Negin Eg > Negin's Quotes

Showing 1-3 of 3
sort by

  • #1
    Paul Laurence Dunbar

    روح روز تابستانی و
    نفسِ گل سرخی،
    تابستان اما سپری شده است و
    موسم گل‌ به آخر رسیده است

    کجا رفته‌اند؟
    که می‌داند، که می‌داند.

    خون قلب منی و
    جان آرامشی.
    قلب من امّا سرد است و
    جانم به سیاهی در نشسته است.

    کجایی تو ای یار؟
    که می‌داند، که می‌داند.

    امید سالیان منی و
    آفتاب برف‌های زمستانم.
    سال‌ها اما
    زیر آسمانی ابر اندود به پایان رسیده است.

    کجا یکدیگر را باز خواهیم یافت؟
    که می‌داند، که می‌داند

    Paul Laurence Dunbar, Lyrics of Lowly Life
    tags: lyric

  • #2
    بهمن فرسی
    “ما برهنه شدیم و آغـاز کردیم. میانِ من و تو وقتی برهنه نیستیم همه‌چیز ساکن است. وقتی برهنه آغـاز می‌کنیم، بعداً می‌توانیم پوشاننده‌ترین پوشاکمان را بپوشیم و مطمئن باشیم که جریان برقرار است و همه‌چیز ادامه دارد. دیگران دو اشکال دارند. آن‌ها پوشیده آغـاز می‌کنند، سال‌ها پوشیده ادامه می‌دهند، و همین که برهنه می‌شوند همه‌چیز تمام می‌شود. یا این که برهنه آغـاز می‌کنند، امّا آغـازی میانشان روی نمی‌دهد. آن وقت هر کس لباس خودش را می‌پوشد و هر کدام به راه خود می‌روند”
    بهمن فرسی

  • #3
    Anna Gavalda
    “چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟ و چقدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟”
    Anna Gavalda, Someone I Loved



Rss
All Quotes



Tags From Negin’s Quotes