“بگـذار داخل ویـدئـو فیلـم را ببین:
تصـویـر مه گـرفته ای از آخر زمین
شمشیـرهای تـیز برهنه به هر طرف
و دوستـان کـنار تو خنجـر در آستین
تو آن زنی که در دل شب راه می رود
در جستجوی بی کسی خود،فقط همین!
تو آن زنی که منتظرت ایستاده اند
بازیگـران خوب و بـد فـیلم در کمین
تو آن زنی که در وسط شب سقوط کرد
که پرت کرد خـود را از قـلـّه یقین
تو آن زنی جدا شده از روزگار خویش
آن آخـریـن نفـر کـه رسیـده بـه اوّلین!
تـو آن زنی فرشته لـذّت، خدای مرگ
با چندخط سکوت... و یک سطرنقطه چین
تـو قـهـرمـان واقـعـی قـصه ای ولـی
مردی نشسته گریه کنان پشت دوربین!”
―
تصـویـر مه گـرفته ای از آخر زمین
شمشیـرهای تـیز برهنه به هر طرف
و دوستـان کـنار تو خنجـر در آستین
تو آن زنی که در دل شب راه می رود
در جستجوی بی کسی خود،فقط همین!
تو آن زنی که منتظرت ایستاده اند
بازیگـران خوب و بـد فـیلم در کمین
تو آن زنی که در وسط شب سقوط کرد
که پرت کرد خـود را از قـلـّه یقین
تو آن زنی جدا شده از روزگار خویش
آن آخـریـن نفـر کـه رسیـده بـه اوّلین!
تـو آن زنی فرشته لـذّت، خدای مرگ
با چندخط سکوت... و یک سطرنقطه چین
تـو قـهـرمـان واقـعـی قـصه ای ولـی
مردی نشسته گریه کنان پشت دوربین!”
―
“زندگی تحـریم شد مثـل همیـشه
شاعر به تو تـقـدیم شد مثـل همیشه
بین خودش...و زندگی هی گیرمی کرد
و از وسط تقـسیم شد مثـل همیـشه!
امروز دیدم مرد را، چه روز خوبی!
و وارد تـقـویـم شـد مثـل همـیـشـه
گفتی:« ترا من دوست دارم عاشقم باش!»
و مـرد هـم تسـلیـم شـد مثـل هـمیـشه
آینده ای که باید از آن مرد می ساخت
در ذهن زن ترسـیم شد مثـل همیشه :
یک بازی تازه به نام عـشق و بعداً
از هم جدا خواهـیم شد مثـل همیـشه”
― فرشتهها خودکشی کردند
شاعر به تو تـقـدیم شد مثـل همیشه
بین خودش...و زندگی هی گیرمی کرد
و از وسط تقـسیم شد مثـل همیـشه!
امروز دیدم مرد را، چه روز خوبی!
و وارد تـقـویـم شـد مثـل همـیـشـه
گفتی:« ترا من دوست دارم عاشقم باش!»
و مـرد هـم تسـلیـم شـد مثـل هـمیـشه
آینده ای که باید از آن مرد می ساخت
در ذهن زن ترسـیم شد مثـل همیشه :
یک بازی تازه به نام عـشق و بعداً
از هم جدا خواهـیم شد مثـل همیـشه”
― فرشتهها خودکشی کردند
“تو که بیایی جهان را ... تو که بیایی زمان را ...
مهمتر از هر چه باید، تو که بیایی قشنگ است!
کسی که در قلب من مُرد سؤال می کرد از خود
چه راه بی بازگشتی، چرا رهایی قشنگ است؟!
و زن که خاموش می ماند...و زن که خاموش مانده
و زن شروعی قشنگ است...و انتهایی قشنگ است”
― فرشتهها خودکشی کردند
مهمتر از هر چه باید، تو که بیایی قشنگ است!
کسی که در قلب من مُرد سؤال می کرد از خود
چه راه بی بازگشتی، چرا رهایی قشنگ است؟!
و زن که خاموش می ماند...و زن که خاموش مانده
و زن شروعی قشنگ است...و انتهایی قشنگ است”
― فرشتهها خودکشی کردند
“کثـافتِ احمق - عشق من! - چقـدر خری
اگــر مـرا بـبـری و اگــر مـرا نـبـری!
اگـر چه جمع شـدی در مـیان من با درد
ولی هـنـوز عـزیـزم هـنوز یک نـفـری
و در زدم کـه بـیـایـم بـه خـانـه اوّل
و تـاس ریخـتـم از تو: شـروع دربدری
سپید باش، سه تا کک مک و سه تا نقطه ...
کـه از هـمیشگی واژه هـا قـشنگـتری
مرا ادامه بده روی برف خویش بکش
اگرچه آخراین شعر را که...با خبری!
دوتا کبوتربودی که نوک به من می زد
و یک دریچه کوچک...چقدرمختصری!
شـبیه یک کـلمه مـثـل دوسـتـت دارم
شـبیه لـرزیـدن در بـرهـنـه پـسـری
بمـان پـرنده بدبخت پیش جفت خودت
چرا؟!چگونه؟! ولی!کِی؟!چقدر؟! تا.. بپری”
―
اگــر مـرا بـبـری و اگــر مـرا نـبـری!
اگـر چه جمع شـدی در مـیان من با درد
ولی هـنـوز عـزیـزم هـنوز یک نـفـری
و در زدم کـه بـیـایـم بـه خـانـه اوّل
و تـاس ریخـتـم از تو: شـروع دربدری
سپید باش، سه تا کک مک و سه تا نقطه ...
کـه از هـمیشگی واژه هـا قـشنگـتری
مرا ادامه بده روی برف خویش بکش
اگرچه آخراین شعر را که...با خبری!
دوتا کبوتربودی که نوک به من می زد
و یک دریچه کوچک...چقدرمختصری!
شـبیه یک کـلمه مـثـل دوسـتـت دارم
شـبیه لـرزیـدن در بـرهـنـه پـسـری
بمـان پـرنده بدبخت پیش جفت خودت
چرا؟!چگونه؟! ولی!کِی؟!چقدر؟! تا.. بپری”
―
Elham’s 2025 Year in Books
Take a look at Elham’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
Elham hasn't connected with their friends on Goodreads, yet.
Polls voted on by Elham
Lists liked by Elham


