Amir Ahmadi

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Amir.


Loading...
Heinrich Böll
“اسقف, لعنت بر شیطان, مسئله ای که منجر به تولید یک بچه می شود موضوعی نسبتاً بی پرده و صریح است. اما اگر دلتان بخواهد می توانیم درباره ی لک لک ها با هم حرف بزنیم, اما هر آنچه شما در موعظه هایتان در مورد این مسئله صریح زیر گوش مردم می خوانید, چیزی جز چاپلوسی و ریا نیست. شما تصور می کنید که این جریان یک کثافتکاری خلاف قانون و اخلاق است که بر خلاف طبیعت و تنها به منظور دفاع از خود در زندگی زناشویی به کار گرفته می شود و با این خیال واهی نیاز جسمی را از جنبه ی دیگر قضیه که با آن ارتباط تنگاتنگ و عمیقی دارد و پیچیده تر نیز هست, جدا می سازید. اما حتی زنی که به اجبار تن به تقاضای شوهرش می دهد و یا دائم الخمری که برای رفع نیاز نزد فاحشه ای می رود گوشت صرف نیستند, و در وجود آنها نیز چیزی وجود دارد که در ارتباط با جسم چیزی را تشکیل می دهد که شما قادر به درک چند و چون آن نیستید.”
Heinrich Böll, The Clown

محسن نامجو
“دهه شصت
روزی که خرید مادر٬کیف مدرسه.قرمز٬چمدانی٬کلاس اول٬با کلید
روزی که سخت حل می‌شد٬اصل هندسه.دبیر همدانی٬صد کاروان شهید
روزی که مرد خواهد جان بچگی.روزی که حسرت واجب است بر تو٬پای نشه‌ای
روزی که رفت برباد٬روزی که داد بر باد
شهرکلان که روزی٬علی‌آباد باد
روزی که رفت از یاد٬روزی که ماند در یاد
تا باد چونین باد٬داد و بیداد٬که تا باد٬چونین باد
روزی که خط‌کش تصویری شکست میان تنبیه
روزی که زنگ خانه‌ها صور اسرافیل بود
روز درک تضاد٬تبعیض٬تفاخر٬تمجیح
روز لکه آب شور اشک چشمت بر غلط دیکته
روز حسرت یک بارفیکس در ذهن لاغر بازو.روز حسرت یک یار فیکس بودن در تیم مدرسه
روز اشاعه سخنان نوآموخته٬روز تعریف پرهیجان فیلم هندی
روزی که رید بر تو دختر همسایه٬روزی که درید پدرت را کشور همسایه
روزی که مرد از در بسته از پنجره تو آمد.روزی که دوکانال بود.یک به جنگ می‌رفت٬از دو واتوواتو آمد
روزی که رهبر نوجوان تانک‌خورده بود.روزی که آستین کوتاه لگد میان گرده بود
روزی که ریش٬روزی که زیر بغل پاره٬روزی که یقه از فرط ایمان چرک بود
روزی که داگلاس هنوز مایکل نبود٬کرک بود
روزی که رفت از یاد٬روزی که ماند در یاد
شهرکلان که روزی٬علی‌آباد باد
روزی که چمران در پارک وی آرام خسبید٬روزی که فوزیه در کربلا شد شهید
روزی که شاه رفت٬جمهوری یک‌ بانده شد
روزی که تنها راه به آزادی٬از انقلاب بود
روزی که مهتاب بود٬سراب بود٬سراب ناب بود
آن نوشابه که هشت ساله کنار حضرت معصومه خوردمش٬مادرم خریده بود٬سبز بود٬سون‌آپ بود
روزی که شهوت هنوز در حومه شهر بود٬روزی که در استعاره فلک٬قطره٬بحر بود
روزی که دنیا تمام می‌شد٬هر هفته٬جمعه‌ها.روزی که آخرین لذت٬در گزارش هفتگی بود
روزی که سرد بود٬حرام شطرنج و تخته‌نرد بود
تنها حلال باری این رنگ و روی زرد٬تنها حلال افیون و گرد بود
روزی که یاد بزرگان دیدارها٬درد قلب بود
روزی که پایان بود.پادگان باد.تهران نبود٬خیابان دشت‌آزادگان بود
طراحی کته‌کولوویتس٬قدسی قاضی‌نور٬خشم شدید برف‌رو به فقیر.روح جهان کارگری پله عبور
انگشت یخ‌زده پسر روزنامه فروش٬یخ‌شکسته با اشاره انگشت.عقده به تیراژ پنج‌هزارتا
از آسمان میکروفن میبارید٬جبراً.گوساله هم یکی را بلعید٬سهواً
دختر به نام نل٬در های و هوی شهر٬در جستجوی عدن ابد٬پارادایس بود
در پشت موی ریخته بر چشم٬برادرش یا موهای منفصل از گردن پدربزرگ
در لای چرخ کالسکه٬در لای عین چرخ کالسکه٬در لای چرخش عین عاج چرخ کالسکه٬در لای چرخ چرخش این‌همه بازی روزگار
بسی رنج بردیم در این سال سی٬بسی رنج بردیم٬در این سال سی٬
که رنج برده باشیم فقط٬مرسی٬مرس”
محسن نامجو

year in books
آرزو خلیلی
7 books | 20 friends

Anahid ...
84 books | 18 friends

Mohamma...
3 books | 28 friends

Homayoo...
23 books | 5 friends

Babak.s...
31 books | 88 friends

Az Ade
0 books | 14 friends

Yousef
3 books | 23 friends




Polls voted on by Amir

Lists liked by Amir