Sara.g > Sara.g's Quotes

Showing 1-29 of 29
sort by

  • #1
    Kahlil Gibran
    “شما مي توانيد سيم هاي ساز را باز كنيد، اما كيست كه بتواند چكاوك را از خواندن باز دارد”
    جبران خليل جبران

  • #2
    هوشنگ ابتهاج
    “آنكه مست آمد و دستي به دل ما زد و رفت/ در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت/ خواست تنهايي ما را به رخ ما بكشد/ تعنه‌اي بر در اين خانه تنها زد و رفت”
    هوشنگ ابتهاج / Hooshang Ebtahaj

  • #3
    Sohrab Sepehri
    “جای مردان سیاست بنشانید درخت / تا هوا تازه شود”
    سهراب سپهری

  • #4
    احمد شاملو
    “آنکه می گوید دوست ات می دارم
    خنیاگر غمگینی ست
    که آوازش را از دست داده است.

    ای کاش عشق را
    زبان سخن بود

    هزار کاکلی شاد
    در چشمان توست
    هزار قناری خاموش
    در گلوی من.

    عشق را
    ای کاش زبان سخن بود”
    شاملو

  • #5
    “دسته بندي انسانها از ديد دكتر علي شريعتي

    دسته اول
    وقتي هستند هستند، وقتي كه نيستند هم نيستند.
    عمده آدمها حضورشان به فيزيك است. تنها با لمس ابعاد جسماني آن¬هاست كه قابل فهم مي¬شوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمي دارند.

    دسته دوم
    آنان كه وقتي هستند نيستند، وقتي كه نيستند هم نيستند.
    مردگاني متحرك در جهان. خودفروختگاني كه هويتشان را به ازاي چيزي فاني واگذاشته¬اند. بي¬شخصيت اند و بي اعتبار. هرگز به چشم نمي¬آيند. مرده و زنده شان يكي است.

    دسته سوم
    آنان كه وقتي هستند هستند، وقتي نيستند هم هستند
    آدم هاي معتبر و با شخصيت. كساني كه در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثيرشان را مي گذارند. كساني كه همواره به خاطر ما مي¬مانند. دوسشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.

    دسته ي چهارم
    آناني كه وقتي هستند نيستند، وقتي كه نيستند هستند.
    شگفت انگيزترين آدم ها در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشكوه اند كه ما نمي توانيم حضورشان را دريابيم، اما وقتي كه از پيش ما مي روند نرم نرم آهسته آهسته درك مي كنيم. باز مي شناسيم. مي فهميم كه آنان چه بودند. چه مي گفتند و چه مي خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان. اما وقتي در برابرشان قرار مي گيريم قفل بر زبانمان مي زنند. اختيار از ما سلب مي شود. سكوت مي كنيم و غرقه در حضور آنان مست مي شويم و درست در زماني كه مي روند يادمان مي آيد كه چه حرف ها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اين ها در زندگي هر كدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.”
    دكتر علي شريعتـــي

  • #6
    عباس صفاری
    “دنيا كوچكتر از آن است
    كه گم شده اي را در آن يافته باشي
    هيچ كس اينجا گم نمي شود
    آدمها به همان خونسردي كه آمده اند
    چمدانشان را مي بندند
    و ناپديد مي شوند
    يكي در مه
    يكي در غبار
    يكي در باران
    يكي در باد
    و بي رحم ترينشان در برف
    آنچه به جا مي ماند
    رد پايي است
    و خاطره اي كه هر از گاه
    پس مي زند مثل نسيم سحر
    پرده هاي اتاقت را”
    عباس صفاری / Abas Safari, کبریت خیس

  • #7
    “ساده است نوازش سگی ولگرد
    شاهد آن بودن که چگونه زیر غلتکی می رود
    و گفتن که سگ من نبود

    ساده است ستایش گلی
    چیدنش واز یاد بردن
    که گلدان را آب باید داد

    ساده است بهره جویی از انسانی
    دوست داشتن بی احساس عشقی
    او را به خود وانهادن و گفتن که دیگر نمیشناسمش

    ساده است لغزش های خود را شناختن
    با دیگران زیستن به حساب ایشان
    و گفتن که من این چنینم

    ساده است
    که چگونه می زیم

    باری زیستن
    سخت ساده است
    و پیچیده نیز هم...

    ترجمه ی احمد شاملو”
    Margot Bickel

  • #8
    حسین پناهی
    “شك دارم به ترانه اي كه زنداني و زندانبان همزمان ميخوانند”
    حسين پناهي

  • #9
    “ميزی برای کار
    کاری برای تخت
    تختی برای خواب
    خوابی برای جان
    جانی برای مرگ
    مرگی برای ياد
    يادی برای سنگ

    اين بود زندگی؟”
    حسين پناهی

  • #10
    Osho
    “زمانی كه تسلیم باشی؛ تمام هستی از تو حمایت می‌كند هیچ چیز با تو مخالف نخواهد بود، زیرا تو با هیچ چیز مخالف نیستی”
    اوشو

  • #11
    Osho
    “هر موجودی؛ یك سرود الهی است بی همتا؛ منحصر به فرد؛ تكرار نشدنی و غیر قابل مقایسه”
    اوشو

  • #13
    احمد شاملو
    “دهانت را می بویند. مبادا گفته باشی دوستت
    مي دارم
    -
    یادش گرامی”
    احمد شاملو / Ahmad Shamlou

  • #20
    “به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری، شاخه ای از آن را همين امروز به من هديه کن”
    شكسپير

  • #21
    Charlie Chaplin
    “همیشه آخر هر چیز خوب میشود.اگر نشد بدان هنوز آخر آن نرسیده.”
    چارلي چاپلين

  • #22
    Zoroaster
    “شريف ترين دلها دلي است كه انديشه ي آزار كسان درآن نباشد”
    زرتشت

  • #24
    حسین پناهی
    “و رسالت من این خواهد بود
    تا دو استکان چای داغ را
    از میان دویست جنگ خونین
    به سلامت بگذرانم
    تا در شبی بارانی
    آن ها را
    با خدای خویش
    چشم در چشم هم نوش کنیم”
    حسین پناهی

  • #25
    حسین پناهی
    “هنوز از اتاق همینگوی بوی باروت میاد
    هنوز هم ادکلن مرلین مونرو نیمه تمام مانده
    و پیرزنان به وقت گذشتن از کف آخرین اتاق مایاکوفسکی دامن خود را جمع می کنند
    یکی می آید به زور
    یکی می رود به انتخاب”
    حسین پناهی

  • #26
    Forough Farrokhzad
    “حلقه
    دخترک خنده کنان گفت که چیست
    راز این حلقه ی زر
    راز این حلقه که انگشت مرا
    این چنین تنگ گرفته ست به بر
    راز این حلقه که در چهره ی او
    این همه تابش و رخشندگی است
    مرد حیران شد و گفت:
    (حلقه ی خوشبختی است ،حلقه ی زندگی است)
    همه گفتند :مبارک باشد
    دخترک گفت دریغا که مرا
    باز در معنی آن شک باشد
    سالها رفت و شبی
    زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه ی زر
    دید در نقش فروزنده ی او
    روز هایی که به امید وفای شوهر
    به هدر رفته ،هدر
    زن پریشان شد و نالید که وای
    وای،این حلقه که در چهره ی او
    باز هم تابش و رخشندگی است
    حلقه ی بردگی و بندگی است”
    فروغ فرّخ‌زاد

  • #27
    “زندگی بسیار مسحور کننده است فقط باید با عینک مناسبی به آن نگریست”
    دوما

  • #28
    “اگر طالب زندگی سالم و بالندگی می باشیم باید به حقیقت عشق بورزیم”
    اسکات پک

  • #29
    Hermann Hesse
    “من فقط خواستم آن طور که در کنه وجودم هستم،زندگی کنم.چرا این کار آنقدر مشکل بود؟؟”
    هرمان هسه

  • #31
    محمود دولت‌آبادی
    “عجیب ترین خوی آدمی این است که می داند فعلی بد و آسیب رسان است، اما آن را انجام می دهد به کرات هم. هر آدمی، دانسته و ندانسته، به نوعی در لجاجت و تعارض با خود به سر می برد، و هیچ دیگری ویرانگرتر از خود آدمی نسبت به خودش نیست.”
    محمود دولت آبادی / Mahmoud Dolat Abadi, سُلوک

  • #32
    “درد من تنهايي نيست؛ بلكه مرگ ملتي است كه گدايي را قناعت، بي‏عرضگي را صبر، و با تبسمي بر لب اين حماقت را حكمت خداوند مي‏نامند”
    گاندي

  • #33
    Gabriel García Márquez
    “بهترین چیزها زمانی رخ می دهد که انتظارش را نداری ...”
    گابريل گارسيا ماركز

  • #35
    “براي بدست آوردن چيزهايي كه تا كنون نداشته ايد، بايد كسي شويد كه تا كنون نبوده ايد”
    ناشناس

  • #37
    فریدون مشیری
    “ماهی همیشه تشنه ام
    در زلال لطف بیکران تو
    می برد مرا به هرکجا که میل اوست
    موج دیدگان مهربان تو
    زیر بال مرغکان خنده هات
    زیر آفتاب داغ بوسه هات ای زلال پاک
    جرعه جرعه میکشم تو را به کام خویش
    تا که پر شود تمام جان من ز جان تو
    ای همیشه خوب
    ای همیشه آشنا
    هر طرف که میکنم نگاه
    تا همه کرانه های دور
    عطر و خنده و ترانه میکندشنا
    در میان بازوان تو
    ماهی همیشه تشنه ام ای زلال تابناک
    یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی
    ماهی تو جان سپرده روی خاک”
    فریدون مشیری

  • #39
    “كل كائنات بي هيچ اشتباهي به خاطر يك جزء در حركتند... و آن هم تويي...”
    والت ويتمن

  • #40
    “انسان هم ميتواند دايره باشد و هم خط راست. انتخاب با خودتان هست : تا ابد دور خودتان بچرخيد يا تا بينهايت ادامه بدهيد...”
    ناشناس

  • #41
    “سعی نکنیم بهتر یا بدتر از دیگران باشیم ، بکوشیم نسبت به خودمان بهترین باشیم”
    مارکوس گداویر



Rss