Behrouz Mahdavifar > Behrouz's Quotes

Showing 1-4 of 4
sort by

  • #1
    Abdulla Pashew
    “چشم دختر اروپایی را
    اگر آبی هم باشد، دوست میدارم
    اگر سبز هم باشد، دوست میدارم
    اینگونه فهمیده ام
    آبی‌ ترین چشم
    سبزترین چشم
    در این دنیا
    با ذره ای از سیاهی
    .چشم دخترِ سرزمینم را دارد”
    (Ebdulla peşêw)عه‌بدوڵا په‌شێو

  • #2
    نزار قباني
    “من می نویسم
    تا اشیا را منفجر کنم
    نوشتن انفجار است

    می‌نویسم تا روشنایی را بر تاریکی چیره کنم و شعر را به پیروزی برسانم

    می‌نویسم تا خوشه‌های گندم بخوانند تا درختان بخوانند
    می‌نویسم تا گل سرخ بخواند تا ستاره تا پرنده، گربه، ماهی، صدف مرا بفهمد

    می‌نویسم تا دنیا را از دندان‌های هلاکو
    از حکومت نظامیان، از دیوانگی اوباشان رهایی بخشم

    می‌نویسم تا زنان را از سلول‌های ستم از شهرهایی مرده
    از ایالت‌های بردگی، از روزهای پرکسالت سرد و تکراری برهانم

    می‌نویسم تا واژه‌ها را از تفتیش از بوکشیدن سگ‌ها
    از تیغ سانسور برهانم

    می‌نویسم تا زنی را که دوست دارم
    از شهر بی‌شعر، شهر بی‌عشق
    شهر اندوه و افسردگی رها کنم

    می‌نویسم تا از او ابری نمبار بسازم
    تنها زن و نوشتن
    .ما را از مرگ می‌رهاند”
    نزار قباني

  • #3
    Ahmet Kaya
    “من اگر كُرد هم نبودم، بخاطر اين نابرابری و ظلم بزرگ به صدا در می آمدم؛ بچه های كُرد با كاغذهای سفيد روزها سر جاده ها می آمدند و كاغذهای سفيد خود را با خونشان قرمز مي كردند و تنها رويش مي نوشتند: «از كشتن ما دست برداريد، ما هم انسان هستيم.» دولت آنهايی را هم كه نمی مردند، روانه ی زندان مي كرد

    !مگر غير از شما، چه وجدانی اين را تحمل مي كند”
    Ahmet Kaya

  • #4
    Raymond Carver
    “Woke up this morning with a terrific urge to lie in bed all day and read.”
    Raymond Carver



Rss