زهرا سادات > زهرا 's Quotes

Showing 1-3 of 3
sort by

  • #1
    “آن‌روز به چشم‌هایم گفتم :
    «متاسفم !
    بعد از این به‌طرز جنون‌آمیزی حرامتان خواهم کرد»

    گفتم: «او رفته است
    و آن‌که مانده تا غربتِ شهر را کامل کند ،
    دیوانه‌ای‌ست با دو حفر‌ه‌ی خالی بر صورت
    و
    دو کلیدِ زنگ‌زده در دست
    که حاضر نیست
    آن‌ها را به‌هیچ دری امتحان کند»”
    لیلا کردبچه

  • #2
    “بارها گفته‌ام این شهر بهار ندارد
    باغ ندارد
    بهارنارنج ندارد
    و آدم اگر دلش بگیرد
    دردش را به کدام پنجره بگوید
    که دهانش پیش هر غریبه‌ای باز نشود ؟”
    لیلا کردبچه

  • #3
    “وطن کسی ست که زبانت را بفهمد پسر !
    از من که گذشت
    اما
    تو حواست باشد!

    معلوم نیست کسی که زبانت را می فهمد
    در جیبش گذرنامه نباشد”
    لیلا کردبچه



Rss