mehrdad afzali
http://wg7.blogfa.com/
“گرچه بی ما رفتی از این سرنوشت
گرچه از ما دل بریدی عاقبت
گرچه قلبت با جدایی ها سرشت
گرچه چشمانت دمی هم برنگشت
سایه بان خانه ی هرآفتاب
تا ابد فانوس خاموشی برافروخت
منتظر در کوچه های بی عبور خاطرات
منتظر با قصه های پر ملال کودکی
.:منتظر تا انتظار:.
منتظر تا رهگذاری باز آید از افق ”
―
گرچه از ما دل بریدی عاقبت
گرچه قلبت با جدایی ها سرشت
گرچه چشمانت دمی هم برنگشت
سایه بان خانه ی هرآفتاب
تا ابد فانوس خاموشی برافروخت
منتظر در کوچه های بی عبور خاطرات
منتظر با قصه های پر ملال کودکی
.:منتظر تا انتظار:.
منتظر تا رهگذاری باز آید از افق ”
―
“نیایش یعنی خواستن و تکرار خواست ها
چه کسی نیایش می کند؟
آنکس که فاصله آنچه هست و آنچه باید باشد
زیاد است”
―
چه کسی نیایش می کند؟
آنکس که فاصله آنچه هست و آنچه باید باشد
زیاد است”
―
“من با خود بیگانه بودم و شعر من فریاد غربتم بود
من سنگ و سیم بودم و راه کوره های تفکیک را
نمی دا نستم
اما آنها وصله ی خشم یکدیگر بودند
در تاریکی دست یکدیگر را فشرده بودند
زیرا که بی کسی، آنان را
به انبوهی خانواده ی بی کسان افزوده بود
....
آنان مرگ را به ابدیت زیست گره می زدند
....
و امشب که باد ها ماسیده اند
گذر کوچه های بلند حصار تنهایی من پر کینه می تپد
کوبنده نابهنگام درهای قلب من کیست؟”
―
من سنگ و سیم بودم و راه کوره های تفکیک را
نمی دا نستم
اما آنها وصله ی خشم یکدیگر بودند
در تاریکی دست یکدیگر را فشرده بودند
زیرا که بی کسی، آنان را
به انبوهی خانواده ی بی کسان افزوده بود
....
آنان مرگ را به ابدیت زیست گره می زدند
....
و امشب که باد ها ماسیده اند
گذر کوچه های بلند حصار تنهایی من پر کینه می تپد
کوبنده نابهنگام درهای قلب من کیست؟”
―
“به آرزو نويس روزگار
به قصه گوی زندگی
بگو
بگو که آرزوی من من
سپيده روز تازه يست
که از برای زندگی
در اين زمين ظلم زا
زبان به زخم نگشايم”
―
به قصه گوی زندگی
بگو
بگو که آرزوی من من
سپيده روز تازه يست
که از برای زندگی
در اين زمين ظلم زا
زبان به زخم نگشايم”
―
“سینه ام سنجاق شد بر دفتری
صاحبش سرمست از تصویری که ساخت
دفتر اینک، خاک ها خورده است
صاحبش اما، همان سرمست دیروز”
―
صاحبش سرمست از تصویری که ساخت
دفتر اینک، خاک ها خورده است
صاحبش اما، همان سرمست دیروز”
―
احمد شاملو
— 187 members
— last activity Dec 12, 2010 10:20AM
به جست و جوی تو بر درگاه ِ کوه میگریم در آستانه دریا و علف .... به جستجوی تو در معبر بادها می گریم در چار راه فصول در چار چوب شکسته پنجره ای که آسمان ...more
حمید مصدق
— 98 members
— last activity May 26, 2010 11:22PM
داستان ها دارم از دیارانی که سفر کردم و رفتم بی تو از دیارانی که گذر کردم و رفتم بی تو بی تو می رفتم تنها و صبوری مرا کوه تحسین می کرد
نادر ابراهیمی
— 66 members
— last activity Dec 08, 2008 04:15AM
میان بیگانگی و یگانگی هزار خانه است آن کس که غریب نیست شاید که دوست نباشد
christian bobin
— 67 members
— last activity Jul 11, 2010 04:58AM
دو هزار سال تنها بودم تمام دوران کودکی ام را هیچ کس مسئول این تنهایی نیست من سکوت می نوشیدم از آسمان آبی تغذیه می کردم و انتظار می کشیدم
mehrdad’s 2025 Year in Books
Take a look at mehrdad’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by mehrdad
Lists liked by mehrdad










