Aseman z > Aseman's Quotes

Showing 1-11 of 11
sort by

  • #1
    شمس لنگرودی
    “دیر آمدی موسی
    دوره ی اعجاز ها گذشته
    عصایت را به چارلی چاپلین هدیه کن
    تا لااقل کمی بخندیم”
    شمس لنگرودی

  • #2
    مهدی اخوان ثالث
    “هی فلانی! زندگی شاید همین باشد؟
    یک فریب ساده و کوچک
    آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را
    جز برای او و جز با او نمی خواهی.
    من گمانم زندگی باید همین باشد.”
    اخوان ثالث

  • #3
    Sohrab Sepehri
    “من به آمار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از آدمهاست پس چرا این همه آدم تنهاست.؟”
    سهراب سپهری

  • #4
    احمدرضا احمدی
    “من
    انبوهی از این بعد از ظهرهای جمعه را
    به یاد دارم که در غروب آنها
    در خیابان
    از تنهایی گریستم
    ما نه آواره بودیم، نه غریب
    اما
    این بعدازظهرهای جمعه پایان و تمامی نداشت
    می گفتند از کودکی به ما
    که زمان باز نمی گردد
    اما نمی دانم چرا
    این بعدازظهرهای جمعه باز میگشتند”
    Ahmadreza Ahmadi

  • #5
    Sohrab Sepehri
    “شب خرداد
    به آرامی یک مرثیه
    از روی سر ثانیه‌ها می‌گذرد

    و نسیمی خنک
    از حاشیه سبز پتو خواب مرا می‌روبد

    بوی هجرت می‌آید
    بالش من پُر آواز پَر چلچله‌هاست

    صبح خواهد شد
    و به این کاسه‌ی آب
    آسمان هجرت خواهد کرد”
    سهراب سپهری, Hajm Sabz: Persian Version

  • #6
    عباس معروفی
    “وقتی خدا میخواست تو را بسازد چه حال خوشی داشت
    چه حوصله یی
    این موها
    این چشم ها
    من همه ی این ها را دوست دارم.میفهمی؟”
    عباس معروفی

  • #7
    Toni Morrison
    “If there's a book that you want to read, but it hasn't been written yet, then you must write it.”
    Toni Morrison

  • #8
    قیصر امین‌پور
    “آی
    !ای دریغ و حسرت همیشگی
    ناگهان
    چقدر زود
    ...دیر می‌شود”
    قیصر امین‌پور

  • #9
    احمد شاملو
    “به تو گفتم: «گنجشک ِ کوچک ِ من باش
    تا در بهار ِ تو من درختي پُرشکوفه شوم.»
    و برف آب شد شکوفه رقصيد آفتاب درآمد
    من به خوبي‌ها نگاه کردم و عوض شدم
    من به خوبي‌ها نگاه کردم
    چرا که تو خوبي و اين همه اقرارهاست، بزرگ‌ترين ِ اقرارهاست
    من به اقرارهاي‌ام نگاه کردم
    سال ِ بد رفت و من زنده شدم
    تو لب‌خند زدي و من برخاستم

    دل‌ام مي‌خواهد خوب باشم
    دل‌ام مي‌خواهد تو باشم و براي ِ همين راست مي‌گويم


    نگاه کن:
    با من بمان!”
    احمد شاملو, هوای تازه

  • #10
    رضا قاسمی
    “می گویند فراموشی دفاع طبیعی ِ بدن است در برابر رنج . دردی که نوزاد هنگام عبور از آن دریچه‌ی تنگ ، متحمل می‌شود چنان شدید است که کودک ترجیح می‌دهد رنج زاده شده را برای همیشه از یاد ببرد ...”
    رضا قاسمی / Reza Ghasemi, همنوایی شبانه ارکستر چوبها

  • #11
    احمد شاملو
    “آن‌که می‌گوید دوستت دارم
    خُـنـیـاگر غمگینی‌ست
    که آوازش را از دست داده است

    ای کاش عشق را
    زبان ِ سخن بود

    هزار کاکلی شاد
    در چشمان توست
    هزار قناری خاموش
    در گلوی من

    عشق را
    ای کاش زبان ِ سخن بود

    آن‌که می‌گوید دوستت دارم
    دل اندُه گین شبی ست
    که مهتابش را می جوید

    ای کاش عشق را
    زبان ِ سخن بود

    هزار آفتاب خندان در خرام ِ توست
    هزار ستاره‌ی گریان
    در تمنای من

    عشق را
    ای کاش زبان ِ سخن بود”
    احمد شاملو



Rss