاضی نور



Rss