Dandelion - قاصدک discussion
عاشقانه منوتو
>
گل من گریه مکن
date
newest »
newest »
مرا می شناسی تو ای عشق؟ من از آشنایان احساس آبم و همسایه ام مهربانی است و طوفان یک گل مرا زیر و رو کرد....
ممنونم از انتخابت ايمان عزيز
ايمان عزيزمرسي از انتخابت
آقاي سهيلي عزيز اشعار پر احساسي دارند
كه عاشق نباشي هم مي توني از اشعارش لذت ببري
ممنون
مخصوصا اين شعرش سرشار از احساسه
قطره ی اشک تو داند که غم من دریاست
مخصوصا اين شعرش سرشار از احساسه
قطره ی اشک تو داند که غم من دریاست
اشک تو قلب مرا می شکندنفسم می گیرد
و دل پنجره با یک نفس آتش من می میرد
گریه ات لبریز است
از هیاهو، از حرف
از صدایی که سکوت دل غمگین مرا می شکند
من به تو محتاجم
تا از احساس زلال گل یخ
خبری داشته باشم تا آخر راه
اشک تو غربت سنگین غم هجرت تست
اشک تو نغمه پر سوز شباهنگام است
من سراپا گوشم
خيلي زيبا بود فرهاد عزيز.اسم سرايندش رو ميشه بگي
اشک تو غربت سنگین غم هجرت تست
اشک تو نغمه پر سوز شباهنگام است
اشک تو غربت سنگین غم هجرت تست
اشک تو نغمه پر سوز شباهنگام است
این سپید ناچیز چکیده ای از قلب ضعیف خودمه ایمانم. من فقط نوشته های خودموتو گروه میذارم. در غیر این صورت حتما به نویسنده یا شاعر اشاره می کنم
بله ايمان عزيزآقا فرهاد شاعر هستند و ما از اشعار ايشون استفاده ميكنيم و لذت ميبريم
زيبا بود آقا فرهاد مثل هميشه
...
قلمت سبز
فوق العاده بود.واقعا لذت بردم
اميدوارم بقيه ي اشعارتو بخونم
:)
اميدوارم بقيه ي اشعارتو بخونم
:)
چه ساده با گریستن خویش زاده می شویم و چه ساده با گریستن دیگران از دنیا می رویم و میان این دو سادگی معمایی میسازیم به نام زندگی....
saina ahmadi wrote: "چه ساده با گریستن خویش زاده می شویم و چه ساده با گریستن دیگران از دنیا می رویم و میان این دو سادگی معمایی میسازیم به نام زندگی
...."
جمله ي زيبايي بود ساينا ي عزيز. واقعا اين معماي زندگي خسته كننده شده.كاش مي شد به سادگي ابتداش برگرديم ولي در عوض هر لحظه به سادگي انتهاش نزديك ميشيم
...."
جمله ي زيبايي بود ساينا ي عزيز. واقعا اين معماي زندگي خسته كننده شده.كاش مي شد به سادگي ابتداش برگرديم ولي در عوض هر لحظه به سادگي انتهاش نزديك ميشيم

که در اینه ی اشک تو غم من پیداست
قطره ی اشک تو داند که غم من دریاست
گل من گریه مکن
سخن از اشک مخواه
که سکوتت گویاست
از نگه کردنت احوال تو را می دانم
دل غربت زده ات
بی نوایی تنهاست
من و تو می دانیم
چه غمی در دل ماست
گل من گریه مکن
اشک تو صاعقه است
تو به هر شعله ی چشمان ترم می سوزی
بیش از این گریه مکن
که بدین غمزدگی بیشترم می سوزی
من چو مرغ قفسم
تو در این کنج قفس بال و پرم می سوزی
گل من گریه مکن
که در آیینه ی اشک تو غم من پیداست
قطره ی اشک تو داند که غم من دریاست
دل به امید ببند
نا امیدی کفرست
چشم ما بر فرداست
ز تبسم مگریز
در دندان تو در غنچه ی لب زیباست
گل من گریه مکن
مهدی سهیلی