Nasrin Asadi > Nasrin's Quotes

Showing 1-12 of 12
sort by

  • #1
    احمد شاملو
    “کوه با نخستين سنگ‌ها آغاز مي‌شود
    و انسان با نخستين درد.

    در من زندانی ستمگری بود
    که به آواز زنجیرش خو نمی کرد-
    من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.”
    شاملو

  • #2
    محمدعلی صائب تبریزی
    “بس که بد میگذرد زندگی اهل جهان
    مردم از عمر سالی گذرد،عید کنند”
    صائب تبریزی

  • #3
    محمدعلی صائب تبریزی
    “به یک کرشمه که در کار آسمان کردی / هنوز می پرد از شوق ، چشم کوکب ها”
    صائب تبریزی

  • #4
    محمدعلی صائب تبریزی
    “گر وا نمی کنی گره ای خود گره مشو
    ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست”
    صائب تبریزی

  • #5
    محمدعلی صائب تبریزی
    “آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
    ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم”
    محمدعلی صائب تبریزی

  • #6
    مهدی اخوان ثالث
    “...
    وگر آن ناخوانده مهمانی که ما را می برد با خویش
    ناگهان از در درآید زود،
    پس چه خواهد بود-می پرسم-
    سرنوشت آن عزیزانی که نام آرزوشان بود؟
    آرزوها، این به ما نزدیکتر، این خویشتر خویشان،
    پس چه باید کرد با ایشان؟
    . . .”
    مهدی اخوان ثالث

  • #7
    مهدی اخوان ثالث
    “کسی راز مرا داند
    که از اینرو به آن رویم بگرداند”
    مهدی اخوان ثالث
    tags: راز

  • #8
    مهدی اخوان ثالث
    “به دیدارم بیا هرشب
    در این تنهایی تنها و تاریک خدامانند
    دلم تنگ است
    بیا، ای روشن! ای روشنتر از لبخند!
    شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهیها.”
    مهدی اخوان ثالث

  • #9
    مهدی اخوان ثالث
    “گنه ناكرده بادافره كشيدن
    خدا داند كه اين درد كمي نيست”
    اخوان ثالث

  • #10
    مهدی اخوان ثالث
    “قاصدک! هان، چه خبر آوردي؟
    از کجا، وز که خبر آوردي؟
    خوش خبر باشي، امّا، امّا
    گرد بام و در من
    بي ثمر مي گردي.
    انتظار خبري نيست مرا
    نه زياري نه ز ديّاري ، باري،
    برو آنجا که بود چشمي و گوشي با کس،
    برو آنجا که ترا منتظرند.
    قاصدک!
    در دل من همه کورند و کرند.
    دست بردار از اين در وطن خويش غريب.
    قاصدک تجربه هاي همه تلخ،
    با دلم مي گويد
    که دروغي تو، دروغ
    که فريبي تو، فريب.
    قاصدک! هان، ولي ...
    راستي آيا رفتي با باد؟
    با توام، آي کجا رفتي؟ آي...!
    راستي آيا جايي خبري هست هنوز؟
    مانده خاکستر گرمي، جايي؟
    در اجاقي- طمع شعله نمي بندم - اندک شرري هست هنوز؟
    قاصدک!
    ابرهاي همه عالم شب و روز
    در دلم مي گريند ...”
    مهدی اخوانِ ثالث

  • #11
    مهدی اخوان ثالث
    “لحظه ی دیدار نزدیک است
    باز من دیوانه ام ، مستم
    باز می لرزد ، دلم ، دستم
    باز گویی در جهان دیگری هستم
    های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ
    های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست
    و آبرویم را نریزی ، دل
    ای نخورده مست
    لحظه ی دیدار نزدیک است”
    مهدی اخوان ثالث / Mehdi Akhavan Sales

  • #12
    احمد شاملو
    “کوه از نخستین سنگ آغاز می شود و انسان از نخستین درد”
    احمد شاملو



Rss
All Quotes



Tags From Nasrin’s Quotes