Stella

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Stella.


Loading...
احمد شاملو
“اشک رازیست
لبخند رازیست
عشق رازیست

اشک آن شب لبخند عشقم بود

قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی که چنان بدانی...

من درد مشترکم
مرا فریاد کن.”
شاملو

فریدون مشیری
“دل ِ من دير زماني است که مي پندارد:
«دوستي» نيزگُلي است؛
مثل ِ نيلوفر و ناز،
ساقه ء تُرد ِ ظريفي دارد.

بي گمان سنگدل است آن که روا مي دارد
جان ِ اين ساقه ء نازک را
- دانسته –
- بيازارد!”
فريدون مشيري

Albert Camus
“سانسور همان چیزی را که نهی می کند به فریاد بلند اعلام می دارد. نظام جهان نیز متناقض است
(سقوط)”
آلبر كامو

احمد شاملو
“اشک رازي ست
لبخند رازي ست
عشق رازي ست
اشک آن شب لبخند عشقم بود.
قصه نيستم که بگويي
نغمه نيستم که بخواني
صدا نيستم که بشنوي
يا چيزي چنان که ببيني
يا چيزي چنان که بداني...
من درد مشترکم
مرا فرياد کن.
درخت با جنگل سخن مي گويد
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن مي گويم
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ريشه هاي تُرا در يافته ام
با لبانت براي همه لب ها سخن گفته ام
و دست هايت با دستان من آشناست.
در خلوت روشن با تو گريسته ام
براي خاطر زندگان؛
و در گورستان تاريک با تو خوانده ام
زيباترين سرود ها را
و تُرا که مردگان اين سال
عاشق ترين زندگان بوده اند.
دستت را به من بده
دست هاي تو با من آشناست
اي دير يافته با تو سخن مي گويم
بسان ابر که با طوفان
بسان علف که با صحرا
بسان باران که با بهار
بسان درخت که با جنگل سخن مي گويد
زيرا که من
ريشه هاي تُرا دريافته ام
زيرا که صداي من
با صداي تو آشناست”
احمد شاملو_ahmad shamlou

احمد شاملو
“آن‌که می‌گوید دوستت دارم
خُـنـیـاگر غمگینی‌ست
که آوازش را از دست داده است

ای کاش عشق را
زبان ِ سخن بود

هزار کاکلی شاد
در چشمان توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من

عشق را
ای کاش زبان ِ سخن بود

آن‌که می‌گوید دوستت دارم
دل اندُه گین شبی ست
که مهتابش را می جوید

ای کاش عشق را
زبان ِ سخن بود

هزار آفتاب خندان در خرام ِ توست
هزار ستاره‌ی گریان
در تمنای من

عشق را
ای کاش زبان ِ سخن بود”
احمد شاملو

year in books
Amir
986 books | 1,043 friends

Alireza-
0 books | 17 friends




Polls voted on by Stella

Lists liked by Stella