عاشقانه هاي پاك- Pure Love discussion

52 views
تابلوي تبليغاتي > تابلوي گروه هاي ديگه

Comments Showing 1-22 of 22 (22 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by mehrdad (last edited Sep 13, 2008 12:19AM) (new)

mehrdad (mehrabun) | 826 comments Mod
با سلام
شما مي توانيد مطالب جالب و مربوطي را كه در گروههاي ديگر مي خوانيد با عنوان وذكر گروه مورد نظر در اين فولدر نقل قول كنيد
اين فولدر براي جلو گيري از تضييع حق مالكيت معنوي افراد ايجاد شده
و نيز قابل توجه دوستاني كه فقط براي اطلاع از مضامين گروه به ما سر ميزنند بعد از يكي دو روز از اونها تو گروهشون كپي مي كنن
لطفا كپي رايت گروهها را رعايت فرماييد
ممنون
دوستدارتان مهرداد


message 2: by Shahram (new)

Shahram s | 5 comments من كاملا موافقم
اين خيلي مهمه كه زحمات و تلاش يك عده رو افراد ديگه به اسم خودشون ثبت نكنن


MahtaBi KhaNooM | 3 comments این کار بسیار خوب و مفیدیه...ممنون


message 4: by [deleted user] (new)

به اين ميگن يك كار مرام دار


message 5: by [deleted user] (new)

وقتی در جذب موهبتی تاخیر اتفاق میافتد پیامش این است که در وضعیت کنونی خلا و نظم ایجاد کنید.

نویسنده: بیتا خانم
نقل از گروه راز


message 6: by [deleted user] (new)

ادمي كه فقط در مصرف متمدن مي شود ,وحشي از او مترقي تر است.
شریعتی

نویسنده: ثمر خانم
نقل از گروه دکتر شریعتی


message 7: by [deleted user] (new)

این بار هم که

تاول پاهایم خشک شود

دوباره عاشقت می شوم

دوباره راه می افتم

دوباره

گم می شوم!!!

نویسنده: مهتابی خانم
نقل از گروه داستان های کوتاه


message 8: by Maria (new)

Maria (maria_jabbri) | 1594 comments Mod
کفش هایم کو؟!
دم در چیزی نیست
لنگه کفش من این جاها بود !
زیر اندیشه ی این جا کفشی !
مادرم شاید این جا دیشب
کفش خندان مرا، برده باشد به اتاق
که کسی پا نتپاند در آن
هیچ جایی اثر از کفشم نیست
نازنین کفش مرا درک کنید
کفش من کفشی بود
کفشستان !
و به اندازه ی انگشتانم معنی داشت ...
پای غمگین من احساس غریبی دارد
شست پای من از این غصه ورم خواهد کرد
شست پایم به شکاف سر کفش ، عادت داشت ...!
نبض جیبم امروز
تند تر می زند از قلب خروسی که در اندوه غروب
کوپن مرغش باطل بشود ...
جیب من از غم فقدان هزار و صد و هشتاد و سه چوق
که پی کفش ، به کفاش محل خواهد داد
«خواب در چشم ترش می شکند»
کفش من پاره ترین قسمت این دنیا بود
سیزده سال و چهل روز مرا در پا بود
«یاد باد آن که نهانش نظری با ما بود»
دوستان! کفش پریشان مرا کشف کنید!
کفش من می فهمید که کجا باید رفت
که کجا باید خندید
کفش من له می شد گاهی
زیر کفش حسن و جعفر و عباس و علی
توی صف های دراز
من درین کله صبح، پی کفشم هستم
تا کنم پای در آن
و به جایی بروم
که به آن «نانوایی» می گویند!
شاید آنجا بتوان، نان صبحانه فرزندان را
توی صف پیدا کرد
باید الان بروم،... اما نه!
کفش هایم نیست! کفش هایم... کو؟
"کيومرث صابری-نشريه گل آقا"

به انشاء آقای ماهور از گروه مشاعره



message 9: by Maria (last edited Oct 22, 2008 11:32AM) (new)

Maria (maria_jabbri) | 1594 comments Mod
زميـن بي در و پيـكر، زمـانه ي خالي
جهــان كوچك دلگـير... خــانه ي خالي

هميشه بين من و هر چه آرزو كردم ،
هزار حكمت و قسمت! بهانه ي خالي !

دو قاصدك، دو كبوتر، رديف فنجان ها
فقط نشانه ي خالي... نشانه ي خالي ...

چه ساده لوحي تلخي كه منتظر باشي ،
دوباره "خانه" شود آشيانه ي خالي !

هـزار تكــه شـدي ماه كوچكم! بس كن
حديـث گـرگ و شب عاشــقانه ي خـالي

*

پرنده اي كه پراندي مگر چه خواسته بود
به غير عشق و همان آب و دانه ي خالي؟

"مریم موحدان"
به انشاء مهتابي خانوم از گروه داستان کوتاه



message 10: by Maria (new)

Maria (maria_jabbri) | 1594 comments Mod
آدم که میاد دنیا در زندگی کم کم خودش را پله پله به بالا می رساند
...و پله پله دوباره به طرف پایین می رود
یعنی اول و آخر هر دو پایین است.
اول = آخر
این تعریف آرمین 10 ساله بود از زندگی...
تو وبلاگش به قسمت نقاشیهای آرمین سر بزنید، نردبان زندگی اش دیدنیه:

http://armin10.blogfa.com/cat-...

آرمین حدود سه ساعت پیش پر کشید، هدیه ای بفرستیم برای روح پاکش ...

"به انشاء مريم از گروه داستان کوتاه "


message 11: by mehrdad (new)

mehrdad (mehrabun) | 826 comments Mod
خدايش رحمت كند از او براي روح بزرگش كه از كالبد كوچكش رخت كشيد طلب آرامش و باران رحمت داريم



message 12: by Maria (new)

Maria (maria_jabbri) | 1594 comments Mod
آب حوض مي كشيم كفش پاره مي خريم
شعر بند مي زنيم گل ستاره مي خريم
اشك دانه مي كنيم شب شراره مي خريم
قلب هاي بي قرار دستهاي پينه دار
لحظه هاي انتظار ياد واره مي خريم
آهاي؟
كسي دوستي نمي فروشه؟
ما از تنهايي دوستي مي خريم

به قلم: آرزو، از گروه داستان کوتاه


message 13: by Maria (new)

Maria (maria_jabbri) | 1594 comments Mod
عشق نور است
عقل ذره بین
من از این می ترسم که عشقم
تنت را بسوزاند
وقتی مدام به تو فکر می کنم

"نوشته: حمید سلطان آبادی -از گروه داستان کوتاه"



message 14: by [deleted user] (new)

"لحظاتی هست
استخوان‌های اشیاء می‌پوسد
و فرسودگی از در و دیوار می‌بارد
لحظاتی هست
نه آواز گنجشک حمل
نه صدایی صمیمی از آن طرف سیم
و نه نگاه مادر در قاب
قانعت نمی‌کند
زندگی قانعت نمی‌کند
و تو به اندکی مرگ احتیاج داری"

"الیاس علوی- من گرگ خیالبافی هستم- انتشارات آهنگ دیگر"
نوشته: زهرا- گروه شعر سپید


message 15: by [deleted user] (new)

رد شد درست يک دو قد م از مقابلم
آرام ريخت پشت قد م هاي او دلم
تبديل شد به حس هبوطي که عاقبت
با چشم هاي بسته فرو برد در گلم
دريا نبود،...بود ولي، رد گام هاش
طرحي هميشه ريخت بر اندوه ساحلم
.....
يک اتفاق نه...که بيفتد و بگذرد
آمد نشست،هم نفسم شد وقاتلم
حالا تمام رهگذران مکث مي کنند
اين نقش رد پاي شما هست يا دلم

محمد علی بهمنی
نوشته: فرشته- گروه غزل معاصر


message 16: by Maria (new)

Maria (maria_jabbri) | 1594 comments Mod
آخر این هفته جشن ازدواج ما به پاست
با حضور گرم خود درآن صفا جاری کنید

ازدواج و عقد یک امر مهم و جدی است
لطفا از آوردن اطفال، خودداری کنید!

بر شکم صابون زده، آماده سازیدش قشنگ
معده را از هر غذا و میوه ای عاری کنید

تا مفصل توی آن جشن عزیز و با شکوه
با غذا و میوه آن جشن افطاری کنید

البته خیلی نباید هول و پرخور بود ها!
پیش فامیل مقابل آبروداری کنید !

میوه، شیرینی، شب پاتختی ام هم لازم است
پس برای صرفه جویی اندکی یاری کنید !

گر کسی با میوه دارد می نماید خودکشی
دل به حال ما و او سوزانده، اخطاری کنید!

موقع کادو خریدن، چرب باشد کادوتان
پس حذر از تابلو و ساعات دیواری کنید !

هرچه باشد نسبت قومی تان نزدیک تر
هدیه را هم چرب تر، از روی ناچاری کنید !

در امور زندگی، دینار اگر باشد حساب
کادو نوعی بخشش است، آن را سه خرواری کنید!

گرم باید کرد مجلس را، ازاین رو گاه گاه
چون بخاری بهر تنظیم دما، کاری کنید

ساکت و صامت نباشید و به همراه موزیک
دست و پا را استفاده، آن هم ابزاری کنید !

لامبادا و تانگو و بابا کرم یا هرچه هست
از هنرهاتان تماما پرده برداری کنید !

البته هرچیز دارد مرزی و اندازه ای
پس نباید رقص های نابه هنجاری کنید !

حرکت موزون اگر در کرد از خود، دیگری
با شاباش و دست و سوت ازاو طرفداری کنید !

کی دلش می خواهد آخر در بیاید سی دی اش؟
با موبایل خود مبادا فیلمبرداری کنید!

در نهایت، مجلس ما را مزین با حضور
بی ادا و منت و هرگونه اطواری کنید !

شاعر: ناشناس
به انشاء
Petite Enfante
از گروه مشاعره



message 17: by Fereshteh (new)

Fereshteh d | 70 comments شاعرش ارمغان زمان فشمی بود


message 18: by Maria (new)

Maria (maria_jabbri) | 1594 comments Mod
ممنونم فرشته جان
از اطلاع رساني خوبت


message 19: by [deleted user] (new)

دزدي لباسي را ربود و به بازار برد تا بفروشد . در بازار لباس را از او دزديدند . در راه بر گشت ، رفيقش از او پرسيد : " لباس را چند فروختي ؟
گفت : " به همان قيمت كه خريده بودم!

نوشته: گلاره- گروه داستان کوتاه


message 20: by [deleted user] (new)

در میان دفتر رنگین دل
نام زیبای تو جادو می کند

برف سرد لحظهء مرگ مرا
خاطر گرم تو پارو می کند

نوشته: حمید سلطان آبادی- گروه داستان کوتاه


message 21: by Maria (last edited Dec 30, 2008 03:10AM) (new)

Maria (maria_jabbri) | 1594 comments Mod
وقتي به هم لبخند مي زنيم
در يك سوي جهان
كودكي زانو مي زند در خون
تا شيشه شكسته هارا
از زير پاي خانواده اش جمع كند

وقتي نگاهم در نگاهت محو مي شود
در يك سوي جهان
شهري رنگ خون مي گيرد
رنگ خاكستري
رنگ سياه مرگ

ببين من و تو
در چه زمانه اي
همديگر را دوست داشته ايم

از گروه داستان کوتاه
به قلم آرزوی نازنین
برای بمباران اخیر غزّه
87/10/09


message 22: by [deleted user] (new)

چند روزي است
دلم بي تاب است
. شبم بي مهتاب

توي اي شب تاب

مهتاب مرا نديدي؟

نوشته محمد حسین- گروه داستان کوتاه


back to top