به نظر من رویکرد امانوئل کانت و رنه دکارت برای پاسخ به مسائل فلسفی رویکرد هوشمندانه ای است. بر این اساس اندیشه های موجود پالایش میشوند و تنها آنها که ار غربال و محک منطق سربلند بیرون میآیند به سنگ بنایی برای پی ریزی ساختمان و نظام فلسفه، اندیشه، اعتقادی و یا اخلاقی تبدیل می شوند. آراء دکارت در این زمینه سخت و سختگیرانه تر از کانت بود. به گونه ای که دکارت در ماهیت هستی شک کرد. شک وی حتی به ماهیت خودش "انسان" تسری پیدا کرد. تا آنجا که دکارت تنها به موجودیت خودش قایل شد " من چون می اندیشم پس هستم". با این حال او پا را از این فراتر نگذاشت و تردید وی در باره ی جزئیات ماهیت انسان باقی ماند. بر این سبیل نظرات وی در تئوری "روح خبیث" آشکار میشود. کانت از این منظر نسبت به دکارت میانه تر اظهار نظر کرده. او موجودیت هستی را آنگونه که دکارت زیر سوال برد، مورد تردید قرار نمیدهد. با این حال معتقد است که تصورات ما از شهود، تجربیاتی آغشته و آلوده به صور شهود که همان مختصات زمان و مکان است و و نیز آلوده به مقولات که در واقع مفاهیمی هستند که ما تجربیات خود را طبقه بندی میکنید؛ می باشد. بر این سبیل سوالی که از نظر کانت هم غافل نماند این "جهان شهود" چگونه است. او برای پاسخ به این سوال از یکسری استتگدلال فلسفی موسوم به "استدلال استعلایی" امداد می جوید. اینکه بر اساس تجربیات ما، حتی آلوده، دنیا درواقع چگونه باید باشد.
آراء دکارت در این زمینه سخت و سختگیرانه تر از کانت بود. به گونه ای که دکارت در ماهیت هستی شک کرد. شک وی حتی به ماهیت خودش "انسان" تسری پیدا کرد. تا آنجا که دکارت تنها به موجودیت خودش قایل شد " من چون می اندیشم پس هستم". با این حال او پا را از این فراتر نگذاشت و تردید وی در باره ی جزئیات ماهیت انسان باقی ماند. بر این سبیل نظرات وی در تئوری "روح خبیث" آشکار میشود.
کانت از این منظر نسبت به دکارت میانه تر اظهار نظر کرده. او موجودیت هستی را آنگونه که دکارت زیر سوال برد، مورد تردید قرار نمیدهد. با این حال معتقد است که تصورات ما از شهود، تجربیاتی آغشته و آلوده به صور شهود که همان مختصات زمان و مکان است و و نیز آلوده به مقولات که در واقع مفاهیمی هستند که ما تجربیات خود را طبقه بندی میکنید؛ می باشد.
بر این سبیل سوالی که از نظر کانت هم غافل نماند این "جهان شهود" چگونه است. او برای پاسخ به این سوال از یکسری استتگدلال فلسفی موسوم به "استدلال استعلایی" امداد می جوید. اینکه بر اساس تجربیات ما، حتی آلوده، دنیا درواقع چگونه باید باشد.