Azraa > Azraa's Quotes

Showing 1-30 of 129
« previous 1 3 4 5
sort by

  • #1
    Thomas A. Harris
    “Through the Adult the little person can begin to tell the difference between life as it was taught and demonstrated to him (Parent), life as he felt it or wished it or fantasied it (Child), and life as he figures it out by himself (Adult).”
    Thomas A. Harris, I'm OK, You're OK

  • #2
    Wisława Szymborska
    هیچ چیز دوبار اتفاق نمی افتد
    [ترجمه‌ی مارک اسموژنسکی، شهرام شیدایی، چوکا چکاد]


    هیچ چیز دوبار اتفاق نمی افتد
    و اتفاق نخواهد افتاد. به همین دلیل
    ناشی به دنیا آمده ایم
    و خام خواهیم رفت.

    حتا اگر کودن ترین شاگردِ مدرسه ی دنیا می بودیم
    هیچ زمستانی یا تابستانی را تکرار نمی کردیم

    هیچ روزی تکرار نمی شود
    دوشب شبیه ِ هم نیست
    دوبوسه یکی نیستند
    نگاه قبلی مثل نگاه بعدی نیست

    دیروز ، وقتی کسی در حضور من
    اسم تو را بلند گفت
    طوری شدم، که انگار گل رزی از پنجره ی باز
    به اتاق افتاده باشد.

    امروز که با همیم
    رو به دیوار کردم
    رز! رز چه شکلی است؟
    آیا رز، گل است؟ شاید سنگ باشد

    ای ساعت بد هنگام
    چرا با ترس بی دلیل می آمیزی؟
    هستی - پس باید سپری شوی
    سپری می شوی- زیبایی در همین است

    هر دو خندان ونیمه در آغوش هم
    می کوشیم بتوانیم آشتی کنیم
    هر چند باهم متفاوتیم
    مثل دو قطره ی آب زلال.”
    Wislawa Szymborska / ویسواوا شیمبورسکا, آدم‌ها روی پل

  • #3
    Mahatma Gandhi
    “Be the change that you wish to see in the world.”
    Mahatma Gandhi

  • #4
    Mae West
    “You only live once, but if you do it right, once is enough.”
    Mae West

  • #5
    Albert Camus
    “Don’t walk in front of me… I may not follow
    Don’t walk behind me… I may not lead
    Walk beside me… just be my friend”
    Albert Camus

  • #6
    محمدرضا صفدری
    “تنها چیزی که نمی‌پرسیدم از خودم که به چه درد می‌خورد، صدای بال کشیدن کبوتر بود، هرگاه که خسته بود و می‌خواست بنشیند به روی بام، یا بوی سینه‌اش. اگر خدا در سرتا سر زندگانی‌اش یک کار درست کرده باشد، همین است که کبوتر دریایی را درست کرد.‏
    اگر بوی سینه‌اش در یک راه بود و صدای بالش در راه دیگر، نمی‌دانستم به کدام راه بروم. می‌ماندم در میانۀ راه تا هردوی آن‌ها از دستم برود.‏”
    محمدرضا صفدری

  • #7
    “نگاهش‌ سرگردان‌ بود. رگ‌ سرخ‌ در چشم‌هایش‌ دویده‌ بود. انگار از خواب‌ پسینگاهی‌ بیدار شده‌ بود: منگ‌ و تهی‌ و دهانش‌ تلخ‌، یا كه‌ در چاهی‌ ژرف‌ و نمناك‌ از خواب‌ پریده‌ بود؛ مانند كبوتران‌ چاهی‌ كه‌ به‌ هوای‌ چراغ‌ خانه‌ای‌ فرود می‌آیند و در سیاهی‌ شب‌ به‌ دیوار كوبیده‌ می‌شوند، آنگاه‌ چشم‌هایشان‌ دودو می‌زند”
    محمد رضا صفدری - سیاسنبو

  • #8
    Yasmina Reza
    “Time changes everything, including the soul of a face.”
    Yasmina Reza, Happy Are the Happy

  • #9
    Yasmina Reza
    “Bad weather doesn't give you ideas about going to visit a flower garden.”
    Yasmina Reza, Happy Are the Happy

  • #10
    ابراهیم گلستان
    “آدمی چاره ساز است”
    ابراهیم گلستان

  • #11
    Albert Camus
    “Man is the only creature who refuses to be what he is.”
    Albert Camus

  • #12
    “از ماهيانِ كوچك اين جويبار
    هرگز نهنگ زاده نخواهد شد
    من خُرديِ عظيم خود را مي دانم
    و مي پذيرم
    امّا
    وقتي كه پنجه فتادن ريگي
    خواب هزار ساله مردابي را مي آشوبد
    اين مشتِ خشم
    بر جدار دلم
    بيهوده نيست كه مي كوبد”
    اسماعيل خوئي

  • #13
    Arthur Schopenhauer
    “حماقت بزرگی است که آدمی به منظور برنده شدن در بیرون٬ در درون ببازد.”
    آرتور شوپنهاور

  • #14
    سیدعلی صالحی
    “همه ی ما
    فقط حسرت بی پایان یک اتفاق ساده ایم
    که جهان را، بی جهت، یک جور عجیبی
    جدی گرفته ایم..”
    سید علی صالحی

  • #15
    Giorgio Gaber
    “کانفورمیست

    من یک انسان نواَم،
    آن¬قدر نو که دیرزمانی ست که دیگر فاشیست نیستم
    من خیلی حساس و نوع دوستم و شرق¬شناس
    قدیم¬ها طرفدار جنبش اعتراضی سال 68 بودم
    و حالا مدت کوتاهی¬ست که طرفدار محیط زیست شده¬ام
    چندسال قبل با خوشحالی هرچه تمام¬تر
    احساس کردم مثل خیلی¬ها سوسیالیستم
    من یک انسان نواَم!
    لطف که کنم و بخواهم با زبان ادبی بگویم،
    باید بگویم من یک ترقی¬خواهم
    در عین حال طرفدار بازار آزاد و ضد نژادپرستی
    من خیلی خوبم! من طرفدار حیواناتم
    و دیگر اگزیستانسیالیست نیستم
    اخیراً کمی خلاف جریان حرکت می¬کنم و فدرالیست
    شده¬ام

    کانفورمیست کسی است که
    معمولاً در جناح صحیح قرار گرفته!
    او پاسخ¬های روشن و خوبی در سرش دارد
    او بر عقاید متمرکز است
    و زیر بغلش همیشه دو یا سه روزنامه دارد
    وقتی به اندیشیدن نیاز دارد
    اگر روشن¬تر بخواهم برایتان بگویم
    درست مثل یک فرصت طلب فکر می¬کند
    او خود را بی هیچ ضرورتی، وفق می¬دهد
    و در بهشت خودش زندگی می¬کند

    کانفورمیست
    یک انسان کاملاً گرد و منعطف است
    و بدون مقاومت حرکت می¬کند
    کانفورمیست
    در دریای اکثریت لیز می¬خورد و نرمش می¬کند
    یک حیوان بسیار رایج است
    که با کلماتِ گفتگوها زندگی می¬کند
    شب¬ها رویا می¬بیند
    و رویاهایش از خواب¬های رویابینان دیگر بیرون می¬آیند
    و روز عید او زمانی است که
    با همه جهان در آشتی باشد
    و وقتی شنا می¬کند، راهش باز شود
    او کانفورمیست است! کانفورمیست!

    من یک انسان نواَم
    و با زنان رابطه خارق¬العاده¬ای دارم؛ من فمینیستم
    همیشه در دسترس و خوشبین؛ اروپایی¬ام
    و هرگز صدایم را بلند نمی¬کنم؛ صلح طلبم
    مارکسیست لنینیست بودم
    بعدش نمی¬دانم چرا خودم را ناگهان یک کمونیست خداپرست یافتم!

    کانفورمیست خوب نفهمیده که
    حتی بهتر از یک توپ به هوا می¬پرد
    کانفورمیست
    یک بالن هوایی تکامل یافته است که از اطلاعات باد کرده
    و گونه نادری است”
    Giorgio Gaber

  • #16
    “من بودم و کنجی و کتابی و رفیقی
    غم را که فرستاد و بلا را که خبر‌کرد؟”
    سیداشرف حسن غزنوی

  • #17
    الیاس علوی
    “اي گنجشك آخرين شاخه
    به دور دست ها نگاه كن
    آيا هنوز كودكي مي خندد؟”
    الياس علوي / Elias Alavi, من گرگ خیالبافی هستم

  • #18
    الیاس علوی
    “نمی‌توان به لبخندی قانع بود
    نمی‌شود موهایت را دید
    و به باد حسودی نکرد
    گونه‌هایت را دید
    و به گناه نیاندیشید
    و نمی‌شود به تو رسید
    که پاهایت نوجوانند
    و دیوارهایت بلند...

    «من گرگ خیالبافی هستم»”
    الیاس علوی

  • #19
    الیاس علوی
    “لحظاتی هست استخوانهای اشیا می پوسد
    و فرسودگی از در و دیوار میبارد
    لحظاتی هست نه آواز گنجشک فروردین
    نه صدای صمیمی از آن طرف سیم
    و نه نگاه مادر در قاب قانعت نمیکند
    زندگی قانعت نمیکند
    و تو به اندکی مرگ احتیاج داری”
    الیاس علوی

  • #20
    الیاس علوی
    “از بهار تقویم می ماند
    از من استخوانهایی که روزی تو را دوست داشتند”
    الیاس علوی / Elyas Alavi

  • #21
    Fyodor Dostoevsky
    “I am a dreamer. I know so little of real life that I just can't help re-living such moments as these in my dreams, for such moments are something I have very rarely experienced. I am going to dream about you the whole night, the whole week, the whole year. I feel I know you so well that I couldn't have known you better if we'd been friends for twenty years. You won't fail me, will you? Only two minutes, and you've made me happy forever. Yes, happy. Who knows, perhaps you've reconciled me with myself, resolved all my doubts.

    When I woke up it seemed to me that some snatch of a tune I had known for a long time, I had heard somewhere before but had forgotten, a melody of great sweetness, was coming back to me now. It seemed to me that it had been trying to emerge from my soul all my life, and only now-

    If and when you fall in love, may you be happy with her. I don't need to wish her anything, for she'll be happy with you. May your sky always be clear, may your dear smile always be bright and happy, and may you be for ever blessed for that moment of bliss and happiness which you gave to another lonely and grateful heart. Isn't such a moment sufficient for the whole of one's life?”
    Fyodor Dostoevsky, White Nights

  • #22
    Fyodor Dostoevsky
    “Above all, don't lie to yourself. The man who lies to himself and listens to his own lie comes to a point that he cannot distinguish the truth within him, or around him, and so loses all respect for himself and for others. And having no respect he ceases to love.”
    Fyodor Dostoevsky, The Brothers Karamazov

  • #23
    Fyodor Dostoevsky
    “Pain and suffering are always inevitable for a large intelligence and a deep heart. The really great men must, I think, have great sadness on earth.”
    Fyodor Dostoevsky, Crime and Punishment

  • #24
    Fyodor Dostoevsky
    “To go wrong in one's own way is better than to go right in someone else's.”
    Fyodor Dostoevsky, Crime and Punishment

  • #25
    Fyodor Dostoevsky
    “What is hell? I maintain that it is the suffering of being unable to love.”
    Fyodor Dostoevsky, The Brothers Karamazov

  • #26
    Fyodor Dostoevsky
    “Man only likes to count his troubles; he doesn't calculate his happiness.”
    Fyodor Dostoevsky, Notes from Underground, White Nights, The Dream of a Ridiculous Man, and Selections from The House of the Dead

  • #27
    Fyodor Dostoevsky
    “The soul is healed by being with children.”
    Fyodor Dostoevsky

  • #28
    Fyodor Dostoevsky
    “It takes something more than intelligence to act intelligently.”
    Fyodor Dostoyevsky, Crime and Punishment

  • #29
    Fyodor Dostoevsky
    “But how could you live and have no story to tell?”
    Fyodor Dostoevsky, White Nights

  • #30
    Fyodor Dostoevsky
    “Taking a new step, uttering a new word, is what people fear most.”
    Fyodor Dostoevsky, Crime and Punishment



Rss
« previous 1 3 4 5