Zari > Zari's Quotes

Showing 1-2 of 2
sort by

  • #1
    احمد شاملو
    “تلخ
    چون قرابه ی زهری
    خورشید از خراش خونین گلو می گذرد.

    سپیدار
    دلقک دیلاقی ست
    بی مایه
    با شلوار ابلق و شولای سبزش،
    که سپیدی خسته خانه را
    مضمونی دریده کوک می کند.

    مرمر خشک آب دان بی ثمر
    آیینه ی عریانی شیرین نمی شود،
    و تیشه ی کوه کن
    بی امان ترک اکنون
    پایان جهان را
    در نبضی بی رویا تبیره می کوبد.

    کند
    همچون دشنه یی زنگار بسته
    فرصت
    از بریدگی های خون بار عصب می گذرد”
    احمد شاملو / Ahmad Shamlou

  • #2
    احمد شاملو
    “مرا
    تو
    بی سببی
    نيستی.
    به راستی
    صلت کدام قصيده ای
    ای غزل؟
    ستاره باران جواب کدام سلامی
    به آفتاب
    از دريچه ی تاريک؟

    کلام از نگاه تو شکل می بندد.
    خوشا نظر بازيا که تو آغازمی کنی!”
    احمد شاملو, ابراهیم در آتش



Rss