گروه کتابخوانی ققنوس discussion

9 views
فلسفه و منطق > مولانا-گزیده اشعار منتخب #1

Comments Showing 1-1 of 1 (1 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Reshad (last edited May 26, 2020 07:38AM) (new)

Reshad | 55 comments Mod
ای برادر تو همان اندیشه ای / مابقی تو استخوان و ریشه یی
گر گل است اندیشه ی تو، گلشنی / ور بود خاری، تو هیمه گلخنی
گر گلابی بر سر و جیبت زنند / ور تو چون بولی، برونت افکنند
طبله ها در پیش عطاران ببین / جنس را با جنس خود کرده قرین
جنس ها با جنس ها آمیخته / زین تجانس زینتی انگیخته
گر درآمیزنند عود و شکرش / برگزینند یک یک از یکدیگرش
طبله ها بشکست و جان ها ریختند / نیک و بد در همدیگر آمیختند
حق، فرستاد انبیا را با ورق / تا گزید این دانه ها را بر طبق
پیش از این ما امت واحد بودیم / کس ندانست که ما نیک و بد بدیم
قلب و نیکو، در جهان بودی روان / چون همه شب بود و، ما چون شبروان
تا برآمد آفتاب انبیا / گفت: ای غش دور شو، صافی بیا


مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی
دفتر دوم
ابیات 277-287

گلشن: باغ و گلستان
گلخن: قسمتی که آب حمام را گرم میکردند. کنایه از کثیف و دوزخی
ورق: کتاب آسمانی، قرآن
طبق: طبقه و ردیف
بول: ادرار کنایه از دورریختنی و نامطلوب
طبله: جعبه ی چوبی که در گذشته عطار دارو ها و سایر لوازم کار خود را در آن قرار میداد
قلب: تقلبی و قلب کردن به معنای تقلب کردن است
غش: غل و غش، مقابل پاکی است


در این ابیات، فیلسوف و عارف بزرگوار، جناب مولانا بیان میکند که تجانس علت و سبب هم نشینی است. پلشتی و اهریمن با هم قرین هستند و انسان های صاف و پاکدل نیز با یکدیگر نشت و برخواست دارند.
چنانکه در قران کریم نیز دکز شده " مردان نیک برای زنان پاک دامن و مردان کافر برای زنان کافر ". و یا چنانکه گفته شده "هر کسی را از دوست وی بشناس".پایان


back to top