“در روشنایی روز راه می روی
بی آن که حضورش را حس کنی.
از سر آبکندها می پری
بی آن که ببینی.
کبوتران سر راهت را ندیدی
و بسا نمی دانی
تابستان، گذشته است
و این برگ ها که تورا در بر گرفته اند
برگ های خزانی ست.”
―
شمس لنگرودی,
مجموعه اشعار شمس لنگرودى: دفتر اول