Ahmad > Ahmad's Quotes

Showing 1-2 of 2
sort by

  • #1
    حمید مصدق
    “گاه می‌اندیشم
    خبر مرگ مرا با تو چه کس می‌گوید؟

    آن زمان که خبر مرگ مرا
    از کسی می‌شنوی
    روی زیبای تو را
    کاشکی می‌دیدم

    شانه بالازدنت را -بی قید -
    و تکان دادن دستت که - مهم نیست زیاد -
    و تکان دادن سر را که
    «عجیب! عاقبت مُرد؟ افسوس!»
    کاشکی می‌دیدم

    با خود می‌گویم
    چه کسی باور کرد
    جنگل جان مرا
    آتش عشق تو خاکستر کرد!؟”
    حمید مصدق, مجموعه اشعار حمید مصدق

  • #2
    یغما گلرویی
    “دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
    این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود
    هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد
    ...دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟
    !گله ها را بگذار
    ..!ناله ها را بس کن
    فرصتی نیست که صرف گله و ناله شود
    !تا بجنبیم تمام است تمام
    مهر دیدی که به برهم زدن چشم گذشت
    یا همین سال جدید
    ...باز کم مانده به عید”
    یغما گلرویی



Rss
All Quotes



Tags From Ahmad’s Quotes