Masoome > Masoome's Quotes

Showing 1-18 of 18
sort by

  • #1
    “حرف كه مي‌زني
    من از هراس طوفان
    زل مي‌زنم به ميز
    به زيرسيگاري
    به خودكار
    تا باد مرا نبرد به آسمان.
    لبخند كه مي‌زني
    من
    ـ عين هالوها ـ
    زل مي‌زنم به دست‌هات
    به ساعت مچي طلايي‌ات
    به آستين پيراهن ا‌ت
    تا فرو نروم در زمين.

    ديشب مادرم گفت تو از ديروز فرورفته‌اي
    در كلمه‌اي انگار
    در عین
    در شين
    درقاف
    در نقطه‌ها.”
    مصطفی مستور

  • #2
    “امروز كشف مهمي كردم. اين كشف محصول سه ماه تفكر تامل و مراقبه است. من به طرز غريبي كه اين كلمات هرزه نمي توانند بگويند چه قدر از اين كشف هيجان زده ام. آنقدر كه دلم مي خواهد بروم بالاي ساختمان و فرياد بكشم. من امروز دريافتم كه سرانجام همه بي گمان همه و بدون هيچ استثنايي خواهيم مرد. من امروز اين واقعيت را اين يقين يگانه و يكتا را كه بي ترديد و تا صد سال ديگر هيچ اثري از ما نخواهد بود از عمق جان دريافتم. من از اين حقيقت از اين عدالت محض از اين تنها عدالت مطلق هستي كه هيچ عدالتي به وضوح و شفافيت و شكوه و قطعيت و معناداري آن نيست از اين كه تنها تا صد سال فقط تا صد سال ديگر حتي يك نفر از ما شش ميليارد آدمي كه حالا مثل كرم روي اين تل خاكي در هم مي لوليم وجود نخواهيم داشت به طرز به شدت شكرآوري خوش حالم...”
    مصطفی مستور

  • #3
    “باید قبل از مردن ناخن هایم را در خاک فرو برم تا وقتی مرا به زور روی زمین
    می کشند به یادگار شیار هایی بر زمین حفر کرده باشم باید قبل از رفتن خودم را جا بگذارم ....اگر امروز چیزی از خودم باقی نگذارم چه کسی در آینده از وجود من در گذشته با خبر خواهد شد؟اگر جای پای مرا دیگران نبینند من دیگر نیستم.. اما من
    نمی خواهم نباشم نمی خواهم آمده باشم و رفته با شم و هیچ غلطی نکرده باشم
    آدمی که مشهور نیست وجود ندارد یعنی وجود دارد اما فقط برای خودش نه دیگران و کسی که فقط برای خودش وجود دارد تنهاست و من از تنهایی می ترسم....”
    مصطفی مستور

  • #4
    Angie Thomas
    “وقتی ببینید کسی چقدر شکسته است مثل این است که بدن عریان آن ها را دیده باشید... دیگر نمی توانید مثل قبل نگاهشان کنید.”
    Angie Thomas, The Hate U Give

  • #5
    Angie Thomas
    “بعضی وقت ها حتی اگه همه کارها رو هم درست انجام بدی باز هم ممکنه اوضاع درست نشه. مسئله اینه که هیچ وقت نباید دست از انجام کار درست برداری.”
    Angie Thomas, The Hate U Give

  • #6
    Fariba Vafi
    “ترلان نیاز به حرف زدن در مورد کتاب را از همان موقع شناخت. نیازی ساده است ولی به سختی برآورده می‌شود. نمی‌شود با کسی حرف زد که فقط علاقمند است و با تایید سرش را می‌جنباند. نمی‌شود فقط با تعریف کردن، کسی را در تجربه‌ی غیرقابل وصف آن سهیم کرد. هر کتاب جهانی است که باید هر دو به آن سفر کنند. آن را کشف کنند و با فهم اشاره‌ها و نشانه‌ها در لحظه‌های لذت‌بخش هم‌زبانی زندگی کنند.”
    Fariba Vafi, ترلان

  • #7
    Fariba Vafi
    “دشمن مشترک می‌تواند آدم‌ها را با هم آشنا کند ولی فقط دوست مشترک آن‌ها را به هم نزدیک می‌کند.”
    Fariba Vafi

  • #8
    Fariba Vafi
    “وقتی زیاد به رفتن فکر می‌کنی، سفر را آغاز کرده‌ای. خودبه‌خود از جایی که هستی فاصله گرفته‌ای. نمی‌شود از راه رفته بازگشت. حتی اگر بدانی چیزهای بدی در انتظارت است.”
    Fariba Vafi, ترلان

  • #9
    Fariba Vafi
    “گفت آدم فقط بعضی وقت‌ها میل رفتن دارد. تا این میل در تو هست باید بروی.”
    Fariba Vafi, حتی وقتی می‌خندیم

  • #10
    Nikos Kazantzakis
    “زندگی سراسر دردسر است اما مرگ چنین نیست. اصلاً می دانی زندگی کردن یعنی چه؟ یعنی این که کمرت را محکم ببندی و به دنبال دردسر بدوی.”
    Nikos Kazantzakis, Zorba the Greek

  • #11
    Albert Camus
    “Don’t walk in front of me… I may not follow
    Don’t walk behind me… I may not lead
    Walk beside me… just be my friend”
    Albert Camus

  • #12
    Mark Twain
    “If you tell the truth, you don't have to remember anything.”
    Mark Twain

  • #13
    Nikos Kazantzakis
    “در انسان همه چیز بسته به عقیده است. اگر ایمان داشته باشی تراشه‌ای از یک قاب در پوسیده و کهنه برایت شیء مقدسی می‌شود. اگر ایمان و عقیده نداشته باشی خود صلیب مقدس هم برایت تکه چوبی بیش نخواهد بود.”
    Nikos Kazantzakis, Zorba the Greek

  • #14
    مصطفی چمران
    “و کسی که به دنبال نور است این نور هرچه قدر کوچک باشد در قلب او بزرگ خواهد شد.”
    مصطفی چمران

  • #15
    Pablo Neruda
    “همیشه چیزهایی که نداشته‌ام را
    ،بسیار دوست داشته‌ام
    همچون تو
    که بسیار دوری
    ...که بسیار ندارمت”
    Pablo Neruda

  • #16
    احمد شاملو
    “و ما هم‌چنان
    دوره می‌کنیم
    شب را و روز را
    هنوز را”
    احمد شاملو, مرثیه‌های خاک

  • #17
    “بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
    سال ها هجری وشمسی همه بی خورشیدند”
    قیصر امین پورامین پور

  • #18
    “هنگامی که چیزی در درون ما می‌شکند، داستان‌هایمان بهتر می‌شود.”
    Evgeniĭ Kli︠u︡ev, سکوت کیست؟



Rss