Great Persia discussion
ادبی
>
مست و هشیار
date
newest »
newest »
در میخانه ببستند خدایا مپسند
که در خانه تزویر و ریا بگشایند
که در خانه تزویر و ریا بگشایند
dorood bar shomaa aaghaaye A-Lee geraami be nazare man behtare agar sheri injaa migozaarid hatman esme shaa,eresh ro ham bezaarin , masalan masto hoshyaar asare Parvin Etesaamy
Paayande baashin.
Nazanin
برخيزم و عزم باده ناب کـنـمرنـگ رخ خود به رنگ عناب کنم
اين عقل فضول پيشه را مشتي مي
بر روي زنم چنانکه در خواب کنم
خیام
مرا از معجزهء تلخ زمانه عجب است مرا از عاقبت اين دل ساده عجب است
من ندانم كه چرا با همه دانا ييها
باز دل ازثمر كردة خويش در عجب است
nioosha
Books mentioned in this topic
The Magus (other topics)In Cold Blood (other topics)
I'll Never Be Young Again (other topics)
A Thousand Days: John F. Kennedy in the White House (other topics)


گفت: مستی، زان سبب افتان و خیزان میروی گفت: جرم راه رفتن نیست، ره هموار نیست
گفت: میباید تو را تا خانهی قاضی برم گفت: رو صبح آی، قاضی نیمهشب بیدار نیست
گفت: نزدیک است والی را سرای، آنجا شویم گفت: والی از کجا در خانهی خمار نیست
گفت: تا داروغه را گوئیم، در مسجد بخواب گفت: مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست
گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان گفت: کار شرع، کار درهم و دینار نیست
گفت: از بهر غرامت، جامهات بیرون کنم گفت: پوسیدست، جز نقشی ز پود و تار نیست
گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه گفت: در سر عقل باید، بی کلاهی عار نیست
گفت: می بسیار خوردی، زان چنین بخود شدی گفت: ای بیهودهگو، حرف کم و بسیار نیست
گفت: باید حد زند هشیار مردم، مست را گفت: هوشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست