عکاس خونه discussion
عکسهای متفرقه
>
Keith Lancaster- یک چشم انداز آلوده از ساحل۰
date
newest »
newest »
ممنون نادر گرامی به خاطر این عکس بی نظیرو زیباو ممنون به خاطر توضیحات کامل و خوبی که همراه عکس بود
فقط یک سوال:قسمت دوم توضیحات نظر شخصی شماست ویا ادامه ی توضیحات قسمت اول است؟
شاد باشید
دوستان مهربانمتجربه ی چارچوب ها از نگاه جستجوگر دگراندیشان چارچوب های خودمان را وسعت و ژرفای بیشتری میبخشد۰
*
درست است پروای عزیز آن بخش نظر شخصی خودم است
*
از توجه شما خوشحال شدم
نادر گرامی فقط سوالی در این باره داشتمشما گفته بودید:"آبرنگی ونگوگی.."آیا ونگوگ آثار آبرنگی با این شهرت دارد که بتوان در زمینه ی توصیف از این اصطلاح استفاده کرد؟
البته ببخشید که من اینطور می پرسم چون واقعا کنجکاو شدم
بازهم ممنون
موفق باشید
پروا گرامینه. ونگوگ اثری با این نام ندارد۰ منظور من تشبیه فضا و به ویژه رنگ ها در این تصویر با آثار ون گوگ است۰
از ۱۵۰ آبرنگی که از او باقیست بسیاری با رنگهای آبی و بژ تا خاکستری نقش شده که با دیدن این تصویر همان فضا و رنگ ها برایم تداعی شد۰
در آدرس زیر این آثار با مشخصات آورده شده۰
این فقط یک تداعی و تشبیه آزاد و شخصی است۰
http://www.vangoghgallery.com/waterco...
سپاس از توجه دقیق شما
ممنون نادر گرامیمنظورمن هم وجود اثری با این نام نبود
و کنجکاو بودم بدانم که آیا آثاری که ونگوگ با آبرنگ خلق کرده تا این حد برجسته هستند که به آن اشاره کرده اید.ممنون از اینکه لینک آثار را در اینجا اضافه کردید
نادر گرامیاز آنجایی که شهرت ونگوگ به خاطر آثار رنگ روغن اوست، این سوال در ذهن من مطرح شد.با رجوع به لینک خوبی که ارائه داده بودید.متوجه شدم که اکثر آثاری که در دسته بندی جزو آثار آبرنگی قرار گرفته اند، آثار تک رنگ وبا تکنیک قلم مو و آب مرکب هستند.وآثاری که در واقع آبرنگ هستند کمتر از 20نقاشی می باشند که در حدود نیمی از آنها از رنگ های شارپ استفاده شده و در مابقی نقاش از خاکستری های رنگی استفاده کرده است.و متوجه شدم که در همان آثار انگشت شمار آبرنگی که دارای رنگهای شارپ هستند نقاش از یک آبی غالب استفاده کرده است.اما بر این باورم که حضور رنگ در آثار رنگ روغنی ونگوگ آنچنان مشهود است که مجالی به این آثار محدود نمیدهد.ونگوگ نقاشی بود که بی پروا از رنگ استفاده می کردوجسارت در رنگ گذاری مشخصه ی کارهای اوست و آن طور که من از دیدن کارهای آبرنگی او متوجه شدم، او گاه گاه و فقط از سر تفنن ابزار کار خویش را تغییر میداده و نقشی بر کاغذ میزده است.
بازهم به خاطر این یاد آوری سپاسگذارم
*آشنا با درد من
دوست بزرگوار استاد شربیانی
در شورزار تحصیلی و عطش دانستن همیشه در پی تعریفی برای نگارگری و به طبع عکاسی بودم تعریفی شخصی برای دلم
تا اینکه به شعر زنده یاد سهراب برخوردم: به تماشا سوگند
به تماشا سوگند
و به آغاز کلام
و به پرواز کبوتر از ذهن
واژه ای در قفس است.
حرف هایم، مثل یک تکه چمن روشن بود.
من به آنان گفتم:
آفتابی لب درگاه شماست
که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد.
و به آنان گفتم:
سنگ آرایش کوهستان نیست
همچنانی که فلز، زیوری نیست به اندام کلنگ.
در کف ت زمین گوهر ناپیدایی است
که رسولان همه از تابش آن خیره شدند.
پی گوهر باشید.
لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید.
و من آنان را، به صدای قدم پیک بشارت دادم
و به نزدیکی روز، و به افزایش رنگ.
به طنین گل سرخ، پشت پرچین سخن های درشت.
و به آنان گفتم:
هر که در حافظه چوب ببیند باغی
صورتش در وزش بیشه شور ابدی خواهد ماند.
هر که با مرغ هوا دوست شود
خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود.
آنکه نور از سر انگشت زمان برچیند
می گشاید گره پنجره ها را با آه.
زیر بیدی بودیم.
برگی از شاخه بالای سرم چیدم، گفتم:
چشم را باز کنید، آیتی بهتر از این می خواهید؟
می شنیدم که به هم می گفتند:
سحر می داند، سحر!
سر هر کوه رسولی دیدند
ابر انکار به دوش آوردند.
باد را نازل کردیم
تا کلاه از سرشان بردارد.
خانه هاشان پر داوودی بود،
چشمشان را بستیم.
دستشان را نرساندیم به سرشاخه هوش.
جیبشان را پر عادت کردیم.
خوابشان را به صدای سفر آینه ها آشفتیم.
۰۰۰
و آنجا به تعریف دلنشین شاعر و عارفی که نقاش خوبی هم بود, برخوردم
۰۰۰
هر که در حافظه ی چوب ببیند باغی
صورتش در وزش بیشه شور ابدی خواهد ماند.
۰۰۰
آنکه نور از سر انگشت زمان برچیند
می گشاید گره پنجره ها را با آه.
۰۰۰
و برایم این پرسش پیش آمد آیا براستی من هم از آنانی هستم که او می گوید؟
۰۰۰
چشمشان را بستیم.
دستشان را نرساندیم به سرشاخه هوش.
جیبشان را پر عادت کردیم.
خوابشان را به صدای سفر آینه ها آشفتیم.
از آن پس در نگارگری و عکاسی همیشه آنجایی که لحظهها به چراگاه رسالت رفته و به افزایش رنگ درآمده به نوری از سر انگشت زمان برخوردم که برایم جای تأمل و تفکر داشته و دارد۰
*
ممنونم از الطاف شما
شاد باشید۰




چشم انداز آلوده ی ساحل
A Tainted View of the Seaside
عکاس: کیت لانکاستر Keith Lancaster
دوربین: نیکون دی ۳۰۰
کیت می گوید: من عاشق زوایای دیگرم۰ به جستجوی خلاقیت در خویش نگاهم را کمی آنسوتر یا اینسوتر میکشانم۰ کمی جلوتر یا عقب تر۰ چند درجه ورای راست یا کمی بیشتر به چپ۰
در پی چارچوبی متفاوتم۰ نورهای دیگرگونه و البته لمس و حضور آدمها نیز۰
*
یک چشم انداز آلوده از ساحل۰ نمایش یک کمپوزیسیون والا و به غایت زیبا۰ رنگهای چشمگیر در پرسپکتیوی بی همتا همچون آب رنگی ون گوگی یا تداعی فضای مرگ در ونیز ویسکونتی۰ تفکیک فضای عکاس (مخاطب) از فضای پسزمینه و تقسیم آن در قاب های شیشهای که هریک داستان دیگری با خود دارد۰
انتخاب عنوان مناسب جهت تأمل بیشتر مخاطب۰
*