Manijeh

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Manijeh.


Loading...
عباس معروفی
“تجربه ي من از جنگ جوري شده كه با نگاه كردن به فضا مي فهمم جنگ چقدر به عمق فاجعه رسيده.
-چجوري؟
با صداي زنگداري گفت:در هر جنگي بايد به چروك پيشاني زنها نگاه كرد يا به درهم شكستگي پل ها...
و من داشتم فكر ميكردم هر كسي از جنگ يك چيزش را مي بيند.به نظر من در هر جنگي بايد به دو چيز نگاه كرد يكي به كفش مردم و ديگر به دندان بچه ها.”
عباس معروفی, تماماً مخصوص

“حرف كه مي‌زني
من از هراس طوفان
زل مي‌زنم به ميز
به زيرسيگاري
به خودكار
تا باد مرا نبرد به آسمان.
لبخند كه مي‌زني
من
ـ عين هالوها ـ
زل مي‌زنم به دست‌هات
به ساعت مچي طلايي‌ات
به آستين پيراهن ا‌ت
تا فرو نروم در زمين.

ديشب مادرم گفت تو از ديروز فرورفته‌اي
در كلمه‌اي انگار
در عین
در شين
درقاف
در نقطه‌ها.”
مصطفی مستور

عباس معروفی
“خیلی ها فکر می کنند سلامتی بزرگترین نعمت است، ولی سخت در اشتباهند. وقتی سالم باشی و در تنهایی پرپر بزنی، آنی مرض می گیری، بدترین نحوست ها می آید سراغت، غم از در و دیوارت می بارد، کپک می زنی. کاش مریض باشی ولی تنها نباشی.”
عباس معروفی

عباس معروفی
“قورت دادن بعضي از مسائل مثل ماه ها تو را نديد ن عادت من است”
عباس معروفی

عباس معروفی
“عاشقت باشم می‌ميرم
يا عاشقت نباشم؟

نمی‌دانم کجا می‌بری مرا
همراهت می‌آيم
تا آخر راه
و هيچ نمی‌پرسم از تو
هرگز.

عاشقم باشی می‌ميرم
يا عاشقم نباشی؟

اين که عاشقی نيست
اين ‌که شاعری نيست
واژه‌ها تهی شده‌اند
بانوی من!
به حساب من نگذار
و نگذار بی تو تباه شوم!

با تو عاشقی کنم
يا زندگی؟

در بوی نارنجی پيرهنت
تاب می‌خورم
بی‌تاب می‌شوم
و دنبال دست‌هات می‌گردم
در جيب‌هام
می‌ترسم گمت کرده باشم در خيابان
به پشت سر وا می‌گردم
و از تنهايی خودم وحشت می‌کنم.

بی تو زندگی کنم
يا بميرم؟

نمی‌دانم تا کی دوستم داری
هرجا که باشد
باشد
هرجا تمام شد
اسمش را می‌گذارم
آخر خط من.
باشد؟

بی تو زندگی کنم
يا بگردم؟

همين که باشی
همين که نگاهت ‌کنم
مست می‌شوم
خودم را می‌آويزم به شانه‌ی تو.

با تو بمیرم
یا بخندم؟

امشب اسبت را می‌دزدم
رام می‌شوم آرام
مبهوت عاشقی کردنت .

با تو
اول کجاست؟
با تو
آخر کجاست؟

از نداشتنت می‌ترسم
از دلتنگيت
از تباهی خودم
همه‌اش می‌ترسم
وقتی نيستی تباه شوم.

بی تو
اول و آخر کجاست؟

واژه ها را نفرین میکنم
و آه می کشم
در آیینهی مهآلود
پر از تو میشوم
بی چتر.

من
بی تو
يعنی چی؟

غمگين که باشی
فرو می‌ريزم
مثل اشک.
نه مثل ديوار شهر
که هر کس چيزی بر آن
به يادگار نوشته است.

تو بيش‌تر منی
يا من تو؟

در آغوشت
ورد می‌خوانم زير لب
و خدا را صدا می‌زنم.
آنقدر صدا می‌زنم که بگويی:
جان دلم!”
عباس معروفی / Abbas Maroofi

year in books

Manijeh hasn't connected with her friends on Goodreads, yet.





Polls voted on by Manijeh

Lists liked by Manijeh