Ali Mahdavi
https://www.goodreads.com/alimahdavi
“چیزی در درونم مرا وامی دارد رنج خود را با صدای بلند فریاد کنم.من نیک دانسته ام که چه باید بکنم.آنچه در درونم هست و هرگز فریبم نمی دهد اکنون به من می گوید:باید در مقابل دنیا بایستی،حتی اگر تنها بمانی.باید چشم در چشم دنیا بدوزی،حتی اگر دنیا با چشمان خون گرفته به تو بنگرد.ترس به دل راه نده.به سخن آن موجود کوچکی که در قلبت خانه دارد اطمینان کن که می گوید:دوستان،همسر،و همه چیز و همه کس را رها کن و فقط به آنچه برایش زیسته ای و به خاطرش باید بمیری شهادت بده”
―
―
“جهان راهمين جا نگه دار
كمي جلوتر
من آن طرف امروز پياده مي شوم
كمي نزديك به پنجشنبه نگهدار
كسي از سايه هاي هر چه ناپيدا مي آيد
از آن
طرف كودكي
و نزديك پنجشنبه به راه بعد از امروز مي افتد
كمي نزديك به پنجشنبه نگهدار
تو همان آشناترين صداي اين حدودي
كه مرا ميان مكث سفر
به كودك ترين سايه ها مي بري
با دلم كه هواي باغ كرده است
با دلم كه پي چند قدم شب زير ماه مي گردد
و مرامي نشيند
مي
نشينم و از يادمي روم
مي نشينم و دنيا را فكر مي كنم
آشناترين صداي اين حدود پنجشنبه
كنار غربت راه و مسافران چشمخيس
دارم به ابتداي سفر مي روم
به انتهاي هر چه در پيش رو مي رسم
گوش مي كني ؟
مي خواهم از كنار همين پنجشنبه حرفي بزنم
حالا كه دارم از ياد
مي روم
دارم سكوت مي شوم
مي خواهم آشناترين صداي اين حدود تازه شوم
گوش مي كني؟
پيش روي سفر
بالاي نزديك پنجشنبه برف گرفته است
پيش روي سفر
تا نه اين همه ناپيدا
تنها منم كه آشناترين صداي اين حدودم
تنها منم كه آشناترين صداي هر حدودم
حالا هر چه باران است ، در من برف مي شود
هر چه درياست ، در من آبي
حالا هر چه پيري است ، در من كودك
هر چه ناپيدا ، در من پيدا
حالا هر چه هر روز و بعد از اين
هر چه پيش رو
منم كه از ياد مي روم ، آغاز مي شوم
و پنجشنبه نزديك من است
جهان را همين
جا نگهدار
من پياده مي شوم”
―
كمي جلوتر
من آن طرف امروز پياده مي شوم
كمي نزديك به پنجشنبه نگهدار
كسي از سايه هاي هر چه ناپيدا مي آيد
از آن
طرف كودكي
و نزديك پنجشنبه به راه بعد از امروز مي افتد
كمي نزديك به پنجشنبه نگهدار
تو همان آشناترين صداي اين حدودي
كه مرا ميان مكث سفر
به كودك ترين سايه ها مي بري
با دلم كه هواي باغ كرده است
با دلم كه پي چند قدم شب زير ماه مي گردد
و مرامي نشيند
مي
نشينم و از يادمي روم
مي نشينم و دنيا را فكر مي كنم
آشناترين صداي اين حدود پنجشنبه
كنار غربت راه و مسافران چشمخيس
دارم به ابتداي سفر مي روم
به انتهاي هر چه در پيش رو مي رسم
گوش مي كني ؟
مي خواهم از كنار همين پنجشنبه حرفي بزنم
حالا كه دارم از ياد
مي روم
دارم سكوت مي شوم
مي خواهم آشناترين صداي اين حدود تازه شوم
گوش مي كني؟
پيش روي سفر
بالاي نزديك پنجشنبه برف گرفته است
پيش روي سفر
تا نه اين همه ناپيدا
تنها منم كه آشناترين صداي اين حدودم
تنها منم كه آشناترين صداي هر حدودم
حالا هر چه باران است ، در من برف مي شود
هر چه درياست ، در من آبي
حالا هر چه پيري است ، در من كودك
هر چه ناپيدا ، در من پيدا
حالا هر چه هر روز و بعد از اين
هر چه پيش رو
منم كه از ياد مي روم ، آغاز مي شوم
و پنجشنبه نزديك من است
جهان را همين
جا نگهدار
من پياده مي شوم”
―
“بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین
- عاشق شدن
- آنقدر بخندی که دلت درد بگیره
- بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری
- برای مسافرت به یک جای زیبا بری
- به آهنگ مورد علاقه ات از رادیو گوش بدی
- به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی
- از حموم که اومدی بیرون ببینی حوله ات گرمه
- آخرین امتحانت رو پاس کنی
- کسی که معمولا زیاد نمیبینیش ولی دلت میخواد ببینیش بهت تلفن کنه
- توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمیکردی پول پیدا کنی
- برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی
- تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه
- بدون دلیل بخندی
- بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف میکنه
- از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم میتونی بخوابی
- آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما میاره
- عضو یک تیم باشی
- از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی
- دوستای جدید پیدا کنی
- کسی باشه که وقتی اونو میبینی دلت هری بریزه پایین
- لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی
- کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی
- یه دوست قدیمی رو دوباره ببینی و ببینی که فرقی نکرده
- عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی
- یکی رو داشته باشی که بدونی دوستت داره
- یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ... باز هم بخندی”
― عامهپسند
- عاشق شدن
- آنقدر بخندی که دلت درد بگیره
- بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری
- برای مسافرت به یک جای زیبا بری
- به آهنگ مورد علاقه ات از رادیو گوش بدی
- به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی
- از حموم که اومدی بیرون ببینی حوله ات گرمه
- آخرین امتحانت رو پاس کنی
- کسی که معمولا زیاد نمیبینیش ولی دلت میخواد ببینیش بهت تلفن کنه
- توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمیکردی پول پیدا کنی
- برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی
- تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه
- بدون دلیل بخندی
- بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف میکنه
- از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم میتونی بخوابی
- آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما میاره
- عضو یک تیم باشی
- از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی
- دوستای جدید پیدا کنی
- کسی باشه که وقتی اونو میبینی دلت هری بریزه پایین
- لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی
- کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی
- یه دوست قدیمی رو دوباره ببینی و ببینی که فرقی نکرده
- عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی
- یکی رو داشته باشی که بدونی دوستت داره
- یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ... باز هم بخندی”
― عامهپسند
داستان كوتاه
— 3326 members
— last activity Aug 13, 2025 09:15AM
گروهي براي علاقمندان به داستان كوتاه اينجا گرد هم اومديم تا داستان بخونيم ، داستان بنويسيم ، با هم حرف بزنيم و حداقل چند دقيقه دلمشغولي هاي بي انتها ...more
اتوبوس
— 88 members
— last activity Aug 25, 2015 03:17AM
اتوبوس سالن تئاتری است با تعدادی صندلی محدود اما مشتاقان فراوان. نمایشش گاه کمدی است، گاه تراژدی. هر روز ماجرایی تازه در آن رخ می دهد. این تنها سالنی ...more
Dandelion - قاصدک
— 363 members
— last activity Aug 11, 2025 04:23AM
جغرافیای ِ کوچک من بازوان توست ای کاش تنگ تر شود این سرزمین من
Ali’s 2025 Year in Books
Take a look at Ali’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Favorite Genres
Not selected yet.
Polls voted on by Ali
Lists liked by Ali














