Nasser > Nasser's Quotes

Showing 1-17 of 17
sort by

  • #1
    سیدعلی صالحی
    “تلخ منم،

    همچون چای سرد

    که نگاهش کرده باشی ساعات طولانی و ننوشیده باشی.

    تلخ منم؛

    چای یخ

    که هیچکس ندارد هوسش را”
    سید علی صالحی / Ali Salehi

  • #2
    Edgar Degas
    “I want to be famous but unknown!”
    Edgar Degas

  • #3
    Peter De Vries
    “Sometimes I write drunk and revise sober, and sometimes I write sober and revise drunk. But you have to have both elements in creation — the Apollonian and the Dionysian, or spontaneity and restraint, emotion and discipline.”
    Peter De Vries, Reuben, Reuben

  • #4
    Haruki Murakami
    “Sometimes when I look at you, I feel I'm gazing at a distant star.
    It's dazzling, but the light is from tens of thousands of years ago.
    Maybe the star doesn't even exist any more. Yet sometimes that light seems more real to me than anything.”
    Haruki Murakami, South of the Border, West of the Sun

  • #5
    قیصر امین‌پور
    “وقتي تو نيستي
    نه هست‌هاي ما
    چونانكه بايدند
    نه بايدها

    مثل هميشه آخر حرفم
    و حرف آخرم را
    با بغض مي‌خورم

    عمـري است
    لبخندهاي لاغر خود را
    در دل ذخيره مي‌كنم: باشد براي روز مبادا
    اما
    در صفحه‌هاي تقويم
    روزي به نام روز مبادا نيست

    آن روز هر چه باشد
    روزي شبيه ديروز
    روزي شبيه فردا
    روزي درست مثل همين روزهاي ماست
    اما كسي چه مي‌داند؟
    شايد
    امروز نيز روز مبادا
    باشد

    وقتي تو نيستي
    نه هست‌هاي ما
    چونانكه بايدند
    نه بايدها

    هر روز بي‌تو
    روز مباداست”
    قيصر امين‌پور / Gheysar Amin Pour, آینه‌های ناگهان

  • #6
    قیصر امین‌پور
    “و قاف
    حرف آخر عشق است
    آن جا که نام کوچک من
    آغاز می شود”
    قيصر امين‌پور / Gheysar Amin Pour

  • #7
    Flannery O'Connor
    “I write to discover what I know.”
    Flannery O'Connor

  • #8
    Michael Cunningham
    “Dear Leonard. To look life in the face. Always to look life in the face and to know it for what it is. At last to know it. To love it for what it is, and then, to put it away. Leonard. Always the years between us. Always the years. Always the love. Always the hours.”
    Michael Cunningham, The Hours

  • #9
    Michael Cunningham
    “You cannot find peace by avoiding life.”
    Michael Cunningham, The Hours

  • #10
    Steven Moffat
    “All lives end. All hearts are broken. Caring is not an advantage.”
    Steven Moffat

  • #11
    مهدی اخوان ثالث
    “هی فلانی! زندگی شاید همین باشد؟
    یک فریب ساده و کوچک
    آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را
    جز برای او و جز با او نمی خواهی.
    من گمانم زندگی باید همین باشد.”
    اخوان ثالث

  • #12
    مهدی اخوان ثالث
    “لحظه ی دیدار نزدیک است
    باز من دیوانه ام ، مستم
    باز می لرزد ، دلم ، دستم
    باز گویی در جهان دیگری هستم
    های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ
    های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست
    و آبرویم را نریزی ، دل
    ای نخورده مست
    لحظه ی دیدار نزدیک است”
    مهدی اخوان ثالث / Mehdi Akhavan Sales

  • #13
    Sylvia Plath
    “Kiss me, and you will see how important I am.”
    Sylvia Plath, The Unabridged Journals of Sylvia Plath

  • #14
    الیاس علوی
    “خدا كند انگورها برسند
    جهان مست شود
    تلوتلو بخورند خیابان‌ها
    به شانه‌ی هم بزنند
    رئیس‌جمهورها و گداها

    مرزها مست شوند
    و محمّد علی بعد از 17 سال مادرش را ببیند
    و آمنه بعد از 17 سال، كودكش را لمس كند .

    خدا كند انگورها برسند
    آمو زیباترین پسرانش را بالا بیاورد
    هندوكش دخترانش را آزاد كند .

    برای لحظه‌ای
    تفنگ‌ها یادشان برود دریدن را
    كاردها یادشان برود
    بریدن را
    قلم‌ها آتش را
    آتش‌بس بنویسند .

    خدا كند كوهها به هم برسند
    دریا چنگ بزند به آسمان
    ماهش را بدزدد
    به میخانه‌ شوند پلنگ‌ها با آهوها .

    خدا كند مستی به اشیاء سرایت كند
    پنجره‌‌ها
    دیوارها را بشكنند
    و
    تو
    همچنانكه یارت را تنگ می‌بوسی
    مرا نیز به یاد بیاوری .

    محبوب من
    محبوب دور افتاده‌ی من
    با من بزن پیاله‌ای دیگر
    به سلامتی باغ‌های معلق انگور”
    الیاس علوی

  • #15
    Emily Brontë
    “I have dreamt in my life, dreams that have stayed with me ever after, and changed my ideas; they have gone through and through me, like wine through water, and altered the color of my mind. And this is one: I'm going to tell it - but take care not to smile at any part of it.”
    Emily Brontë, Wuthering Heights

  • #16
    Jane Austen
    “It is not time or opportunity that is to determine intimacy;—it is disposition alone. Seven years would be insufficient to make some people acquainted with each other, and seven days are more than enough for others.”
    Jane Austen, Sense and Sensibility

  • #17
    مهدی اخوان ثالث
    “ما چون دو دريچه ، رو به روي هم
    آگاه ز هر بگو مگوي هم
    هر روز سلام و پرسش و خنده
    هر روز قرار روز آينده
    عمر آينه ي بهشت ، اما ... آه
    بيش از شب و روز تير و دي كوتاه
    اكنون دل من شكسته و خسته ست
    زيرا يكي از دريچه ها بسته ست
    نه مهر فسون ، نه ماه جادو كرد
    نفرين به سفر ، كه هر چه كرد او كرد”
    مهدی اخوان ثالث



Rss