soɥǝıๅɐ📚 > soɥǝıๅɐ📚's Quotes

Showing 1-30 of 33
« previous 1
sort by

  • #1
    محمود دولت‌آبادی
    “مِرگان به کاری که مشغول می‌شد، چهره‌اش چنان حالی می‌گرفت که چیزی چون احترام و بیم به دل صاحبخانه، صاحبان کار می‌دمید. نه کسی به خود می‌دید که به مِرگان تحکم کند، و نه او در کار خود چنین جایی برای کسی باقی می‌گذاشت. شاید برخی زن‌ها، چون دختر حاج سالم، مسلمه، مایل بودند در مِرگان به چشم کنیز خود نگاه کنند؛ اما مِرگان -دست کم حالا- تنگ چنین باری را خرد ‌نمی‌کرد. خوش خلقی او را باید از چاپلوسی جدا می‌کردند. روی گشاده‌‌ی مِرگان در کار، نه برای خوشایند صاحب کار، بلکه برای به زانو درآوردن کار بود. مِرگان این را یاد گرفته بود که اگر دلمرده و افسرده به کار نزدیک بشود، به زانو در خواهد آمد و کار بر او سوار خواهد شد. پس با روی گشاده و دل باز به کار می‌پیچید. طبیعت کار چنین است که می‌خواهد تو را به زمین بزند، از پا درآورد. این تو هستی که نباید پا بخوری، نباید از پا دربیایی. و مِرگان نمی‌خواست خود را ذلیل، ذلیل کار ببیند
    (۲۱۷)”
    محمود دولت‌آبادی, جای خالی سلوچ

  • #2
    قیصر امین‌پور
    “وقتی تو نیستی نه هستهای ما چونان که بایدند نه بایدها

    مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض می خوانم

    چندیست لبخند ها ی لاغر خود را در دل ذخیره می کنم باشد برای روز مبادا

    اما در صفحه های تقویم روزی بنام روز مبادا نیست

    آنروز هر چه باشد روزی شبیه دیروز، روزی شبیه فردا،

    روزی درست مثل همین روزهای ماست

    اما کسی چه میداند شاید امروز نیز روز مبادا باشد

    وقتی تو نیستی نه هستهای ما چونان که بایدند نه بایدها

    هر روز بی تو روز مباداست . . . !!! ”
    قیصر امین پور

  • #3
    Maurice Maeterlinck
    “اگر مغز خالی هم مثل شکم خالی سرو صدا
    !می کرد، انسان خیلی عاقل تر از اینها بود”
    Maurice Maeterlinck

  • #4
    نادر ابراهیمی
    “گمان می برم که اگر خداوند ، صد هزار گونه خنده می آفرید اما رسم اشک ریختن را نمی آموخت ، قلب حتی تاب ده روز تپیدن را هم نمی آورد .”
    نادر ابراهیمی, هرگز آرام نخواهی گرفت

  • #5
    محمّداسماعیل دولابی
    “اگر کسی مقصدش خدا باشد حاجی است حتی اگر مکه نرفته باشد. شما اگر قصدتان خدا باشد و شب و روز در راه خدا تلاش و فعالیت داشته باشید و با یاد خوبان گذشته و آینده مشغول باشید حاجی هستید. بنده به جرئت میگویم حاج آقا سلامٌ علیکم...”
    محمّداسماعیل دولابی, طوبای محبت ۲

  • #6
    محمّداسماعیل دولابی
    “در عالم هر مذهبی دیدید رد نکنید. نگویید هرز است، پیچ و مهره ندارد. بگویید شیعه یعنی همه. همه اولین و آخرین. شکافنده علوم...”
    محمّداسماعیل دولابی, طوبای محبت ۲

  • #7
    محمّداسماعیل دولابی
    “خلاصه غربت چیز خیلی خوبی است. امیدوارم این مطلب را چشیده باشید که غربت به قربت نزدیک است. یعنی غریب نزد خداست. غریب عملش با اوست. می‌بیند چه غربت با برکتی بود. کسی را که به دنبال او میگشت پیدا کرد. طوبی للغربا. عربت چیز خیلی بزرگی است.”
    محمّداسماعیل دولابی, طوبای محبت ۱

  • #8
    فریدون مشیری
    “بیمار خنده های توام بیشتر بخند
    خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب”
    فریدون مشیری / Fereydoon Moshiri
    tags: love

  • #9
    مهدی اخوان ثالث
    “بیا امشب که بس تاریک و تنهایم
    بیا ای روشنی، اما بپوشان روی
    که می ترسم تو را خورشید پندارند
    و می ترسم همه از خواب برخیزند
    و می ترسم که چشم از خواب بردارند

    نمی خواهم ببیند هیچ کس ما را
    نمی خواهم بداند هیچ کس ما را

    و نیلوفر که سر بر می کشد از آب
    پرستوها که با پرواز و با آواز
    و ماهی ها که با آن رقص غوغایی
    نمی خواهم بفهمانند بیدارند

    شب افتاده ست و من تاریک و تنهایم
    در ایوان و در تالاب من دیری ست در خوابند
    پرستو ها و ماهی ها و آن نیلوفر آبی

    بیا ای مهربان با من!
    بیا ای یاد مهتابی..”
    مهدی اخوان ثالث, لحظه‌ی دیدار نزدیک است

  • #10
    Luigi Pirandello
    “Life is full of strange absurdities, which, strangely enough, do not even need to appear plausible, since they are true.”
    Luigi Pirandello, Six Characters in Search of an Author

  • #11
    فریبا وفی
    “هیچ کاری بی معنی تر از این نیست که بخواهی برای کسی که برایش مهم نیستی از خودت بگویی”
    فریبا وفی

  • #12
    Saadi
    “...مــا بــمـــانــدیم و خـــیـــــالِ تــو به یــک جــــــای مــقــیــــــم”
    Saadi

  • #13
    Abbas Kiarostami
    “کلاغ سیاه
    با حیرت به خود می نگرد
    در دشت پوشیده از برف”
    عباس کیارستمی, Walking with the Wind

  • #14
    قیصر امین‌پور
    “در بند خویش بودن معنای عشق نیست
    چونان که زنده بودن معنای زندگی”
    قیصر امین پور

  • #15
    Nathaniel Hawthorne
    “To do nothing is the way to be nothing.”
    Nathaniel Hawthorne

  • #16
    “مرا کیفیت چشم تو کافیست”
    باباطاهر
    tags: love

  • #17
    فریدون مشیری
    “یاد من باشد فردا دم صبح
    جور دیگر باشم
    بد نگویم به هوا، آب ، زمین
    مهربان باشم، با مردم شهر
    و فراموش کنم، هر چه گذشت
    خانه ی دل، بتکانم ازغم
    و به دستمالی از جنس گذشت ،
    بزدایم دیگر،تار کدورت، از دل
    مشت را باز کنم، تا که دستی گردد
    و به لبخندی خوش
    دست در دست زمان بگذارم

    یاد من باشد فردا دم صبح
    به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم
    و به انگشت نخی خواهم بست
    تا فراموش، نگردد فردا
    زندگی شیرین است، زندگی باید کرد
    گرچه دیر است ولی
    کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید
    به سلامت ز سفر برگردد
    بذر امید بکارم، در دل
    لحظه را در یابم
    من به بازار محبت بروم فردا صبح
    مهربانی خودم، عرضه کنم
    یک بغل عشق از آنجا بخرم

    یاد من باشد فردا حتما
    به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم
    بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در
    چشم بر کوچه بدوزم با شوق
    تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل مارا با خود
    و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست

    یاد من باشد فردا حتما
    باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست
    و بدانم که اگر دیر کنم ،مهلتی نیست مرا
    و بدانم که شبی خواهم رفت
    و شبی هست، که نیست، پس از آن فردایی

    یاد من باشد
    باز اگر فردا، غفلت کردم
    آخرین لحظه ی از فردا شب ،
    من به خود باز بگویم
    این را
    مهربان باشم با مردم شهر
    و فراموش کنم هر چه گذشت......ـ”
    فریدون مشیری

  • #18
    سیدعلی صالحی
    “نیامدن
    هزار دلیل می خواست
    :و آمدن ، یکی
    !دلتنگت بودم”
    سید علی صالحی

  • #19
    Saadi
    “خاک من زنده به تأثیر هوای لب توست
    سازگاری نکند آب و هوای دگرم”
    سعدی, غزلیات سعدی
    tags: love

  • #20
    هوشنگ ابتهاج
    “هرگز ز دل امید گل آوردنم

    نرفت

    این شاخ خشک

    زنده به بوی بهار "تو"ست”
    هوشنگ ابتهاج

  • #21
    Michael    Connelly
    “Everybody counts, or nobody counts.”
    Michael Connelly

  • #22
    “یک مرد و یک زن
    که هرگز همدیگر را ندیده اند
    و بسیار دور از هم
    در شهر های مختلف زندگی می کنند
    یک روز
    همان صفحه از همان کتاب را
    هم زمان
    دقیقاً
    در دومین ثانیه ی
    اولین دقیقه ی
    آخرین ساعت خود
    می خوانند”
    ژاک پرور

  • #23
    Abdulla Pashew
    “روز به خیر...دختران قرن آینده!
    روز به خیر...پسران قرن آینده!
    من از شما
    چندان دور نیستم

    مرا به خوان رنگین خویش فرا خوانید
    بی گمان
    نان شمایان
    طعم خون و اشک نخواهد داد”
    عه‌بدوڵا په‌شێو

  • #24
    سیدمهدی شجاعی
    “مردم همه گوسفندند و ما چوپان:
    حواستان باشد!بزرگترین اشتباه در حکومت بها دادن به مردم یاارزش قائل شدن به مردم است.شما مطمئن باشیدکه اگر برای مردم ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید نمی توانید بر آنها حکومت کنید.
    بهای مردم را شمامعین می کنید نه خودشان.اگر شما بر مردم قیمت نگذارید,آنها قیمتی بر خودشان می گذارند که هیچ جور نمی توانید بخریدوتازه اینکه من گفتم بالاترین قیمت است قیمت آدمهای اندیشمند و چاق و چله.قیمت بقیه مردم حداکثر در حدپشکل گوسفند است نه بیشتر.
    نتیجه اینکه:
    مردم را هر جور بار بیاوریدبار می آینداگر به آنها احترام بگذاریدفکر می کنند شما موظفید به آنها احترام بگذارید اگر به آنها توضیح دهیدگمان می کنند شما موظف به توضیح دادنید
    در حالیکه همه بارها این جمله را از دهان خود من شنیده اینکه:
    ما در مقابل هیچ کس ملزم به پاسخگویی یا توضیح دادن چی ؟
    -نیستیم
    اگر شما این اصل گوسفند بودن مردم رادرست بفهمید بقیه شیوه هاو سیاست ها و روش های حکومت داری مرا به خوبی درک می کنید و الا نمی کنیدو اگر نکنید همینطور گوساله می مانید و هیچ وقت گاو نمیشوید.”
    سید مهدی شجاعی, دموکراسی یا دموقراضه

  • #25
    سیدمهدی شجاعی
    “دوست دارم یک لحظه اون بلندگو رو بگیرم و در حضور همین جمع,با همه ی وجود به آقا التماس کنم که:" آقا نیا!" یا لااقل کمی دیرتر بیا تا ما چشمامونو از این همه آلودگی پاک کنیم, تا ما ادب حرف زدن با شما رو یاد بگیریم, تا ما قبل از هر چیز, خودمون بفهمیم که از چه کسی چه آمدنی را طلب می کنیم”
    سید مهدی شجاعی, کمی دیرتر

  • #26
    سیدمهدی شجاعی
    “و نه او که مردم هم نفهمیدند که کتاب بدون امام, کتاب نیست, کاغذ و نوشته ای است بی روح و جان و نفهمیدند که قبله بدون امام قبله نیست و کعبه بدون امام سنگ و خاک است و قرآن بدون امام, خانه بی صاحبخانه است.”
    سید مهدی شجاعی, کشتی پهلو گرفته

  • #27
    Saadi
    “سعدی چو جورش می بری نزدیک او دیگر مرو
    ای بی بصر من می روم؟ او می کشد قلاب را”
    Saadi سعدی, غزلیات سعدی

  • #28
    Sayyid Mohammad Hosseini Beheshti
    “تو ای دوستدار علی، تو ای دوستدار فاطمه، و تو ای دوستدار حسنین؛ فکر مکن که دوستی تو نسبت به آنها به این است که چیزی نذرشان کنی! مثلا سفره نذرشان کنی، چلچراغ نذرشان کنی... این دوستی آنها نیست. آنها اهل این حرفها نیستند تا دوستیشان به این چیزها باشد. دوستی تو به آنها در کجا نمودار می‌شود؟ فقط یک جا، و آن رفتار تو، عقیده تو، اندیشه تو، فکر تو و عمل توست. هر قدر عقیده و اندیشه و عملت به اینها نزدیکتر باشد نشانه آن است که دوستی راستین صحیح آنها در تو ریشه دار تر است. محبت اهل بیت و ولایت آنها بازده و ثمره‌ای جز اطاعت بیشتر خدا و پرهیز بیشتر از معصیت خدا ندارد.”
    Sayyid Mohammad Hosseini Beheshti, ولایت، رهبری، روحانیت

  • #29
    “هر چه در خاطرم آید تو از آن خوب‌تری”
    خواجوی کرمانی

  • #30
    Anna Gavalda
    “چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟ و چقدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟”
    Anna Gavalda, Someone I Loved



Rss
« previous 1
All Quotes



Tags From soɥǝıๅɐ📚’s Quotes