Saeedeh > Saeedeh's Quotes

Showing 1-13 of 13
sort by

  • #1
    Henrik Ibsen
    “You see, the point is that the strongest man in the world is he who stands most alone.”
    Henrik Ibsen, An Enemy of the People

  • #2
    Henrik Ibsen
    “A thousand words leave not the same deep impression as does a single deed.”
    Henrik Ibsen

  • #3
    Henrik Ibsen
    “What is the difference in being alone with another and being alone by one's self?”
    Henrik Ibsen

  • #4
    Henrik Ibsen
    “You should never wear your best trousers when you go out to fight for freedom and truth.”
    Henrik Ibsen, An Enemy of the People

  • #5
    Henrik Ibsen
    “The strongest men are the most alone.”
    Ibsen

  • #6
    Henrik Ibsen
    “The most dangerous enemy of the truth and freedom amongst us is the compact majority”
    Henrik Ibsen, An Enemy of the People

  • #7
    Henrik Ibsen
    “Oh, yes--you
    can shout me down, I know! But you cannot answer me. The majority has
    might on its side--unfortunately; but right it has not.”
    Henrik Johan Ibsen, An Enemy of the People

  • #8
    محمود دولت‌آبادی
    “عجیب ترین خوی آدمی این است که می داند فعلی بد و آسیب رسان است، اما آن را انجام می دهد به کرات هم. هر آدمی، دانسته و ندانسته، به نوعی در لجاجت و تعارض با خود به سر می برد، و هیچ دیگری ویرانگرتر از خود آدمی نسبت به خودش نیست.”
    محمود دولت آبادی / Mahmoud Dolat Abadi, سُلوک

  • #9
    قیصر امین‌پور
    “وقتي تو نيستي
    نه هست‌هاي ما
    چونانكه بايدند
    نه بايدها

    مثل هميشه آخر حرفم
    و حرف آخرم را
    با بغض مي‌خورم

    عمـري است
    لبخندهاي لاغر خود را
    در دل ذخيره مي‌كنم: باشد براي روز مبادا
    اما
    در صفحه‌هاي تقويم
    روزي به نام روز مبادا نيست

    آن روز هر چه باشد
    روزي شبيه ديروز
    روزي شبيه فردا
    روزي درست مثل همين روزهاي ماست
    اما كسي چه مي‌داند؟
    شايد
    امروز نيز روز مبادا
    باشد

    وقتي تو نيستي
    نه هست‌هاي ما
    چونانكه بايدند
    نه بايدها

    هر روز بي‌تو
    روز مباداست”
    قيصر امين‌پور / Gheysar Amin Pour, آینه‌های ناگهان

  • #10
    قیصر امین‌پور
    “آی
    !ای دریغ و حسرت همیشگی
    ناگهان
    چقدر زود
    ...دیر می‌شود”
    قیصر امین‌پور

  • #11
    قیصر امین‌پور
    “دیروز ما زندگی را به بازی گرفتیم،
    امروز او ما را . . .
    فردا . . . ؟”
    قیصر امین‌پور

  • #12
    قیصر امین‌پور
    “سال ها دویده‌ام از پی خودم ولی
    تا به خود رسیده‌ام، دیده‌ام که دیگرم”
    قیصر امین‌پور

  • #13
    قیصر امین‌پور
    “خسته ام از آرزو ها، آرزو های شعاری
    شوق پرواز مجازی، بال های استعاری

    لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن
    خاطرات بایگانی، زندگی های اداری

    آفتاب زرد و غمگین، پله های رو به پایین
    سقفهای سرد و سنگین، آسمان های اجاری

    با نگاهی سر شکسته، چشم هایی پینه بسته
    خسته از در های بسته، خسته از چشم انتظاری

    صندلی های خمیده، میز های صف کشیده
    خنده های لب پریده،گریه های اختیاری

    عصر جدول های خال، پارک های این حوالی
    پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری

    رونوشت روز ها را، روی هم سنجاق کردم
    شنبه های بی پناهی، جمعه های بی قراری

    عاقبت پرونده ام را، با غبار آرزو ها
    خاک خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری

    روی میز خالی من، صفحه ی باز حوادث
    در ستون تسلیت ها، نامی از ما یادگاری”
    قیصر امین‌پور, گل‌ها همه آفتابگردانند



Rss