“آدمها میآیند
زندگی میکنند
میمیرند
و میروند
اما
فاجعهی زندگی تو
آن هنگام آغاز میشود
که آدمی میميرد
اما
نمیرود
میماند
و نبودنش در بودن تو
چنان ته نشین میشود
که تو میمیری در حالی که زندهای
و او زنده میشود در حالی که مرده است
از مزار که بازگشتی
قبرستان را به خانه نیاور”
―
زندگی میکنند
میمیرند
و میروند
اما
فاجعهی زندگی تو
آن هنگام آغاز میشود
که آدمی میميرد
اما
نمیرود
میماند
و نبودنش در بودن تو
چنان ته نشین میشود
که تو میمیری در حالی که زندهای
و او زنده میشود در حالی که مرده است
از مزار که بازگشتی
قبرستان را به خانه نیاور”
―
“چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟ و چقدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟”
― Someone I Loved
― Someone I Loved
“One is loved because one is loved. No reason is needed for loving.”
― The Alchemist
― The Alchemist
“رفته بودم دراگاستور پاستور
والیومهای زیادی خریده بودم
برای تسکین بیاعتمادی آدمی
بروفنهای زیادی خریده بودم
پولم تمام
امیدم تمام
دنبال آرزوی از دسترفتهای
من عاشق یک دوستت دارم سادهام
توی سینما عصر جدید
و بنگ بنگ ترانهی کیل بیل
توی سینما سپیده
راستی
والیومهای زیادی خریده بودم که
میانبر از کجا، به کجا بروم؟
حالا در ابتدای این دَوَران تازه
دارم از تو پرت میشوم که
ایستادهام اینجا
هی فکر میکنم ـ کاش آدمی وطنش را همچون بنفشهها
میشد با خود ببرد، هر کجا که خواست ـ
هی فکر میکنم
هی بنفشه میکارم
هی راه میروم”
― میخواهم بچههایم را قورت بدهم
والیومهای زیادی خریده بودم
برای تسکین بیاعتمادی آدمی
بروفنهای زیادی خریده بودم
پولم تمام
امیدم تمام
دنبال آرزوی از دسترفتهای
من عاشق یک دوستت دارم سادهام
توی سینما عصر جدید
و بنگ بنگ ترانهی کیل بیل
توی سینما سپیده
راستی
والیومهای زیادی خریده بودم که
میانبر از کجا، به کجا بروم؟
حالا در ابتدای این دَوَران تازه
دارم از تو پرت میشوم که
ایستادهام اینجا
هی فکر میکنم ـ کاش آدمی وطنش را همچون بنفشهها
میشد با خود ببرد، هر کجا که خواست ـ
هی فکر میکنم
هی بنفشه میکارم
هی راه میروم”
― میخواهم بچههایم را قورت بدهم
“بلایی عزیز. چیزی رنج آور که نمی توان عزیزش نداشت. که ندیده نمی توانش گرفت. زخمی اگر بر قلب بنشیند؛ تو، نه می توانی زخم را از قلبت وابکنی، و نه می توانی قلبت را دور بیاندازی. زخم تکه ای از قلب توست. زخم اگر نباشد، قلیت هم نیست. زخم اگر نخواهی باشد، قلبت را باید بتوانی دور بیاندازی. قلبت را چگونه دور می اندازی؟ زخم و قلبت یکی هستند”
― جای خالی سلوچ
― جای خالی سلوچ
Nikoo’s 2025 Year in Books
Take a look at Nikoo’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Favorite Genres
Biography, Fantasy, Historical fiction, History, Horror, Mystery, Non-fiction, Poetry, Romance, and Thriller
Polls voted on by Nikoo
Lists liked by Nikoo
















