VoHooman > VoHooman 's Quotes

Showing 1-4 of 4
sort by

  • #1
    رضا براهنی
    “شتاب کردم که آفتاب بیاید
    نیامد
    دویدم از پیِ دیوانه‌ای که گیسوانِ بلوطش را به سِحرِ گرمِ مرمرِ لُمبرهایش می‌ریخت
    که آفتاب بیاید
    نیامد
    به روی کاغذ و دیوار و سنگ و خاک نوشتم که تا نوشته بخوانند
    که آفتاب بیاید
    نیامد
    چو گرگ زوزه کشیدم، چو پوزه در شکمِ روزگارِ خویش دویدم
    شبانه روز دریدم، دریدم
    که آفتاب بیاید
    نیامد
    چه عهدِ شومِ غریبی! زمانه صاحبِ سگ؛ من سگش
    چو راندم از درِ خانه ز پشت بامِ وفاداری درون خانه پریدم که آفتاب بیاید
    نیامد
    کشیده‌ها به رُخانم زدم به خلوتِ پستو
    چو آمدم به خیابان
    دو گونه را چُنان گدازه‌ی پولاد سوی خلق گرفتم که آفتاب بیاید
    نیامد
    اگرچه هق هقم از خواب، خوابِ تلخ برآشفت خوابِ خسته و شیرین بچه‌های جهان را
    ولی گریستن نتوانستم
    نه پیشِ دوست نه در حضور غریبه نه کنجِ خلوتِ خود گریستن نتوانستم
    که آفتاب بیاید
    نیامد”
    رضا براهنی, خطاب به پروانه‌ها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم

  • #2
    J.R.R. Tolkien
    “For myself, I find I become less cynical rather than more--remembering my own sins and follies; and realize that men's hearts are not often as bad as their acts, and very seldom as bad as their words.”
    Tolkien J.R.R., The Letters of J.R.R. Tolkien

  • #3
    J.R.R. Tolkien
    “A divine 'punishment’ is also a divine 'gift’, if accepted, since its object is ultimate blessing, and the supreme inventiveness of the Creator will make 'punishments’ (that is changes of design) produce a good not otherwise to be attained”
    J.R.R. Tolkien, The Letters of J.R.R. Tolkien

  • #4
    Byung-Chul Han
    “The violence of positivity does not deprive, it saturates; it does not exclude, it exhausts. That is why it proves inaccessible to unmediated perception.”
    Byung-Chul Han, The Burnout Society



Rss
All Quotes



Tags From VoHooman ’s Quotes