Marmar

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Marmar.


Loading...
عباس معروفی
“می‌دانی؟ می‌دانی از وقتی دلبسته‌ات شده‌ام
همه‌جا بوی پرتقال و بهشت می‌دهد
هرچه می‌كنم چهار خط برای تو بنويسم
می‌بينم واژه‌ها خاک بر سر شده‌اند
هرچه می‌كنم چهار قدم بيايم
تا به دست‌هایت برسم زانوهایم می‌خمد
نه اينكه فكر كنی خسته‌ام
نه اينكه تاب راه رفتن نداشته باشم
نه٬ تا آخرش همين است
نگاهت به لرزه‌ام می‌اندازد”
عباس معروفی

عباس معروفی
“عزيز دلم، مي داني سيم آخر چيست؟ همه خيال مي كنند كه سيم آخر
ساز است. حتا يک نوازنده بي سواد روی صحنه زد به سيم آخر تارش گفت:
اين هم سيم آخر! اما سيم آخر يعني وقتي مي رفتند قمار، سكه زرشان را كه
مي باختند، جيبشان را ميگ شتند، آخرين سكه سيم را هم به قمار مي زدند.
مي زدند به سيم آخر، به اميد بردن همه هستي، يا به باد دادن آخرين سكه
نيستي.”
عباس معروفی, تماماً مخصوص

عباس معروفی
“هيچ دليلي وجود ندارد
كه عاشقت نباشم؛
اين همه دوري؟
اين همه راه؟
نمي فهمم...”
عباس معروفی

عباس معروفی
“شب‌ها در پارک راه می‌روم و به عکس ماه در آب سلام می‌کنم. تاريکی از سوت می‌ترسد. سوت می‌زنم و خوشبختم.”
عباس معروفی

عباس معروفی
“هميشه مي خواستم بدانم مرز احساس و منطق كجا تعيين ميشود.در آلمان فهميدم كه مرز احساس و منطق در فرهنگ تعيين مي شود.در درازاي تاريخ.آلماني ها كانت دارند و ما حافظ.”
عباس معروفی, تماماً مخصوص

year in books

Marmar hasn't connected with her friends on Goodreads, yet.





Polls voted on by Marmar

Lists liked by Marmar