ای برادر تو همان اندیشه ای / مابقی تو استخوان و ریشه یی گر گل است اندیشه ی تو، گلشنی / ور بود خاری، تو هیمه گلخنی گر گلابی بر سر و جیبت زنند / ور تو چون بولی، برونت افکنند طبله ها در پیش عطاران ببین / جنس را با جنس خود کرده قرین جنس ها با جنس ها آمیخته / زین تجانس زینتی انگیخته گر درآمیزنند عود و شکرش / برگزینند یک یک از یکدیگرش طبله ها بشکست و جان ها ریختند / نیک و بد در همدیگر آمیختند حق، فرستاد انبیا را با ورق / تا گزید این دانه ها را بر طبق پیش از این ما امت واحد بودیم / کس ندانست که ما نیک و بد بدیم قلب و نیکو، در جهان بودی روان / چون همه شب بود و، ما چون شبروان تا برآمد آفتاب انبیا / گفت: ای غش دور شو، صافی بیا
مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی دفتر دوم ابیات 277-287
گلشن: باغ و گلستان گلخن: قسمتی که آب حمام را گرم میکردند. کنایه از کثیف و دوزخی ورق: کتاب آسمانی، قرآن طبق: طبقه و ردیف بول: ادرار کنایه از دورریختنی و نامطلوب طبله: جعبه ی چوبی که در گذشته عطار دارو ها و سایر لوازم کار خود را در آن قرار میداد قلب: تقلبی و قلب کردن به معنای تقلب کردن است غش: غل و غش، مقابل پاکی است
در این ابیات، فیلسوف و عارف بزرگوار، جناب مولانا بیان میکند که تجانس علت و سبب هم نشینی است. پلشتی و اهریمن با هم قرین هستند و انسان های صاف و پاکدل نیز با یکدیگر نشت و برخواست دارند. چنانکه در قران کریم نیز دکز شده " مردان نیک برای زنان پاک دامن و مردان کافر برای زنان کافر ". و یا چنانکه گفته شده "هر کسی را از دوست وی بشناس".پایان
گر گل است اندیشه ی تو، گلشنی / ور بود خاری، تو هیمه گلخنی
گر گلابی بر سر و جیبت زنند / ور تو چون بولی، برونت افکنند
طبله ها در پیش عطاران ببین / جنس را با جنس خود کرده قرین
جنس ها با جنس ها آمیخته / زین تجانس زینتی انگیخته
گر درآمیزنند عود و شکرش / برگزینند یک یک از یکدیگرش
طبله ها بشکست و جان ها ریختند / نیک و بد در همدیگر آمیختند
حق، فرستاد انبیا را با ورق / تا گزید این دانه ها را بر طبق
پیش از این ما امت واحد بودیم / کس ندانست که ما نیک و بد بدیم
قلب و نیکو، در جهان بودی روان / چون همه شب بود و، ما چون شبروان
تا برآمد آفتاب انبیا / گفت: ای غش دور شو، صافی بیا
مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی
دفتر دوم
ابیات 277-287
گلشن: باغ و گلستان
گلخن: قسمتی که آب حمام را گرم میکردند. کنایه از کثیف و دوزخی
ورق: کتاب آسمانی، قرآن
طبق: طبقه و ردیف
بول: ادرار کنایه از دورریختنی و نامطلوب
طبله: جعبه ی چوبی که در گذشته عطار دارو ها و سایر لوازم کار خود را در آن قرار میداد
قلب: تقلبی و قلب کردن به معنای تقلب کردن است
غش: غل و غش، مقابل پاکی است
در این ابیات، فیلسوف و عارف بزرگوار، جناب مولانا بیان میکند که تجانس علت و سبب هم نشینی است. پلشتی و اهریمن با هم قرین هستند و انسان های صاف و پاکدل نیز با یکدیگر نشت و برخواست دارند.
چنانکه در قران کریم نیز دکز شده " مردان نیک برای زنان پاک دامن و مردان کافر برای زنان کافر ". و یا چنانکه گفته شده "هر کسی را از دوست وی بشناس".پایان