“أنا معك يا أخي وولدي السني بقدر ما أنا معك يا أخي وولدي الشيعي، انا معكما بقدر ما انتما مع الاسلام”
―
―
“آدمی که یک بار خطا کرده باشد و پاش لغزیده باشد و بعد هم پشیمان شده باشد، مطمئن تر است از آدمی که تا به حال پاش نلغزیده ...
....
از آدم بی خظا می ترسم، از آدم دو خطا دوری می کنم، اما پای آدم تک خطا می ایستم”
― قیدار
....
از آدم بی خظا می ترسم، از آدم دو خطا دوری می کنم، اما پای آدم تک خطا می ایستم”
― قیدار
“باید بدانی
که هیچکس کودکانش را بر قایق سوار نمی کند
مگر اینکه آب امنتر از خشکی باشد
مگر اینکه خانهاش دهان کوسهماهی باشد
هیچکس خانهاش را ترک نمیکند
مگر آنکه وطنش تا ساحل در تعقیبش باشد
مگر آنکه وطنش گفته باشدش
قدمهایت را تندتر کن
لباسهایت را هم برندار
از دشتها سینهخیز برو
سینه به آب بزن
غرق شو
نجات بده
گرسنگی بکش
گدایی کن
غرورت را زیر پا بگذار
که بقای تو مهمتر از همهی اینهاست
هیچکس وطنش را ترک نمیکند
مگر آنکه خانهاش با آوازی عرقآلود در گوشش بگوید
برو
از من فرار کن
که من نمیدانم به چه روزی افتادهام
اما این را خوب میدانم
که هر جای دنیا
امنتر از اینجاست”
―
که هیچکس کودکانش را بر قایق سوار نمی کند
مگر اینکه آب امنتر از خشکی باشد
مگر اینکه خانهاش دهان کوسهماهی باشد
هیچکس خانهاش را ترک نمیکند
مگر آنکه وطنش تا ساحل در تعقیبش باشد
مگر آنکه وطنش گفته باشدش
قدمهایت را تندتر کن
لباسهایت را هم برندار
از دشتها سینهخیز برو
سینه به آب بزن
غرق شو
نجات بده
گرسنگی بکش
گدایی کن
غرورت را زیر پا بگذار
که بقای تو مهمتر از همهی اینهاست
هیچکس وطنش را ترک نمیکند
مگر آنکه خانهاش با آوازی عرقآلود در گوشش بگوید
برو
از من فرار کن
که من نمیدانم به چه روزی افتادهام
اما این را خوب میدانم
که هر جای دنیا
امنتر از اینجاست”
―
“من دختری را میشناسم که دلش میخواست با یک فلفل دلمهای ازدواج کند، با یکی از آن سبزهای خیلی درخشانش که وقتی انگشتت را به پوستش می کشی از فرط تردی و تمیزی قرچ می کند. این دختر کتاب خیلی داشت، هنوز هم خیلی دارد. یک بار بهاش گفتم:«همه پولهایت را در همه دوره های زندگیت داده ای بالای کتاب، آره؟» و او با سر تایید کرد و گفت شاید روزی با یک فلفل دلمه ای ازدواج کند. وقتی این جمله را میگفت نخندید و هیچ چیز در ظاهر یا نگاهش تغییر نکرد. حتی به نظر نمیآمد احساسش این باشد که دارد جمله عجیب یا بیربطی میگوید و من در یک لحظه کشف کردم که همه اینها به خاطر کتابهاست؛ این که دوست من آدم تنهایی است به خاطر کتابهاست؛ این که آدم خوشحالی نیست به خاطر کتابهاست و این که آدم عجیبی است که فکر میکند میتواند با یک فلفل دلمهای ازدواج کند هم به خاطر کتابهاست. به نظرم کتابها سازنده و نابود کنندهاند، خطرناک و ضروریاند، دشمن و دوستند. به نظرم کتابها از آن چیزهایی هستند که زندگی آدم ها به قبل و بعد از آنها تقسیم میشود؛ مثل ازدواجند، خطرناک و ضروری. نمیشود کسی را به آن توصیه کرد و نمیشود کسی را از آن نهی کرد. زندگی با وجود آنها سخت و بدون آنها ساده، اما بی بو و خاصیت است...”
―
―
Hamed.733’s 2025 Year in Books
Take a look at Hamed.733’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by Hamed.733
Lists liked by Hamed.733










































