zarinblueworld > zarinblueworld's Quotes

Showing 1-3 of 3
sort by

  • #1
    Orhan Veli Kanık
    “مفت و مجانی زندگی می‌کنیم، مجانی؛
    هوا مجانی، ابر مجانی؛
    دره و تپه مجانی؛
    باران و گِل و لای مجانی؛
    بیرون اتوموبیل‌ها،
    درب سینماها،
    ویترین مغازه‌ها مجانی؛
    اما نان و پنیر مجانی نیست
    آب چشمه مجانی؛
    به بهای سر، آزادی،
    اسارت و بند مجانی؛
    مجانی زندگی می‌کنیم، مجانی.”
    Orhan Veli Kanık

  • #2
    Sherko Bekas
    “حکومت اعدام اسلامی

    نزد ما با این گونه مرگ‌ها زندگی دوباره آغاز می‌شود و بر بالای این دارهای اعدام که شما افراشته‌اید، سر ما بلندتر و درخشنده‌تر می‌شود....
    از این سو تروریست‌ها، سوران مامه حمه و سردشت عثمان..... از آن سو نیز تبرهای جمهوری اسلامی....
    هر دوی آنها در دو راهی مرگ و تاریکی به یکدیگر می‌رسند.....
    در حقیقت ما خود زندگی هستیم و جوانان‌مان آینده‌ای بی‌پایان‌اند...
    خوب به من بگویید: از شرق تا به غرب.. از بالا تا پایین این سرزمین‌ها
    از قدیم‌الایام تا به امروز.. طناب‌های دار چه چیزی را توانسته‌اند در ما بکشند!؟
    چه کاری توانسته‌اند با فریاد بلند مبارزه و آزادی‌مان بکنند...
    طناب‌های دار توانسته‌اند شاهو را بترسانند..؟
    توانسته‌اند دریاچه‌ی وان و ارومیه را خاموش کنند..؟
    توانسته‌اند پیر مگرون را به زانو درآورند؟
    آنچه تا به امروز طناب دار توانسته انجام بدهد
    نتایج معکوس خواسته‌های عاملان آن بوده است:
    کاروان‌مان طولانی تر ...و
    صدایمان زلال‌تر و نیروها و ازدحاممان بزرگ‌تر شده است..!
    طناب‌های دار ترسیده‌اند..... از کُرد ترسیده‌اند..
    طناب‌های دار بازنده‌های همیشگی‌اند و ما هنوز هستیم..
    جمهوری اعدام اسلامی ایران
    پیر ِ پیر شده است و
    اما نیرو و جان ما هنوز گرم و آماده است”
    Sherko Bekas

  • #3
    Abdulla Pashew
    “«فالگیر»

    کم به کف دستم
    نگاه کن!

    من که نمی خواهم
    به من بگوئید:
    صاحب چند فرزند می‌شوم
    خوشبخت خواهم شد
    یا همچنان بیکار
    و بی چیز ندار

    فقط به من بگو:
    تا زنده‌ام
    همچون تو خواهم زیست
    یا صاحب سرزمینی
    خواهم شد!؟”
    Abdulla Pashew



Rss