مي دوني امروز از صبح ساعت 7 به چي فكر مي كردم؟ كه كجاي كار من اشتباه بود كه عاشق شدم؟ كاش مي دونستي اين روزا كه ينگه ي دنيايي سالهاست خاطراتت، روزهاي من در اين سر دنياست. امامزاده صالح امروز مامني بود براي من. ياد عصرهاي سرد زمستان 85 با چادر گلي امامزاده چقدر خوشكل مي شدي. مي دوني ساعت 8 شبه و در حال رفتن به خونه دومين پاكت سيگارامروزم رو كه نگاه كردم ديدم 4 نخ مانده براي نيمه شب روي پشت بام و ياد تو و شبهاي باراني تنهايي ام بي تو و نوشتنم براي تو!
كه كجاي كار من اشتباه بود كه عاشق شدم؟ كاش مي دونستي اين روزا كه ينگه ي دنيايي سالهاست خاطراتت، روزهاي من در اين سر دنياست.
امامزاده صالح امروز مامني بود براي من.
ياد عصرهاي سرد زمستان 85 با چادر گلي امامزاده چقدر خوشكل مي شدي. مي دوني ساعت 8 شبه و در حال رفتن به خونه دومين پاكت سيگارامروزم رو كه نگاه كردم ديدم 4 نخ مانده براي نيمه شب روي پشت بام و ياد تو و شبهاي باراني تنهايي ام بي تو و نوشتنم براي تو!