گروه کتابخوانی ققنوس discussion

5 views
فلسفه و منطق > مولانا-گزیده اشعار منتخب #2

Comments Showing 1-1 of 1 (1 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Reshad (new)

Reshad | 55 comments Mod
شیخ فارغ از جفا و از خِلاف / درکشیده روی چون مَه در لحاف
با ازل خوش، با اجل خوش، شادکام / فارغ از تشنیع و گفت خاص و عام
آن که جان در روی او خندد چو قند / از تُرُش رویی خلقش چه گزند؟
آن که جان بوسه دهد بر چشم او / کَی خورد غم از فلک وز خشم او؟
در شب مهتاب، مَه را در سِماک / از سگان و عوعوِ ایشان چه باک؟
سگ وظیفه ی خود بجا می آورد / مَه، وظیفه ی خود به رخ میگسترد
کارَکِ خود میگذارد هر کسی / آب نگذارد صفا بهرِ خسی
خَس، خسانه میرود بر روی آب / آب صافی میرود بی اضطراب
مصطفی مَه می شکافد نیم شب / ژاژ میخاید زکینه، بولهب
آن مسیحا مرده زنده می کند / وآن جهود از خشم، سَبلَت میکند
بانگ سگ هرگز رسد در گوش ماه؟ / خاصه ماهی کو بُوَد خاص اله

مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی
دفتر دوم ابیات 412-422


خِلاف: ابراز مخالفت
درکشیدن روی: بی توجهی کردن و اعتنا نکردن
تشنیع: دشنام
گفت خاص و عام: عیب جویی دیگران
جان در روی او خندد: خداوند از او رضایت داشته باشد
تُرُش رویی: تنگ نظری
جان بوسه دهد بر چشم او: بوسه زدن حضرت حق بر سالک و عارف حقیقی
سِماک: یکی از منازل قمر. کنایه از بلندی و رفعت
کارَک: کار کوچک، امرار و معاش
نگذارَد صفا: آلوده نمیشود
ژاژ خاییدن: کار بیهوده کردن. در اینجا کنایه از اضطراب داشتن است
جهود: پیروان موسی
سبلَت: سبیل و ریش

در این ابیات حضرت مولانا به گوش ندادن به گفت و گوی عام مردم و بی توجهی به معاندین و سنگ اندازی ایشان، اشاره دارد.تمام


back to top