Farzad Tatar > Farzad's Quotes

Showing 1-9 of 9
sort by

  • #1
    Jalal ad-Din Muhammad ar-Rumi
    “Dance, when you're broken open. Dance, if you've torn the bandage off. Dance in the middle of the fighting. Dance in your blood. Dance when you're perfectly free.”
    Rumi

  • #2
    حمید مصدق
    “آه می بینم، می بینم
    تو به اندازه تنهایی من خوشبختی
    من به اندازه زیبایی تو غمگینم
    چه امید عبثی
    من چه دارم که ترا در خور؟
    هیچ -
    من چه دارم که سزاوار تو؟
    هیچ-
    تو همه هستی من، هستی من
    تو همه زندگی من هستی
    تو چه داری؟
    همه چیز -
    تو چه کم داری؟
    هیچ”
    حمید مصدق
    tags: love

  • #3
    حمید مصدق
    “حرف را باید زد !
    درد را باید گفت !
    سخن از مهر من و جور تو نیست .
    سخن از
    متلاشی شدن دوستی است ،
    و عبث بودن پندار سرور آور مهر”
    حمید مصدق

  • #4
    حمید مصدق
    “من تمنا کردم
    که تو با من باشی
    تو به من گفتی
    -هرگز-هرگز
    پاسخی سخت و درشت
    و مرا غصه ی این هرگز کشت!

    حمید مصدق, مجموعه اشعار حمید مصدق

  • #5
    گروس عبدالملکیان
    “گرگ

    شنگول را خورده است

    گرگ

    منگول را تکه تکه می کند...0



    بلند شو پسرم !0

    این قصه برای نخوابیدن است”
    گروس عبدالملكيان

  • #6
    گروس عبدالملکیان
    “دو سال است که می دانم
    بی قراری چیست
    درد چیست
    مهربانی چیست
    دو سال است که می دانم
    آواز چیست
    راز چیست
    چشم های تو شناسنامه مرا عوض کردند
    امروز من دو ساله می شوم”
    گروس عبدالملکیان

  • #7
    عبدالحسین زرین‌کوب
    “هرچند سلوک روحانی از تبتل حاصل می‌شود، لازمه آن قطع پیوند با عالم نیست، با تعلقات است.”
    عبدالحسین زرّین‌کوب, پله پله تا ملاقات خدا

  • #8
    عبدالحسین زرین‌کوب
    “شمس در مورد شیخ ابوبکر سله‌باف: شیخ را مستی از خدا هست لیکن آن هشیاری که بعد از آن است نیست.”
    عبدالحسین زرّین‌کوب, پله پله تا ملاقات خدا

  • #9
    عبدالحسین زرین‌کوب
    “وقتی یک تن از یاران را غمناک دید گفت در دنیا همه دلتنگیها از دل‌نهادگی بر این عالم است. مردی آن است که آزاد باشی و از این جهان و خود را غریب دانی و در هر رنگی که بنگری و هر مزه‌ای که بچشی دانی که به آن نمانی و جای دیگر روی، پس هیچ دلتنگ نباشی.”
    عبدالحسین زرّین‌کوب, پله پله تا ملاقات خدا



Rss