عاشقانه هاي پاك- Pure Love discussion
يه كمي نورانيت
>
دعا مي كنم پس هستم
date
newest »
newest »
اگر همين الان يك نفس عميق بكشين
بوي نون سنگك تازه رو از توي سفره افطار احساس مي كنين
واي چه ماه نازيه آدم خيلي آروم ميشه
واقعا نياز به آرامش داريم
من كه خيلي خسته ام
__________________________________________________
دوستان لطفا هركسي حداقل 10 نفر از دوستانش رو به گروه دعوت كنه چون مي خوايم گروهي چند هزار نفره داشته باشيم
گفتن همينجوري باسرعت برين جلو
حالا چند نفر و چي جوري منو تهديد كردن بماند
دوستدارتان مهرداد
بوي نون سنگك تازه رو از توي سفره افطار احساس مي كنين
واي چه ماه نازيه آدم خيلي آروم ميشه
واقعا نياز به آرامش داريم
من كه خيلي خسته ام
__________________________________________________
دوستان لطفا هركسي حداقل 10 نفر از دوستانش رو به گروه دعوت كنه چون مي خوايم گروهي چند هزار نفره داشته باشيم
گفتن همينجوري باسرعت برين جلو
حالا چند نفر و چي جوري منو تهديد كردن بماند
دوستدارتان مهرداد
آه ای خدا دستم بگیر
ای آگه از سر ضمیر
ای بی پناهان را پناه
ای ماه شبهای سیاه
در بی پناهی تو تکیه گاهی
بر دل زارم تنها گواهی
ای همدم من غرق گناهم
در پیش رویت من روسیاهم
...
ای آگه از سر ضمیر
ای بی پناهان را پناه
ای ماه شبهای سیاه
در بی پناهی تو تکیه گاهی
بر دل زارم تنها گواهی
ای همدم من غرق گناهم
در پیش رویت من روسیاهم
...
لمن الملک واحد القهار
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لا اله الا هو
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لا اله الا هو
پروردگارا!کمکم کن آنچه را که تو زود می خواهی من دیر نخواهم
و آنچه را که تو دیر می خو اهی من زود نخواهم...
پروردگارابه من بیاموز دوست بدارم کسانی راکه دوستم ندارند ..
عشق بورزم به کسانی که عا شقم نیستند...
بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند ...
به من بیاموز لبخند بزنم به کسانی که هرگز تبسمی به صورتم ننواختند...
و محبت کنم به کسانی که محبتی درحقم نکردند...
خدای لحظات تنهاییم ، مشکلاتم را از من بگیر تا پیروزی ام شاهدی باشد بر آنان که با قدرت تو ، راه تو وعشقت، یاریشان خواهم داد . باشد که بر اراده تو گردن نهم .... آمین
طعمش تلخ بود. تلخياش را دوست نداشتيم. نميدانستيم كه دواست. دواي تلخترين دردها. نميدانستيم معجون است. معجونِ انسان شدن.گمش كرديم. شيطان از دستمان دزديد. بيطاقت شديم و ناآرام. دهانمان بوي شكايت گرفت و گلايه...
و تازه فهميديم نام آن اكسير مقدس، نام آنچه از دستش داديم، «صبر» بود
***
ديگر عزم آهني و طاقت فولادي نداريم، ديگر پاي ماندن و شانه سنگي نداريم. انگار ما را از شيشه و مه ساختهاند. براي شكستنمان توفان لازم نيست. ما با هر نسيمي هزار تكه ميشويم. ترك ميخوريم. ميافتيم، ميشكنيم، ميريزيم و شيطان همين را ميخواست
خدايا، ما را ببخش، اين تعريف انسان نيست. ما ديگر ايوب نيستيم.
از اينجا تا تو هزار راه فاصله است. ما اما چقدر بيحوصلهايم. ما پيش از آنكه راه بيفتيم، خستهايم. از ناهموار ميترسيم، از پست و بلند ميهراسيم، از هر چه ناموافق ميگريزيم.
شانههايمان درد ميكند، اندوههاي كوچكمان را نميتوانيم بر دوش كشيم، ما زير هر غصهاي آوار ميشويم، توي سينه ما جا براي هيچ غمي نيست.
خدايا، ما را ببخش. اين تعريف انسان نيست، ما ديگر ايوب نيستيم
***
خدايا اما به ما برگردان، آن معجون تلخ، آن اكسير مقدس، آن صبر قشنگ را
و تازه فهميديم نام آن اكسير مقدس، نام آنچه از دستش داديم، «صبر» بود
***
ديگر عزم آهني و طاقت فولادي نداريم، ديگر پاي ماندن و شانه سنگي نداريم. انگار ما را از شيشه و مه ساختهاند. براي شكستنمان توفان لازم نيست. ما با هر نسيمي هزار تكه ميشويم. ترك ميخوريم. ميافتيم، ميشكنيم، ميريزيم و شيطان همين را ميخواست
خدايا، ما را ببخش، اين تعريف انسان نيست. ما ديگر ايوب نيستيم.
از اينجا تا تو هزار راه فاصله است. ما اما چقدر بيحوصلهايم. ما پيش از آنكه راه بيفتيم، خستهايم. از ناهموار ميترسيم، از پست و بلند ميهراسيم، از هر چه ناموافق ميگريزيم.
شانههايمان درد ميكند، اندوههاي كوچكمان را نميتوانيم بر دوش كشيم، ما زير هر غصهاي آوار ميشويم، توي سينه ما جا براي هيچ غمي نيست.
خدايا، ما را ببخش. اين تعريف انسان نيست، ما ديگر ايوب نيستيم
***
خدايا اما به ما برگردان، آن معجون تلخ، آن اكسير مقدس، آن صبر قشنگ را






يه جورايي اين فضا رو فضاي قدس گروه بدونيم
كه كمي رنگ و بوي معنوي داره البته دليل احداث اون هم نزديك شدن به ماه رمضان و دعا است